آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

حضرت مسیح

در زمان ظهور امام زمان علیه السلام، مسیح(علیه السلام) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است این امر از امور قطعی و مسلّم نزد شیعه و همین‏طور اهل سنت است.

نزول حضرت مسیح نه ظهور

در روایت های اسلامی، درباره نزول حضرت مسیح(علیه السلام) سخن به میان آمده است، نه ظهور آن بزرگوار. این دو کلمه، مفاهیم متفاوتی دارد؛ یکی به معنای غیبت ودیگری نشان دهنده عروج و رفع الی الله و نزول دوباره است .ضرورت همه ادیان الهی، ظهور منجی حقیقی در آخر الزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح وعدالت در جهان است. عقل، فطرت و وجدان های بیدار وتجربه ها ی انسانی نیز این معنا را تأیید می کند که مقصد کاروان انسانیت، حکومت واحد جهانی وعدالت خواه وعدالت پروراخلاقی است.

در روایت های مهدویت، از عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی(عج) یاد شده است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان نزول می کند و پشت سرآن حضرت قرار می گیرد و در نماز جماعت به ایشان اقتدا خواهدکرد ومعاونت ایشان را برعهده دارد.وی حامی و مروج حضرت حجت است که به هدایت مردم به ویژه اهل کتاب می پردازد. حضرت محمد(صلی الله علیه) نیز در روایتی براین حقیقت تأکید می کند ومی فرماید:«سپس هنگام ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) عیسی بن مریم فرود می آید و پشت سر او (حضرت مهدی)، نماز می خواند»( بحارالانوار، ج51،ص 71,)

فرود آمدن حضرت روح الله، عیسی مسیح (علیه السلام) از آسمان، در آخرالزمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بیشتر مفسّران این آیه را که می فرماید: «هیچ یک از اهل کتاب (تورات و انجیل) نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به او (عیسی) ایمان آورد و او نیز روز قیامت به آن گواه باشد.» (سوره نساء (4)، آیه 159) به همین معنا تفسیر کرده اند. مۆلف کتاب «مجمع البیان» این تفسیر را از ابن عباس و دیگران نقل نموده و می گوید:

همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، از سر راه برداشته شوند

 

طبری نیز این تفسیر را پذیرفته است. علامه مجلسی این تفسیر را از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند: «پیش از قیامت، (عیسی) به دنیا فرود آید و هیچ یک از ملت های یهود و مسیح نماند؛ مگر آنکه قبل از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی (علیه السلام) نماز گزارد.» (بحارالانوار، ج 14، ص 530)

روایات فرود آمدن مسیح (علیه السلام) در منابع شیعه و سنّی فراوان است، از جمله این روایتِ مشهور از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند:

«چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود ‌آید و پیشوای شما از خود شما باشد.» (همان، ج 52، ص 283)

ظهور
مسیح در خدمت حضرت مهدی(علیه السلام)

ضرورت همة ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است. آری مهدی(عج) دوازدهمین امام از اهل بیت عصمت و طهارت است.

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(علیه السلام) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(علیه السلام) احترام نموده و مسیح(علیه السلام) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(علیه السلام) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.( صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص290 به بعد) کتاب منتخب الاثر 25 حدیث در این رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده که امام عصر(عج) به حضرت عیسی(علیه السلام) می گوید:بیایید بر ما امامت کنید. و حضرت عیسی(علیه السلام) می گوید:بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.

آنگاه می گوید این حدیث صحیح و نیکو است که بزرگان نقل نموده اند و دلالت دارد بر اینکه مهدی(علیه السلام) به جز عیسی(علیه السلام) است و این به معنی تسلیم مسیحیت و یهودیت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البیت(علیهم السلام) خواهد بود.

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(علیه السلام) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(علیه السلام) احترام نموده و مسیح(علیه السلام) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(علیه السلام) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست

آیا امام زمان و حضرت عیسی در یک زمان ظهور می کنند؟

از روایات موجود در این زمینه به دست می‏آید که بعد از ظهور حضرت حجة بن الحسن العسکری – ارواحنا له الفدا – حضرت مسیح(علیه السلام) از آسمان نزول خواهد کرد و در محضر آن حضرت حضور خواهد داشت. پیامبر اکرم(صلی الله علیه) می‏فرماید:

«لن تُهلک اُمَّةٌ انأ فی اولها و عیسی فی آخرها و المهدی فی وسطها»؛( کشف الغمه، ج 2، ص 484، الباب الثانی عشر)

امتی که من در اول، عیسی(علیه السلام) در آخر و مهدی (علیه السلام) در وسط آن باشیم هرگز به هلاکت نمی‏افتند.

این روایت صراحت بیشتری بر این مطلب دارد که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از حضرت عیسی (علیه السلام) انجام می‏گیرد، بنابراین حضرت مهدی(عج) میانه امت پیامبر خواهد بود و منظور از وسط در روایت ذکر شده ما قبل آخر است و میانه حقیقی نیست چون حضرت عیسی(علیه السلام) پس از حضرت مهدی(عج) خواهد آمد و حضور ایشان با حضور حضرت مهدی(عج) منافاتی نخواهد داشت. از این روایت استفاده می‏شود که حضرت عیسی(علیه السلام) وحضرت مهدی(عج) با هم ظهور نمی‏کنند بلکه نخست حضرت مهدی(عج) و سپس بعد حضرت عیسی(علیه السلام) ظهور می‏کنند.( یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان(عج) علی رضا رجایی تهران، ص 211)

می توان گفت همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، از سر راه برداشته شوند.

فرآوری: محمدی  

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

1)     پایگاه اطلاع رسانی حوزه

2)     موسسه قرآنی ام الکتاب

3)     سایت راسخون

4)     وبلاگ ظهور

 

مطالب مرتبط:

آیا در زمان ظهور، پیروی از حضرت مسیح بر مسلمانان واجب است؟

دو پرسش پیرامون ظهور امام زمان(عج) و حضرت مسیح(علیه‌السلام)

موعود‌گرایی اسلامی راهی به سوی صلح جهانی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط شكوفه

 

یكی از خرافه‌هایی كه توسط عوامل استعمار ساخته و پرداخته شد و سپس در سطحی وسیع منتشر گردید، تعیین وقت و زمان برای ظهور موعود است، در حالیکه تعیین وقت ظهور توسط امامان معصوم (علیهم السلام) به شدت تكذیب شده و براساس آنچه به طور مكرر از ائمه دین (علیهم السلام) رسیده است، هیچ كس از زمان ظهور جز خداوند متعال آگاه نیست.


یكی از مشكلات مكرر در طول زمان و به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نفوذ خرافات و موهومات در پیكره دین و در مفاهیم و ارزش‌های اسلامی به منظور مقابله با نقش آفرینی تعالیم و قوانین الهی در عرصه حیات اجتماعی و سیاسی می‌باشد.

با بررسی پرونده قطور خرافات راه یافته در اسلام در می‌یابیم كه این خرافه‌ها از قدرت‌های سیطره جوی استعماری ریشه می‌گیرد و جریان‌های فكری و سیاسی وابسته به استعمار در جوامع و كشورهای اسلامی، همواره در پوشش دین و با آراستن ظاهر اسلامی وارد می‌شوند و به هویت دینی و وحدت اجتماعی و قدرت سیاسی مسلمانان ضربه می‌زنند و جمعی از مردم مسلمان تحت تاثیر این جریان‌های مخرب و به ظاهر حامی دین، قرار می‌گیرند و سیاهی لشكر‌ استعمار خارجی و وابستگان داخلی می‌شوند.

یكی از این خرافه‌ها كه توسط عوامل استعمار ساخته و پرداخته شد و سپس در سطحی وسیع منتشر گردید، تعیین وقت و زمان برای ظهور موعود است، در حالیکه تعیین وقت ظهور توسط امامان معصوم (علیهم السلام) به شدت تكذیب شده و براساس آنچه به طور مكرر از ائمه دین (علیهم السلام) رسیده است، هیچ كس از زمان ظهور جز خداوند متعال آگاه نیست.

