آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

چون تأخیر ظهور مولای ما صاحب الزمان به سبب موانعی است که از ناحیه خود ما سرچشمه گرفته، بر ما است که از خداوند متعال برطرف کردن آن موانع را بخواهیم، پس دعا کردن برای تعجیل فرج امام عصر در حقیقت دعا برای خودمان و سودمند به حالمان می‏باشد.

تأکید بسیار بر دعا برای تعجیل فرج امام زمان‏ برای چیست؟ مگر نه اینکه ایشان خود سر منشاء رسیدن برکات به مخلوقات بوده و از مردم، بی‏نیاز و مستغنی است!

در پاسخ به سۆال فوق، در کتاب جلیل القدر مکیال المکارم به موارد ذیل اشاره گردیده است:

1) دعای ما برای آن حضرت از باب هدیه شخص حقیر فقیری به رادمرد بزرگوار است و تردیدی نیست که این نشانه نیاز این فقیر به بخشش آن بزرگ است و این شیوه بندگان نسبت به ارباب می‏باشد.

2) بر اساس روایات متعدد وقت ظهور امام زمان‏ علیه السلام از اموری است که بر اساس شرایط امکان پیش و پس افتادنش وجود دارد بنابراین جدّیت و اهتمام اهل ایمان در دعا کردن برای تعجیل فرج آن حضرت می تواند موجبات جلو افتادن زمان ظهور را فراهم آورد.

امام صادق با استناد به اینکه خداوند عذاب چهار صد ساله قوم بنی اسرائیل را به واسطه چهل روز تضرع به درگاه خداوند کاهش داد فرمودند شما نیز همین‏طور اگر این کار را بکنید خداوند از ما فرج می‏کند، ولی اگر چنین نباشید این امر تا آخرین حدّ خواهد رسید.

3) از آنجا که امامان‏ نیز به مقتضای وضع انسانی خود به بیماری‏ و غم‏ و اندوه‏ دچار می‏شوند جدّیت و اهتمام در دعا کردن و از خدا خواستن یکی از  وسائلی است که موجب دفع بلا و گرفتاری است.

4) چون تأخیر ظهور مولای ما صاحب الزمان‏ به سبب موانعی است که از ناحیه خود ما سرچشمه گرفته، بر ما است که از خداوند متعال برطرف کردن آن موانع را بخواهیم، پس دعا کردن برای تعجیل فرج امام عصر در حقیقت دعا برای خودمان و سودمند به حالمان می‏باشد.

دعا برای فرج، یک نوع یاری برای وجود مبارك آن‌حضرت چه از نظر روحى و چه از نظر جسمى محسوب می گردد كه رفع هموم و احزان و ابتلائات وارده بر ایشان در حال غیبتشان مى شود چرا كه در بعضى از احادیث وارد است كه از جمله شباهت هاى ایشان به انبیاء :و سنّتهاى جاریه آنها محبوس بودن آن‌حضرت است

5) فضل و رحمت و عنایت الهی بی حدّ و مرز است و در وجود امام‏ علیه السلام نیز کمبود و نقصانی که مانع پذیرش فیض الهی باشد، نیست لذا مانعی ندارد که با دعای مۆمنین برای مولا و آقایشان، عنایت و لطف مخصوصی به حضرتش برسد و اینکه امامان چون واسطه رسیدن فیض به بندگان هستند منافات دارد با این‏که به وسیله بندگان به درجه‏ای نایل شوند، جز استبعاد و تعجّب چیزی نیست، و هیچ‏گونه منافاتی ندارد که امامان: علّت غایی و هدف از آفرینش مخلوقات باشند و فیض خداوند به وسیله ایشان به مخلوقات برسد، در عین حال از لوازم و ویژگی‏های بشری نیز برخوردار، و برای زندگی ظاهری خود به آنچه از زمین می‏روید، نیازمند باشند همان‏طور که سایر مردم محتاج هستند. (مکیال المکارم،410 ص تا 412)

6) ائمه: در دعا براى ظهور امام زمان اهتمام بسیار داشتند زیرا دعا کردن به کسى، فرع محبت به اوست و از مهمترین اسباب محبت و دوستى آن است که شخص وجود کسى را خیر بداند، که بودن خیر در وجود هر کسى مقتضى و موجب محبت اوست پس هر قدر معرفت انسانى به وجود خیر در وجود کسى کاملتر شد محبتش به او کاملتر مى شود و هر قدر محبتش کاملتر شد تعلقش در دعاى به وجود او کاملتر و زیادتر مى شود و واضح است که حقیقت معرفت وشناسائى به وجود مبارک حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه وخیرات وجود اقدس او به نحو اکمل، براى هیچ کس ممکن و میسر نیست، مگر حضرت رسول الله و ائمه طاهرین 9 و همین کافى است از براى شدت اهتمامشان به دعاى به وجود مبارک او، وطلب فتح ونصرت وفرج از براى او و همچنین مۆمنین هر کدام که معرفتشان به آن حضرت و خیرات وجود مبارک او کاملتر است، محبتشان هم کاملتر است، و  هر چه محبتشان کاملتر باشد، اهتمامشان در دعا گوئى به آن حضرت کاملتر و زیادتر است.