در کتاب جلیل القدر مکیال المکارم آمده است که:

حکمت الهی به علت اموری که بر ما پوشیده است، بر این قرار گرفته که وقت ظهور صاحب الامر را پیش از فرارسیدن آن از بندگانش مخفی بدارد، زیرا که علم به آن از اسرار اللَّه است که از خلق خود مستور داشته است.

در دعایی که از حضرت‏ مهدی علیه السلام به دست شیخ ‏عَمْری‏ قدّس سرّه روایت رسیده چنین آمده است: «[خدایا] و تو عالِمی بدون تعلیم به آن وقتی که صالح امر [حکومت] ولّی توست، در این‏که به او فرمان دهی امر خود را اظهار نماید و پرده [غیبتش] را کنار زند، پس مرا بر [انتظار] آن صبر ده تا دوست ندارم آنچه به تأخیر انداخته ‏ای جلو بیفتد و آنچه را تعجیل بخواهی من به تأخیرش مایل نباشم، و هر چه تو در پرده قرار داده‏ ای افشایش را نطلبم، و در آنچه نهان ساخته ‏ای کاوش ننمایم، و در تدبیر امور جهان با تو [که همه مصالح را می‏ دانی] به نزاع نپردازیم…»

در غیبت نعمانی به سند خود از محمد بن مسلم آورده که گفت: امام صادق ‏علیه السلام فرمود: ای محمد! هر کس تعیین وقتی را از ما به تو خبر دهد بدون تردید او را تکذیب کن، زیرا که البتّه ما برای هیچ کس وقتی را تعیین نمی ‏کنیم

**در جایی دیگر می خوانیم که مفضَّل خدمت امام صادق رسیده و می گوید: ای سرور من، وقتی برای آن ظهور مهدی تعیین نمی ‏کنید؟ حضرت فرمودند: ای مفضّل! برای آن وقتی مگذار که هر کس برای ظهور مهدی ما وقتی تعیین نماید خود را در علم خداوند شریک دانسته و [به ناحق] مدّعی شده که خداوند تعالی او را از اسرار خویش آگاه ساخته است.

** در غیبت نعمانی به سند خود از محمد بن مسلم آورده که گفت: امام صادق ‏علیه السلام فرمود: ای محمد! هر کس تعیین وقتی را از ما به تو خبر دهد بدون تردید او را تکذیب کن، زیرا که البتّه ما برای هیچ کس وقتی را تعیین نمی ‏کنیم. (غیبت نعمانی ص 155,)

**از ابوبصیر از حضرت امام صادق ‏علیه السلام آمده که گفت: به آن حضرت عرضه داشتم: فدایت گردم، خروج قائم ‏علیه السلام کی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: ای ابومحمد! ما خاندانی هستیم که وقت نمی‏ گذاریم، و به تحقیق که حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: وقت گذاران دروغ گویند.

و نیز از فضیل بن یسار است که گفت: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: آیا برای این امر وقتی هست؟ حضرت فرمودند: وقت گذاران دروغ می ‏گویند. (غیبت نعمانی ص158,)

از روایاتی در این باب آوردیم معلوم شد که از وظایف مهم شیعیان ترک وقت گذاری و تکذیب تعیین کنندگان وقت ظهور حضرت حجّت‏ علیه السلام است هر کس که باشد.( مکیال المکارم، ص 542 تا 544 )

ظهور
چرا نباید از وقت ظهور خبر دهیم؟

1 - در هیچ روایتی به وقت دقیق و حتی غیر دقیق ظهور اشاره نشده است.

2 - از آن جهت كه زمان ظهور ممكن است به جهت شرایطی تغییر پیدا كند باید از این کار پرهیز کرد. (اگر چه انسان ممكن است از راه‌های غیر عادی به یك پرده از قضایا علم حاصل نماید.)

3 - گاهی با برخی از خبرها نسبت به ظهور كه در خارج هم تحقق نیافته است مردم به اصل ظهور بدبین می‌شوند و اصل واقعه از دید آنان بی اعتبار می‌گردد.

4 - برخی از روایات، از معین كردن وقت ظهور نهی نموده‌اند. (کتاب غیبت کبری، ص30)

با بررسی پرونده قطور خرافات راه یافته در اسلام در می‌یابیم كه این خرافه‌ها از قدرت‌های سیطره جوی استعماری ریشه می‌گیرد و جریان‌های فكری و سیاسی وابسته به استعمار در جوامع و كشورهای اسلامی، همواره در پوشش دین و با آراستن ظاهر اسلامی وارد می‌شوند و به هویت دینی و وحدت اجتماعی و قدرت سیاسی مسلمانان ضربه می‌زنند و جمعی از مردم مسلمان تحت تاثیر این جریان‌های مخرب و به ظاهر حامی دین، قرار می‌گیرند و سیاهی لشكر‌ استعمار خارجی و وابستگان داخلی می‌شوند

اما در کتاب ارزشمند مکیال المکارم برای عدم تعیین وقت ظهور دلایل دیگری نیز آمده که بدین شرح  است:

1- اینکه بندگان نمی توانند آن را تحمل نمایند و بر کتمانش صبر کنند به این ترتیب که عده ای به دلیل ضعف ایمان از تحمل اسرار ناتوان هستند و هر گاه اسرار برایشان فاش شود شکها و شبهه ها در دلشان راه می یابد و عده ای دیگر که ایمان قوی  و یقین دارند توان صبر کردن بر زمان طولانی غیبت را ندارند و با تعیین وقت ظهور چنانچه بسیار دور باشد، سختی بر ایشان عارض می گردد.

2- دیگر اینکه حکمت الهی بر این است که مۆمنین در همه زمانها منتظر ظهور مولایمان صاحب الزمان علیه السلام باشند و با تعیین وقت ظهور، پیش از رسیدن وقتش از آن مأیوس شده و این مصالح متعددی را از بین می برد.

3- حکمت دیگر بررسی و امتحان مردم می باشد تا شتابزدگان از دیگران جدا شوند و با تعیین وقت ظهور امتحان نسبت به بسیاری از افراد که ادعای ایمان می کنند ناتمام می ماند.

4- مخفی داشتن وقت ظهور تفضل و عنایت به مۆمنانی است که در عصر غیبت زندگی می کنند زیرا وقت ظهور فرج از امور بدائیه است که ممکن است به سبب بعضی مصالح و یا تحقق و عدم تحقق برخی شرایط که بر مردم  پوشیده است زودتر یا دیرتر اتفاق افتد و در صورت تأخیر از وقت تعیین شده بسیاری از مردم به تردید می افتادند. (مکیال المکارم، ص 547 تا 549)

خلاصه سخن اینکه: مردم معتقد باید به هوش باشند تا فریب وابستگان به استعمار را نخورند و با باورهای ناآگاهانه ابزار تأمین اهداف آنان را فراهم نسازند.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان    

 


منابع:

پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی(ره)

کتاب مکیال المکارم، محمد تقی موسوی اضفهانی

کتاب غیبت کبری، علی اصغر رضوانی

 

مطالب مرتبط:

یاری امام عصر(علیه السلام)، چرا و چگونه؟

صبر و شكیبائى از شرایط انتظار

ظهور حضرت مهدی(عج)، وعده‌ای الهی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم آذر 1392 توسط شكوفه

رجعت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ از امور قطعی و یقینی است اما در مورد كیفیت رجعت و نحوه حكومت آنها اطلاعات آنچنانه ای در دست نیست فقط در مورد حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ وارد شده كه به اندازه ای پادشاهی خواهند كرد كه از پیری موی ابروهایش بر روی چشمانش آویخته شود.

 


رجعت در نزد شیعه

رجعت در اصطلاح علم کلام و در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه خداوند گروهی از مردگان را در هنگام ظهور امام مهدی علیه السلام به همان صورتی که قبلا در دنیا بوده‌اند به دنیا بر می‌گرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل می‌کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران می‌گیرد. (بحارالانوار/ ج 53 ص 42) شیعیان معتقدند انسان‌های بسیار نیکو و انسان‌های بسیار پلید در آخرالزمان و پس از ظهور مهدی به اذن خداوند به دنیا باز می‌گردند.

در حدیثی از علی چنین آمده‌است: «رجعت علم خاص و ویژه‌ای است که اکثر مردم قدرت درک و تحمل آن را ندارند.» (بحار الانوار جلد 53 ص 74)

همچنین در حدیث دیگری چنین آمده‌است: «رجعت تجلی قدرت خداوند است، پس آن را انکار نکنید.»

به اعتقاد شیخ مفید"امامیه اتفاق کرده‌اند که بازگشت بسیاری از مرده‌ها به دنیا قطعی است".

«کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد از ما نیست».

طبرسی و حرّ عاملی و ابن المظفّر و غیره گفته‌اند: «اعتقاد به رجعت محل اجماع همه شیعیان است» و بلکه از ضروریات تشیع است.

همچنین به اعتقاد مجلسی: «همه پیامبرانی که خداوند آنان را مبعوث کرده به دنیا باز گردانده می‌شوند تا همراه علی بن ابی طالب بجنگد». (بحار الانوار 53 / 41)

 

نحوه ی حكومت ائمه بعد از رجعت چگونه است؟

درباره كیفیت رجعت ائمه و حكومت ایشان بحثهای تفصیلی در اخبار و روایات وارد نگردیده است. فقط آنچه قطعی است رجعت آنان می باشد و نیز وارد گردید كه نوزده سال بعد از قیام صاحب الامر رجعت ائمه با رجعت امام حسین ـ علیه السلام ـ شروع می شود و سپس حضرت علی ـ علیه السلام ـ می آیند آنگاه پیامبر اكرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ .

بنابراین همانگونه كه مرحوم مجلسی فرموده اند احتیاط این است كه تفصیل رجعت و حكومت ائمه را به علم خودشان واگذار نمائیم و فقط اجمالاً معتقد باشیم كه آن بزرگواران رجعت خواهند كرد

اما آیا همه معصومین در عصر امام زمان می آیند یا به ترتیب یكی یكی می آیند و از دنیا می روند قطعی نیست و درباره كیفیت حكومت ایشان نیز تفصیلاً بیان نشده است فقط از روایات می شود استفاده نمود كه ادامه همان حكومت امام عصر است فقط در یك روایات به كلیاتی از حكومت حضرت علی آمده است، در اینجا ابتداء نمونه هایی از این روایات را ذكر می كنیم آنگاه به جمع بندی آنها و نیز به نظر علامه مجلسی در این زمینه می پردازیم.

1- از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه: بعد از گذشت نوزده سال از قیام امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ امام حسین ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد و به خونخواهی و انتقام خون خود و اصحابش می پردازد و دشمنانش را می كشد و اسیر می كند تا اینكه حضرت امیر مۆمنان ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد.

2- اولین كسی كه رجعت می نماید امام حسین است.

3- در حدیثی كه معروف به حدیث مفضل می باشد بعد از بیان اموری كه امام عصر در تثبیت حكومتش انجام می دهند می فرماید: پس حضرت امام حسین با یارانش و دوازده هزار صدیق ظاهر می شوند و رجعتی از این خوشتر نباشد، آنگاه صدیق اكبر امیر المۆمنین بیرون می آید سپس بیرون می آید سید اكبر محمد رسول اللَّه ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ با هر كه به ادیان آورده از مهاج رو انصار و هر كه در جنگهای ایشان به شهادت رسیده اند و....

4- درباره حكومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ در روایتی چنین آمده است كه همه انبیاء و مۆمنین در حكومت او رجعت می كنند و پیامبر اكرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ پرچم حكومت را به دست حضرت علی ـ علیه السلام ـ می دهد و همه انبیاء و مۆمنین و خلایق تحت امر او در می آیند و او امیر همه می شود.

از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه: بعد از گذشت نوزده سال از قیام امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ امام حسین ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد و به خونخواهی و انتقام خون خود و اصحابش می پردازد و دشمنانش را می كشد و اسیر می كند تا اینكه حضرت امیر مۆمنان ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد

ملاحظه می فرمایید كه در این روایات فقط اشاره شده كه در عصر حكومت امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت ائمه شروع می شود بنابراین می شود استفاده كرد كه حكومت آنها ادامه حكومت جهانی امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ است. فقط در حكومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ همه انبیاء و مۆمنان رجعت می كنند و تحت امر او قرار می گیرند.

شایسته می دانیم در اینجا نظر مرحوم علامه مجلسی را در این زمینه ذكر نماییم:

"خصوصیت این رجعت ها معلوم نیست كه آیا با ظهور امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت آنان در یك زمان خواهد بود یا بعد خواهد بود و از بعضی احادیث ظاهر می شود كه به ترتیب زمان امامت رجعت خواهند كرد و شیخ حسن بن سلیمان قائل شده است به آنكه هر امامی زمان امامتی دارد و هر امامی زمان مهدی بودن دارد و حضرت صاحب الامر اول كه ظاهر می شود زمان امامت اوست و بعد از آباء و اجداد كرام خود باز آن حضرت رجعت خواهد كرد و به این وجه تأویل كرده است آن حدیثی را كه گفته: از ما دوازده امام دوازده مهدی است، و این قول اگرچه بعید از صواب نیست اما مجمل اقرار كردن و تفاصیلش را به علم ایشان رد كردن احوط است"

بنابراین همانگونه كه مرحوم مجلسی فرموده اند احتیاط این است كه تفصیل رجعت و حكومت ائمه را به علم خودشان واگذار نمائیم و فقط اجمالاً معتقد باشیم كه آن بزرگواران رجعت خواهند كرد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان    

 


منابع:

سایت اندیشه قم

بحار الانوار ج 53

ویکی پدیا

 

مطالب مرتبط:

منکران رجعت، شیعه نیستند!

چه کسانی از قبر برانگیخته می شوند؟  

طول عمر رجعت کنندگان  

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

 


آنچه از مجموع آیات و روایات یاد شده استفاده می شود این است که بر اساس حکمت و لطف خداوند در طول تاریخ بشر همواره رهبرانی آسمانی مردم را انذار و تبشیر نموده اند و خداوند برکت وجود آنها را در زمین همیشگی کرده است. حضرت مهدی (عج) در این زمان، مقام رهبری و امامت جهانیان را به دست دارند و روزی ظهور می فرمایند.


در این مقاله به دو سوال در مورد حضرت مهدی علیه السلام پاسخ خواهیم گفت:

ولادت امام زمان (عج)

سوال اول: نقش حضرت عیسی (علیه السلام) در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) چیست؟

طبق روایات وارده پس از ظهور حضرت حجت (عج) حضرت عیسی (علیه السلام) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم (عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. (مقدس شافعی، عقدالدرر، ص292) چنان که در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد". (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 163)

از آن جا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (علیه السلام) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را به عنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی (عج) علاقه مند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.

سوال دوم: چطور می توان به وسیله قرآن وجود حضرت ولیعصر (عج) و ظهور او را اثبات کرد؟

ظهور منجی و کسی که روزی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود، از اموری است که مورد اتفاق همه ادیان و فرق موجود دنیا است، منتها در تعیین مصداق و بعضی از خصوصیات آن با هم اختلاف دارند.

اما شیعه معتقد است که منجی و مصلح جهانی حضرت مهدی (عج )است.

در آیه دیگری خداوند حکومت و جانشینی مۆمنان و صالحان را به عنوان "وعده الاهی" بر بندگان با ایمان خود بیان می کند و امنیت و آرامش را مژده می دهد: "خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین جانشین (خود) قرار دهد و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به امنیت مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند

از آن جا که قرآن بر اساس مطالب مستحکم فطری و عقلی است، بهترین سند برای هر مطلب علمی و دینی است.

این نکته را در آغاز باید دانست که قرآن نوعا به صورت کلی سخن می گوید و برای تشریح و تفسیر آن باید به سراغ خبره و متخصص علوم قرآنی؛ یعنی ائمه معصومین (علیهم السلام) رفت. به عبارت دیگر، وظیفه و مسئولیت روشنگری و بیان مقصود آیات قرآن به حجت های الاهی واگذار شده است. (حدیث ثقلین، مستدرک حاکم، ج 3، ص 148)

در پاسخ این سۆال تنها به بیان گلچینی از آیات مربوط به بحث می پردازیم و بعضاً از روایات معصومین (علیهم السلام) برای درک هر چه بیشتر آیات بهره خواهیم گرفت.

در هر صورت از دو دسته آیات قرآن، می توان برای وجود حضرت ولیعصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود:

1. آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در میان مردم بیان می کنند.

2. آیاتی که بشارت به حکومت صالحان و مستضعفان و مۆمنان بر کره زمین می دهد.

1. آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در زمین بیان می کنند:

از نظر قرآن کریم، در طول تاریخ زندگی بشر، هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نبوده و خداوند برای هر امتی فردی مناسب را برگزیده تا انسان ها را در راه رسیدن به کمال مطلوب رهنمون باشند. چنان که خداوند سبحان فرمود: "إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هاد". (به درستی که تو بیم دهنده ای و برای هر جامعه راهنمایی است. رعد، 7)

پس همواره یک بیم دهنده و هدایتگر در جوامع انسانی حضور دارد که از جانب خدا برگزیده شده است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه یاد شده فرمودند: "در هر زمانی امامی از خاندان ما وجود دارد که مردم را به آنچه رسول الله آورده (دین اسلام) هدایت می کند". (بحارالانوار، ج 23، ص 5)

از مجموع این آیه و روایت ضرورت وجود حجت الهی به عنوان هدایتگر در هر عصر، به خوبی فهمیده می شود.

دلیل دیگر بر ضرورت وجود امام معصوم در جامعه این است که قرآن مبین و مفسر لازم دارد و به جز امام معصوم کسی به تمام معانی و خصوصیات آیات قرآن از محکمات و متشابهات آگاه نیست. پس به حکم عقل قطعی پس از رسول، امام معصوم لازم است. (سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 3، ص 39، توضیح آیه 44 ، نحل)

حضرت عیسی

امام رضا (علیه السلام) در بیان لزوم وجود امام معصوم می فرمایند: "اگر زمین برای یک چشم به هم زدن از حجت خالی شود، اهلش را در خود فرو خواهد برد". (بحارالانوار، ج 23، ص 29)

امامان معصوم (علیهم السلام) مایه آرامش و امنیت هستی و واسطه فیض الهی اند و نعمات و برکات خداوند متعال به واسطه آنها و به یمن حضورشان به انسان ها داده می شود، که اگر لحظه ای برکت وجودشان نباشد، زمین اهلش را فرو می برد. (بحارالانوار، ج 23، ص 56)

اما این که مصداق این امام معصوم، کیست و چه هویتی دارد، روایات فراوانی وارد شده که بیان می دارند این فرد همان فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) است و... .

2. دسته دوم آیاتی که بشارت به حکومت صالحان و مۆمنان بر روی زمین می دهد:

بر اساس ده ها آیه از قرآن کریم موضوع ظهور حضرت مهدی (عج) قابل استناد است، تمرکز غالب این آیات بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف برای بازستاندن حق خود و رسیدن به قدرت و ایجاد یک حکومت واحد جهانی مبتنی بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامی مکاتب و ادیان است. قرآن کریم از یک سو بیان می کند این بشارت در بعض کتب آسمانی دیگر هم آمده است: "و همانا در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد". (" و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون"، انبیاء، 150)

از سوی دیگر این بشارت را به اراده خداوند استناد می دهد: "و خواستیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم". (قصص، 5) این آیات بشارت در ظهورند که در تفسیر آن روایات زیادی وجود دارد که این ادعا ی ما را اثبات می کنند.

امامان معصوم (علیهم السلام) مایه آرامش و امنیت هستی و واسطه فیض الهی اند و نعمات و برکات خداوند متعال به واسطه آنها و به یمن حضورشان به انسان ها داده می شود، که اگر لحظه ای برکت وجودشان نباشد، زمین اهلش را فرو می برد

در آیه دیگری خداوند حکومت و جانشینی مۆمنان و صالحان را به عنوان "وعده الاهی" بر بندگان با ایمان خود بیان می کند و امنیت و آرامش را مژده می دهد: "خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین جانشین (خود) قرار دهد و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به امنیت مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و ...". (نور، 55)

روایات معصومین (علیهم السلام) این آیه را بر حضرت حجت ولیعصر (عج) و اصحاب او منطبق نموده اند.

انتظار فرج نیز که خود بحثی مبسوط و مفصل است و دلالت به "وجود" و "ظهور" حضرت ولیعصر (عج) می کند، در قرآن و روایات ائمه اطهار (ع) مورد اشاره قرار گرفته است. "و ارتقبوا انی معکم رقیب". ("منتظر باشید که من هم مثل شما منتظرم" هود، 93)

در حدیثی امام رضا (علیه السلام) در تفسیر آیه یاد شده انتظار فرج را موجب گشایش و آرامش دانسته اند. (المیزان، ص 393 – 394)

جمع بندی:

آنچه از مجموع آیات و روایات یاد شده استفاده می شود این است که بر اساس حکمت و لطف خداوند در طول تاریخ بشر همواره رهبرانی آسمانی مردم را انذار و تبشیر نموده اند و خداوند برکت وجود آنها را در زمین همیشگی کرده است. حضرت مهدی (عج) در این زمان، مقام رهبری و امامت جهانیان را به دست دارند و روزی ظهور می فرمایند.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان    


منابع:

سایت اسلام کوئیست

مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 3

بحارالانوار، ج 23 


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1392 توسط شكوفه

ظهور
مقدمه

از جمله مسائلی که به صورت بارز در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) به وجود می آید رشد و توسعه و تکامل عقول فطری مردم است که بواسطه ی ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) خداوند متعال زمینه را برای شکوفایی عقول فطری جامعه ی بشری فراهم می آورد. در همین راستا فهم دقیق «شکوفایی عقل فطری بشریت» می تواند آینده ی تاریخ را به نحو صحیحی در مقابل دیدگان منتظران حقیقی دولتش ترسیم نماید!

سخن مبارک امام هادی (علیه السلام)

ابو یوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی مشهور به «ابن سکیّت» از خواص اصحاب امام جواد (علیه السلام) و امام هادی(علیه السلام) فردی بسیار جلیل القدر و دانشمند بود و در زمان خود پرچمدار ادبیات عرب از لغت و شعر و نحو و منطق به شمار می رفت. وی از امام هادی(علیه السلام) پرسید:

علت اختصاص هر پیامبری به معجزه ای مخصوص چیست؟ موسی بن عمران با عصا و ید بیضاء، عیسی بن مریم با علم طب و شفای کور مادرزاد و احیای مردگان و اختصاص پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) به قرآن.

حضرت هادی(علیه السلام) فرمودند: معجزه ی هر پیامبری با شرایط روز خود متناسب است تا بتواند بر همگان حجت و دلیل و راهنما باشد. در عصر موسی بن عمران جادو و سحر غلبه داشت و موسی بن عمران(علیه السلام) با انداختن عصا بساط جادوگران را بر هم ریخت و قرآن کریم این صحنه پرشور و هیجان را ترسیم فرموده است. (اعراف/ 121- 118) امام (علیه السلام) سپس فرمودند: در عصر حضرت عیسی(علیه السلام) بیماری های فلج و زمین گیر شیوع داشت و حضرت مسیح(علیه السلام) در راستای طب و علاج و درمان بیماران از قوانین عادی و متعارف فراتر رفت و پای را به آن سوی افق گذارد، کور مادرزاد را شفا داد و مردگان را زنده نمود. امّا پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) «كانَ الغالِبُ على أهلِ عَصرِهِ الخُطَبَ والكَلامَ فأتاهُم مِن عِندِ اللّه مِن مَواعِظِهِ وحِكَمِهِ ما أبطَلَ بهِ قَولَهُم، وأثبَتَ بهِ الحُجَّةَ علَیهِم» غالب در عصر رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) خطبه و کلام بوده است پس از جانب خداوند متعال پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) برایشان مواعظ و حکمتی آورد که با آن ها باطل شوند.

نکته ی کلیدی بیان امام هادی(علیه السلام) در سوال ابن سکیّت این است که پرسید: فما الحجة علی الخلق الیوم؛ بنابراین امروز حجت خدا بر مردم چیست؟

امام عصر(عج) یک کار اساسی که می کند همان شکوفایی عقل هاست که بر آن اساس همگی او را پیروی کرده و به سوی کمال حقیقی حرکت می کنند!

پاسخ امام هادی (علیه السلام)

امام فرمودند: «العقل یعرف به الصادق علی الله فیصدقه و الکاذب علی الله فیکذبه ... »

عقل که راه صحیح  را از غلط جدا می کند و صراط مستقیم الهی را از پرتگاه ها و جاده های هولناک باز می شناسد و راه صحیح را تأیید و راه غلط را رد می نماید. این عقل فطری برای انسان حجت خدا و راهگشاست.

 

عاقل کیست؟

امّا به راستی عقلی که امروز حجت خدا بر مردم است چیست و عاقل که چنین وصفی را داراست، کیست؟ در روایتی شریف امیرالمومنین(علیه السلام) عقل و عاقل را تعریف فرموده اند. از آن حضرت(علیه السلام) پرسیدند: «صف لنا العاقل، فقال: هو الّذی یضع الشیء مواضعه. ثم قیل له: صف لنا الجاهل، فقال قد فعلت؛ عاقل کسی است که جایگاه و منزلت هر چیز را می شناسد و آن را در جای خودش می نهد و در نتیجه نادان کسی است که راه را گم کرده است، غلط می فهمد و غلط عمل می کند

 

عصر ظهور و عاقل ها!

بر اساس روایات شریفه در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) عقول بشری به حد بلوغ و کمال می رسد: «اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم»؛ هنگامی که قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف)، ظهور کند خداوند دستش را بر روی سرهای بندگان قرار می دهد پس به این طریق عقل های آن ها جمع می شود و آرامش خاطر برای ایشان به کمال می رسد.

بنابراین روایت شریف و برخی روایات دیگر با این مضامین، عصر ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) زمانه ی رشد و تکامل و شکوفایی عقل بشری است. حال با توجه به تعریف عقل از بیان نورانی امیرالمومنین(علیه السلام) معلوم می شود که در عصر ظهور حضرت مهدی (عج) بشریت به جایگاه و منزلت هر چیز پی می برد و آنها را در جای خودش قرار می دهد و به این ترتیب بر اساس فرموده ی امام هادی (علیه السلام) حجت خدا بر مردم همان عقل های شکوفایشان خواهد بود که به راحتی حق و باطل را از هم تشخیص می دهند و به دنبال امام حق حرکت می نمایند.

بر اساس روایات شریفه در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) عقول بشری به حد بلوغ و کمال می رسد: «اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم»؛ هنگامی که قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف)، ظهور کند خداوند دستش را بر روی سرهای بندگان قرار می دهد پس به این طریق عقل های آن ها جمع می شود و آرامش خاطر برای ایشان به کمال می رسد

قیام عقلی!

بنابراین قیام امام زمان(عج) قیام عقلی و فرهنگی است و پیروزی ایشان نیز از همین رهگذر است. از طرف دیگر از مجموع بیانات نورانی حضرات معصومین (علیهم السلام) معلوم می شود که عقل در انسان موهبتی الهی است که همان راهگشای انسان به سوی سعادت ابدی و حقیقی است و همان است که بر اساس آن آدمی به امام حق گرایش پیدا می کند. پس امام عصر(عج) یک کار اساسی که می کند همان شکوفایی عقل هاست که بر آن اساس همگی او را پیروی کرده و به سوی کمال حقیقی حرکت می کنند!

 

نتیجه گیری

بر اساس آنچه گذشت برای هدایت بشریت در هر زمانی بایستی ابزار متناسب با آن زمان را در دست داشت، آنچنان که پیامبران الهی با معجزات خویش بشریت را هدایت نمودند. پس از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) حجت خدا بر مردم و سبب هدایت ایشان «عقل» است که گوهری شریف است که قدر و منزلت هر چیز را می داند و هر چیز را در جایگاه خود قرار می دهد. امام عصر(عج) در هنگام ظهور همین حجت خدا بر مردم یعنی عقل ها را مورد بهره برداری قرار می دهد و آن ها را شکوفا می کند؛ یعنی انسان ها را به طوری قرار می دهد که پرده های غفلت از برابر عقل هایشان کنار رود و ایشان قدر و منزلت هر چیز را به خوبی بدانند و بتوانند حق و باطل را تشخیص دهند. آن گاه خود مردمند که به دنبال امام حق مسیر تکامل حقیقی را طی خواهند کرد و به سعادت ابدی الهی خواهند رسید!

ن. رادفر         

بخش مهدویت تبیان

 


منابع و مآخذ:

1- خطامان- آیت الله امامی کاشانی

2- نهج البلاغه- شرح علامه جعفری (ره)- حکمت ها

3- اصول کافی- شیخ کلینی (ره)

4- عصاره ی خلقت- آیت الله جوادی آملی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 توسط شكوفه
امام زمان (عج)

از صفاتی که برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است، « قاصم» است. قاصم به معنی درهم شکننده است. در دعای ندبه می خوانیم:

این القاصم الشوکة المعتدین: کجاست درهم شکننده ی قدرت و جلال تجاوزگران؟

همانطور که می دانید، از زمان ظهور اسلام تا کنون، دشمنان بسیاری در پی نابودی این دین و مخالفت با آن بوده اند. در هر عصری، امام آن زمان تا آنجا که توانسته با آنان مقابله کرده است. اما در عصر امام حسن عسکری علیه السلام با شدت گرفتن این کینه توزی ها و دشمنی ها، امام دوازدهم از منظر چشم ها غایب شدند.

از روایات بسیاری که درباره ی آخرالزمان آمده است، می توان فهمید که مردم آخر الزمان دست به گریبان جنگ ها، تعدی گری ها و تجاوزات بسیاری به جان و مال و ناموس خویش هستند.

برای نمونه، از علائم قطعی ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف، خروج سفیانی است. سفیانی فردی سفاک و خونریز است از نسل ابوسفیان، وی از زمان خروج تا هنگام مرگش به چنان کشتاری دست می زند که در تاریخ بشریت بی سابقه است.

امام علی علیه السلام در بیان ویژگی های سفیانی می فرمایند:

" ... آنها وارد آن شهر ( مدینه) می شوند و به قتل و كشتار و هتك حرمت و تجاور می پردازند و از میان آنها مردی پرهیزكار و مخلص پا به فرار می گذارد...." (1)

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید: "سفیانی و همراهانش خروج می كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیت و آزار و قتل خاندان محمد صلی الله علیه و آله وسلم و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت علیهم السلام را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می آویزد"

امام باقرعلیه السلام نیز می فرماید:

"سفیانی و همراهانش خروج می كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیت و آزار و قتل خاندان محمد صلی الله علیه و آله وسلم و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت علیهم السلام را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می آویزد." (2)

سفیانی یکی از خونریزان و تجاوزگرانی است که در آخرالزمان خروج می کند، همانند او بسیارند من جمله: اصهب، ابقع، دجال و ... .

شکست این جباران و تجاوزگران به دست مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف  صورت می گیرد. چنانچه درباره ی عاقبت سفیانی آمده است، در کنار دریاچه ی طبریه ( نزدیک اردن) حضرت سر او را از تن جدا می کند. (3)

در ضمن بد نیست درباره ی دعای ندبه  این نکته را متذکر شویم که خواندن این دعا، علاوه بر فیوضات بسیار، تاریخ زندگی ائمه را نیز پیش چشمان تیزبین به نمایش در می آورد بنابراین خواندن این دعا را در هر زمانی به شما توصیه می کنیم.

 

پی نوشت:

1) كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص . 309.

2) بحارالانوار، ج 52 ، ص . 222.

3) الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از موعود نامه، مقاله ی اولین نشانه.

بخش مهدویت تبیان


منبع: ماهنامه فرهنگی، اعتقادی ، اجتماعی موعود


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1392 توسط شكوفه
ولادت، امام حسین (ع)

«رجعت» از جمله مسائل اعتقادی مذهب شیعه است. و یكی از ضروریات تشیع به شمار می رود. ما در این بحث، ابتدا رجعت را معنا كرده و سپس مطالبی كه در رابطه با رجعت امام حسین ـ علیه السلام ـ است را بیان می كنیم، و در پایان به نتیجه گیری می پردازیم.

رجعت در لغت به معنای بازگشت می باشد. در قاموس اللغة معنای رجعت را «بازگشت به دنیا» بیان كرده است. اما از نظر اصطلاحی عبارتست از: «بازگشت رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ و همچنین كافران و دشمنان خاندان پیامبر به دنیا پیش از قیامت و پس از ظهور مهدی (عج) و حكومت آن بزرگواران در این جهان.»

در كتاب رجعت از نظر شیعه آمده است كه «عقیده به بازگشت ائمه معصومین و دو گروه از این امت ـ مۆمنین محض و كافرین محض ـ پس از ظهور حضرت ولی عصر (عج) را رجعت می نامند.»

 

رجعت امام حسین ـ علیه السلام ـ و حكومت آن حضرت

در این رابطه احادیث و مطالب فراوانی نقل شده است كه ما به برخی از آنها اشاره می كنیم. شیخ حر عاملی به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم قمی می نویسد: «... خدا امامان را از نسل امام حسین ـ علیه السلام ـ قرار (داده) و پس از مرگ، او را به دنیا برگردانَد و یاریش كند تا دشمنانش را بكشد. و سلطنت روی زمینش دهد.»

سعد بن عبدالله در كتاب «مختصر البصائر» از معلی بن خنیس و زید شحام نقل می كند كه گفتند: حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «اوّل كسی كه در رجعت برمی گردد امام حسین ـ علیه السلام ـ است،‌ به قدری در دنیا بماند كه ابروهایش روی چشمانش را بگیرد».

علامه مجلسی از قطب راوندی از امام باقر ـ علیه السلام ـ از امام حسین ـ علیه السلام ـ روایت كرده كه فرمود: «پس اول كسی كه زمین شكافته شود و او بیرون آید پیش از قیامت من باشم... پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شمشیر خود را به دست قائم آل محمد ـ علیهم السلام ـ بدهد، پس ما بعد از آن، آنقدر در روی زمین بمانیم كه خدا خواهد.»

«اخبار در رجعت امیرالمۆمنین و حسین ـ علیهما السلام ـ و رجعت حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ متواتر است... اما خصوصیات رجعت، اخبار در آن مختلف است و ضرورت و لزومی در تحقیق این خصوصیات نیست بلكه ایمان و اعتقاد اجمالی بر آن كفایت می كند

بعد از نقل این حدیث علامه مجلسی می نویسد: «در احادیث معتبره وارد شده است كه: اوّل كسی كه در رجعت زنده می شود و بر می گردد حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ می باشد و آن قدر در زمین پادشاهی كند كه موهای ابروی مباركش در روی چشم مباركش افتد.» احادیث در این زمینه بسیار زیاد است و علامه مجلسی و شیخ حر عاملی احادیث رجعت امام علی و امام حسین ـ علیهماالسلام ـ را متواتر می دانند.

 

مدت حكومت امام حسین ـ علیه السلام

در این زمینه هم روایات متعددی ذكر شده كه بعضاً در رابطه با طول حكومت با یكدیگر اختلاف دارند. شیخ حر عاملی در دلیل شصت و یكم در رابطه با رجعت می نویسد: «شیخ طوسی در آخر كتاب غیبت از جابر جعفی نقل می كند كه حضرت باقر ـ علیه السلام ـ فرمود: «به خدا یكی از ما اهل بیت بعد از مرگ سیصد سال سلطنت می كند. نه سال هم اضافه می كند» گفتم كی؟ فرمود بعد از حضرت قائم... پرسیدم حضرت قائم در عالم چند سال سلطنت می كند؟ فرمود: نوزده سال سپس منتقم خارج شود...

شیخ حر عاملی بعد از بررسی این حدیث می گوید: بعید نیست كه منتقم حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ باشد.»

علامه مجلسی در كتاب «رجعت» می نویسد: «در روایتی وارد شده است كه: حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ بعد از حضرت صاحب الأمر ـ علیه السلام ـ سیصد و نه سال پادشاهی جمیعِ روی زمین خواهد كرد...»

در احادیث معتبره وارد شده است كه: اوّل كسی كه در رجعت زنده می شود و بر می گردد حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ می باشد و آن قدر در زمین پادشاهی كند كه موهای ابروی مباركش در روی چشم مباركش افتد

در برخی از روایات مدت حكومت آن حضرت چهل سال بیان شده، حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده در «منتخب البصائر» كه حضرت می فرماید: «اوّل كسی كه در رجعت بر می گردد حضرت حسین بن علی ـ علیه السلام ـ است و مكث می كند در زمین چهل سال...» و در حدیثی دیگر از امام صادق ـ علیه السلام ـ مدت فرمانروائی امام حسین ـ علیه السلام ـ را در رجعت 40 هزار سال بیان فرموده است.

نتیجه گیری:

اصل رجعت از نظر شیعه محقق خواهد شد. امّا بین علمای شیعه درباره كیفیت رجعت و مدت حكومت ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ  اختلاف نظر وجود دارد. ولی در اصل موضوع اتفاق دارند.

«اخبار در رجعت امیرالمۆمنین و حسین ـ علیهماالسلام ـ و رجعت حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ متواتر است... اما خصوصیات رجعت، اخبار در آن مختلف است و ضرورت و لزومی در تحقیق این خصوصیات نیست بلكه ایمان و اعتقاد اجمالی بر آن كفایت می كند و اختلاف اخبار در خصوصیات یك چیزی باعث انكار اصل آن نمی شود.»

اعتقاد به جزئیات رجعت از جلمه ضروریات نیست، آنچه كه ضروری مذهب است رجعت ائمه ـ علیهم السلام ـ و تشكیل حكومت اسلامی است. اما مدّت زمان حكومت چقدر است اعتقاد به مقدار معینی، وجوبی ندارد.»

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: پایگاه اینترنتی« اندیشه ی قم » با کمی تصرف


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1392 توسط شكوفه

امام زمان

در بین برخی از مردم این مطلب زیاد مطرح می‌شود که حضرت مهدی(عج) پس از ظهور دین جدیدی را عرضه می‌کند، در حالی که می‌دانیم مطابق نص صریح قرآن، پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) خاتم انبیا و دین او خاتم ادیان است. همچنین برخی دعاها و روایات بیانگر آن سات که امام مهدی(عج) احیا کننده شریعت جدش رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله) است. در سخنی از رسول ‌خدا(صلی الله علیه و آله) آمده است: «قائم از اولاد من است، اسم او همنام من و کنیه او همانند کنیه من و شمایل او همانند شمایل من و سنت او همان سنت من است. مردم را بر ملت و شریعت من برپا می‌دارد و آنان را به کتاب خدا دعوت می‌کند».(1)

 

تحولی جدید در حکومت امام مهدی(عج)

طبیعت هر نهضت و قیامی تجدید نظر در برنامه‌های گذشته و پیاده کردن امری جدید است. به عبارتی نوآوری از ارکان اصلی هر نهضتی است؛ اگرچه اصول آن نهضت از زمان‌های گذشته بوده باشد، ولی از آنجا که با مرور زمان پایه‌های آن سست شده و در آن‌ها تغییر و تحولی به وجود می‌آید، به جهت دگرگونی، وضعیت موجود، انقلاب و قیامی انجام می‌گیرد. هر چه دایره این انقلاب بیشتر باشد، دگرگونی و تحول در آن بیشتر خواهد بود.

قیام امام مهدی(عج) با اهداف والایی که دارد همچون عدالت‌گستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کل جوامع، دگرگونی و تحولی عظیم در تمامی زمینه‌‌ها به خصوص معارف و قوانین اسلام را به دنبال خواهد داشت. در روایات عناوینی همچون «امر جدید»، «سنت جدید»، «قضاوت جدید»، «سلطه جدید» و «دعوت جدید» به چشم می‌خورد که ممکن است در ابتدای امر برای برخی ایجاد شبهه یا سۆال کند که مقصود از جدید در این موارد چیست؟

 

امر جدید

مقصود از امر جدید می‌تواند طلب باشد که شامل طلب فعل و طلب ترک است و در نتیجه شامل احکام می‌شود؛ یعنی از آنجا که حضرت به واقع حکم می‌کند، طبیعی است که حضرت امر جدیدی آورد؛ اگرچه از اصول اصیل اسلام تخطی نمی‌کند. همچنین ممکن است مقصود ار امر، روش و برنامه فکری و عقیدتی جدید با روش‌های نوین باشد که در برخی روایات به آن اشاره شده است. ضمن اینکه می‌تواند مقصود از امر، امارت و خلافت حضرت با سایر خلافت‌ها فرق می‌کند؛ بنابراین نسبت به آن‌ها جدید است.

قیام امام مهدی(عج) با اهداف والایی که دارد همچون عدالت‌گستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کل جوامع، دگرگونی و تحولی عظیم در تمامی زمینه‌‌ها به خصوص معارف و قوانین اسلام را به دنبال خواهد داشت

سنت جدید

در برخی روایات آمده است که امام مهدی(عج) سنت جدیدی در عصر حکومت خود دارند. از آن جهت که حضرت از طرفی به واقع حکم می‌کنند و نیز حکومت او در سطح جهانی و گسترده است و بشر نیز در عصر ظهور به پیشرفت عقلانی رسیده است؛ از این رو روش حکومتی و اسلوب خاصی در حکومت‌داری دارد که با روش‌های دیگر فرق می‌کند؛ اگرچه نسبت به اصول و چهارچوب احکام اسلامی با سنت رسول‌ خدا(صلی الله علیه و آله) فرقی ندارد و تنها در اسلوب و روش با یکدیگر مغایر است.

ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روش‌های مردمی که قبل از حکومت حضرت است، جدید به حساب می‌آید.

 

قضاوت جدید

در برخی روایات نیز تعبیر «قضاء جدید» یعنی حکم و قضاوت جدید به چشم می‌خورد. در اینکه مقصود از آن چیست، چند احتمال وجود دارد:

ممکن است مقصود خطوط جدید با برنامه‌های بسیار پیشرفته برای بشر در عصر ظهور باشد. همچنین ممکن است احتمال دیگر اینکه حضرت اسلوب جدید در قضاوت و فصل خصومت میام مردم دارد؛ همان‌گونه که در روایات اشاره شده است که حضرت به حکم حضرت داوود(علیه السلام) عمل کرده و درخواست بینه و دو شاهد عادل نمی‌کند.

ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روش‌های مردمی که قبل از حکومت حضرت است، جدید به حساب می‌آید

سلطه جدید

اینکه مقصود از سلطه جدید چیست، احتمالاتی وجود دارد: ممکن است مقصود از آن اسلوب و روش جدید در اداره حکومت و شۆون مجتمع باشد که بشر شبیه آن را در هیچ نوع حکومت و دوستی ندیده است؛ زیرا حکومتی است اسلامی به تمام معنا و مطابق با پیشرفت تمدن بشری. همچنین می‌تواند مقصود از آن سلطنتی باشد که نسبت به سلطنت‌ها و حکومت‌های سابق جدید است، ولی تجدید کننده حکومت و سلطنت رسول‌ خدا(صلی الله علیه و آله) در عصر خلافتش می‌باشد.

 

دعوت جدید

در برخی روایات تعبیر «دعاءجدید» یعنی دعوت جدید آمده است. در این عنوان نیز احتمالاتی وجود دارد، همچون اینکه مقصود دعوت به مجموعه برنامه و قوانینی است که جدید است و این مقتضای جهانی بودن حکومت حضرت است. از آنجا که امامان قبل از حضرت مهدی(عج) قیام عمومی و در سطح گسترده نداشتند؛ از این رو دعوت حضرت به برپایی عدل و توحید در سطح جهانی، دعوتی جدید از ناحیه اهل‌بیت(علیهم السلام) است.(2)

 

پی‌نوشت:

1. بحارالانوار، ج 51، ص 73.

2. ر.ک: رضوانی، حکومت حضرت مهدی(عج) در عصر ظهور،ص56 – 52.

 

زهرا رضاییان     

بخش مهدویت تبیان

.SendToNetwork { clear: right; height: 16px; border: 1px solid #8A9CC2; direction: rtl; text-align: right; padding: 5px; font-size: 8pt; background: #EAE7D6; float: left; margin: 5px 10px 5px 20px; } .SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon { float: right; } .SendToNetwork_text { width: 50px; margin-top: 2px; line-height: 1; } .SendToNetwork_icon { width: 20px; } .SendToNetwork_icon img { cursor: pointer; } a img { border: none; }

نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1392 توسط شكوفه
امام زمان

انسان کاملی كه آسمان با نداى خود او را معرفى مى كند، و زمین با همه امكاناتش پذیراى او است و همه جنگ افروزان در هراس از او هستند، پس از ظهور و فراهم شدن زمینه، اولویت هاى برنامه جهانى اش چیست؟ مهم ترین رۆوس فعالیتش كدام است؟ مهدى(علیه السلام) كه هدایت گر انسان هاى گم شده است، انسان هایى كه هم راه را گم كرده اند و هم مقصد را، به چه شاخص هایى توجه دارد؟

اولویت اول: حضرت على(علیه السلام) بعد از آن كه از تحولِ ایجاد شده در انسان ها با هم سو كردن خواهش ها با موازین، و عرضه آرا و اندیشه ها بر قرآن توسط آخرین حجّت خدا، سخن گفت، در ادامه به دو تحول دیگر اشاره مى كند و مى فرماید: حضرت مهدى(علیه السلام) نه تنها عدالت را در همه ابعاد حیات آدمى اجرا مى كند، بلكه به آدم ها شیوه عدل را مى آموزد. او به آن ها نشان مى دهد كه عدالت حقیقى و واقعیت عدالت چیست. و هدفى راكه همه انبیاء در پى آن بودند و براى آن مبعوث شده بودند، همان رسالتى كه مى خواست انسانها خود به پاخیزند وقسط را به پا دارند.

(لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ)(1)

«تا مردم به قسط قیام كنند»

در حكومتِ وارث همه انبیا محقّق مى شود، و آدم ها سیره عادلانه را مى آموزند، و آن را به كار مى گیرند. اقامه عدل، متوقف بر شناخت جایگاه امور است، تا هر چیز به جاى خود به كار رود و عدالت برقرار شود، زیرا انسان خواهانِ عدالت اگر جایگاه امور را نداند، دچار ظلم خواهد شد و انسان در حكومت حضرت مهدى(علیه السلام) به این معرفت و شناخت مى رسد. او انسان ها را به این سطح از فكر و فرهنگ مى رساند كه در ارتباط با خدا، خود، خانواده و دیگران و حتّى حیوانات و جمادات، خود قسط را بپا دارند، نه این كه حكومت آنها را به زور، وادار به رعایت عدالت كند.

حضرت مهدى(علیه السلام) نه تنها عدالت را در همه ابعاد حیات آدمى اجرا مى كند، بلكه به آدم ها شیوه عدل را مى آموزد. او به آن ها نشان مى دهد كه عدالت حقیقى و واقعیت عدالت چیست. و هدفى راكه همه انبیاء در پى آن بودند و براى آن مبعوث شده بودند، همان رسالتى كه مى خواست انسانها خود به پاخیزند وقسط را به پا دارند

«فیریكم كیف عدل السیرة»

«او به شما نشان خواهد داد كه دادگرى چگونه است».

اولویّت دوّم: رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بیست و سه سال جهاد و مقاومت و تلاش و كوشش كرد تا نزول قرآن به پایان رسید و به صورت كتاب تدوین شد، و سنّت او كه همگى وحى بود(2)، شكل گرفت و دین كامل شد، و براى تداوم و استمرار حیات دین آن را به اوصیا و امامان سپرد. ولى هنوز رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در دل خاك آرام نگرفته بود و در جنّت خُلد سكنى نگزیده بود كه بذر انحراف از سنّت و تحریف كتاب در سقیفه كاشته شد، و توسط عصیان گران آبیارى شد و در پى آن هلاكت نسل ها درو شد.

«زرعوا الفجور، وسقوه الغرور، وحصدوا الثبور»(3)

«منافقان گناه مى كارند و كِشته خویش به آب غرور آب مى دهند و هلاكت مى دروند».

كتاب خدا بى رونق ترین وكاسدترین كالا بود، اگر آن را چنانكه باید مى خواندند و در جایگاه خود قرار مى دادند و باز كالایى پر سودتر از قرآن نبود، اگر معنایش تحریف مى شد و در جایگاه نامناسب قرار مى گرفت. حقیقت كتاب متروك شد، و سنت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فراموش گشت، و تنها اسم كتاب و خط و جلدش ماند(4).

ولى هنوز رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در دل خاك آرام نگرفته بود و در جنّت خُلد سكنى نگزیده بود كه بذر انحراف از سنّت و تحریف كتاب در سقیفه كاشته شد، و توسط عصیان گران آبیارى شد و در پى آن هلاكت نسل ها درو شد

كیست كه بر مهجور ماندن كتابى كه آمد تا به جامعه حیات جدیدى بدهد، حسرت نخورد و بر حیات نداشتن آن در جامعه غصه نخورد؟ كیست كه بر این دردها و حسرت ها مرهمى باشد؟ چه كسى جز حجّت خدا مى تواند احیاگر میراث از دست رفته باشد؟

میراثى كه گرد و خاك سمّ ستوران ستم، چهره آن را پوشانده و آن را میرانده و در قبرستان مدفون كرده است. قرآن كه آمده بود تا حیات بدهد، آن را همراه مردگان تشییع كرده، در قبرستان جا گذاشتند!

دومین اولویتِ برنامه حجّت خدا، احیاى كتاب مهجور خدا و سنت فراموش شده رسول(صلى الله علیه وآله وسلم)است. و این رویكرد تازه به دین و نمایاندن چهره واقعى كتاب و سنّت است كه سبب متهم شدن مهدى(علیه السلام) به آوردن دین جدید مى شود، و عالمان دین اولین گروهى هستند كه با او مخالفت مى كنند، زیرا علم و دانش آن ها از دین، علم به پیكره بى جانى بوده است كه بر هر رأیى حمل و در هر قبرى دفن مى شود.

 

پی نوشت:

(1) حدید، 25.

(2) (وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوى * اِن هُوَ اِلاّ وَحىٌ یُوحى). نجم، 3 ـ 4.

(3) نهج البلاغه، خطبه 2.

(4) نگاه كنید به خطبه 17 و 147.

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: على و پایان تاریخ آخرین امام در نگاه اولین امام


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1392 توسط شكوفه

 


بسیاری از جوانان همواره در پی این مسآله هستند که آیا قرآن به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) اشاره‌ای داشته است یا خیر؟! باید گفت که آیات بسیاری درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در قرآن وجود دارد. و بعضی تا 250 آیه از آیات قرآن را مرتبط به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دانسته اند.

در این یادداشت تنها به چند آیه به نقل از کتاب مهدی موعود، نوشته علامه مجلسی اشاره می‌شود.

 


امام زمان

سوره هود آیه 8 وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِۆُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را بازداشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزى که عذاب مى‏آید از آنها برداشته نمیشود، بلکه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میکردند خواهند دید.

از امیرالمۆمنین امام علی(علیه السلام) روایت شده که در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است که سیصد و سیزده نفر می‌باشند.

امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او می باشند. که برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى 313 تن می‌باشند).

سوره ابراهیم آیه 5

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى کفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى کند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذکر گرداند که در آن آیاتى است براى هر صبرکننده شکرگزارى.

در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده که فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.

سوره انبیاء آیه 105

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از کتب آسمانى سابق نوشتیم که: زمین را بندگان صالح ما ارث می‌برند.

و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.

خداوند به پیغمبرش دستور داد که لزوم دوستى جانشین خود «امیر المۆمنین» را به مردم اعلام کند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است

سوره حج آیه 33

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ با آنان که ستم دیده‏اند اگر پیکار کنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یارى آنها دارد.

ابن ابى عمیر از عبد اللَّه بن مسکان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: او قائم آل محمد است که براى خونخواهى امام حسین علیه السّلام قیام می کند.

سوره صف آیه 8

یُرِیدُونَ لِیُطْفِۆُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ مى‌‏خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولى خدا کامل‏ کننده نور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید.

از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام معنى آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِۆُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستى امیرالمۆمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنى خداوند امامت را به آخر می‌رساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا که مقصود از نور همان امام است.

محمد بن فضیل می‌گوید: عرض کردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنى چه؟ فرمود: یعنى خداوند به پیغمبرش دستور داد که لزوم دوستى جانشین خود «امیرالمۆمنین» را به مردم اعلام کند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است.

عرض کردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنى خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز می‌گرداند. چنان که خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنى خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میکند «وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» یعنى هر چند دشمنان على این را نخواهند.

عرض کردم: اینکه می‌فرمائى تنزیل و ظاهر معنى قرآن است! فرمود: آرى آنچه که گفتم تنزیل و ظاهر معنى قرآن است.

امام زمان

سوره ملک آیه 30

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماۆُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍ اى پیغمبر! به مردم بگو: به من بگوئید: اگر آبى که در دسترس دارید در زمین فرو رود کیست که آب روان براى شما بیاورد؟.

از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است که فرمود: «مائکم» یعنى (ابوابکم) که ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» یعنى کیست که علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟

سوره صف آیه 9 و سوره توبه آیه 33

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشرکین نخواهند.

راوی می گوید: از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ ... سۆال کردم. فرمود هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است گفتم: قربانت گردم! کى موقع آن فرا می رسد؟

فرمود: ان شاء اللَّه هنگامى که قائم قیام کند و چون قیام کند هر جا کافر و مشرکى باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایى که اگر کافرى در دل سنگى پنهان شود سنگ صدا میزند اى مۆمن! کافرى یا مشرکى در من پنهان شده او را بکش. خداوند او را بیرون مى‏آورد و یاران قائم او را بقتل می‌رسانند.

در غیبت شیخ از امیر المۆمنین علی (علیه السلام) روایت می‌کند که در تفسیر این آیه فرمود: اینان که در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند که خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند

و هم در آن کتاب از ابن عباس روایت نموده که وى در باره آیه لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ گفت: این در زمانى است که تمام یهودیان و نصارى و پیروان هر کیشى به دین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعى که دیگر موش انبانى(کیسه ای) را پاره نمی کند وقتى که حکم جزیه گرفتن از اهل کتاب ساقط مى‏شود و هر جا صلیبى است شکسته می گردد و خوکها معدوم مى‌‏شود و این به هنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود.

سوره نور آیه 55

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً؛ خداوند به کسانى- که از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساخته‏اند وعده داده که آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان که همانند آنها را سابقا خلیفه کرد. و ثابت می دارد دین‏ آنها را که براى آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل به أمن کنیم و اینان هیچ گاه به من شرک نیاورند.

در غیبت شیخ روایت می‌کند که این آیه نیز در باره مهدى موعود و یاران او نازل شده است.

سوره قصص آیه 5

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.

در غیبت شیخ از  امیر المۆمنین علی(علیه السلام) روایت می‌کند که در تفسیر این آیه فرمود: اینان که در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند که خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند.

بخش مهدویت تبیان


منبع: شیعه نیوز؛ یادداشتی از سیده حنانه حسینی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 توسط شكوفه