(کتاب راز نیایش منتظران، سید محمد تقى موسوى اصفهانى)

دعا برای تعجیل در فرج مولایمان، نه تنها منافاتی با مستغنی بودن ایشان از بندگان ندارد بلکه با توجه به موارد فوق الذکر، در زمره تکالیف مۆمنین نیز قرار دارد

7) دلیل دیگر آنكه بواسطه دعاها شدائد زمان غیبت تخفیف داده مى شود كه اگر آن دعاها نباشد در اثر بدى اعمال شدائد دوران غیبت بسیار سخت خواهد شد.

8) دعا برای فرج، یک نوع یاری برای وجود مبارك آن‌حضرت چه از نظر روحى و چه از نظر جسمى محسوب می گردد كه رفع هموم و احزان و ابتلائات وارده بر ایشان در حال غیبتشان مى شود چرا كه در بعضى از احادیث وارد است كه از جمله شباهت هاى ایشان به انبیاء: و سنّتهاى جاریه آنها محبوس بودن آن‌حضرت است، كه دراین باب شباهت به حضرت یوسف دارند، و بنابراین  حال ایشان از جهت قلبى و جسمى در وقت غیبت مانند حال كسیكه زندانى شده و در ابتلاء و حزن است، مى باشد.

9) در روایات متعدد از سوی ائمه و خود آن حضرت به دعا برای فرج ایشان تأکید گردیده زیرا فائده دعا براى تعجیل فرج، فرج كلّى و عمومى براى جمیع مۆمنین است كه با ظهور آنحضرت حاصل مى شود و جمیع حالات دنیوى و اخروى آنها را شامل مى شود.

10) در روایات متعددی از ائمّه اطهار: آمده است که در حوائج و مهمات خاصه خود، شیعیان و اولیاء خود را امر مى فرمودند كه براى اصلاح آن حوائج و مهمات دعا نمایند.

لذا دعا برای تعجیل در فرج مولایمان، نه تنها منافاتی با مستغنی بودن ایشان از بندگان ندارد بلکه با توجه به موارد فوق الذکر، در زمره تکالیف مۆمنین نیز قرار دارد. (کتاب شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام، آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانى)

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان   


منابع:

کتاب مکیال المکارم، محمد تقی موسوی اصفهانی

کتاب راز نیایش منتظران، سید محمد تقى موسوى اصفهانى

کتاب شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام، آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانى

 

مطالب مرتبط:

فقط دعاگویان مهدی اهل نجاتند!

امام زمانت را لااقل با زبان یاری کن

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است

 


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه دوازدهم دی 1392 توسط شكوفه

 

«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ. وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْكاذِبِینَ»؛ (عنكبوت (29)، آیه 2و3)

«آیا مردم گمان مى‏كنند، همین كه به زبان بگویند ایمان آوردیم، دست از سر آنها بر مى‏داریم و آزمایش نمى‏شوند؟ مردمى را كه قبل از ایشان بودند نیز آزمودیم و خداوند مى‏داند كه چه كسانى راستگو و چه كسانى دروغگویند و در امتحان درست یا نادرست از آب در آیند»

بر طبق اصول اسلامى، دنیا محل امتحان و آزمایش است و مردم در هر واقعه اى که برایشان پیش مى آید در حال امتحان هستند. در حال جوانى، یا پیرى، در توان گرى، در نیازمندى، در تندرستى، در بیمارى، در قدرت، در ریاست، چه در زمان حضور امام (علیه السلام) یا در دوره غیبت آن حضرت باشند فرق نمى کند، همیشه در حال امتحان اند.

یكى از حكمت‏ها و اسرار غیبت و پنهان زیستى امام مهدى(عج)، امتحان و آزمایش انسان‏ها - به خصوص شیعیان - است. آنان در این ابتلا و آزمون، باید پایبندى و باور عمیق خود به مهدویت و میزان اخلاص و علاقه خود را نشان دهند. در غیبت امام مهدى(عج) شباهت‏هایى به سایر پیامبران وجود دارد ؛ به ویژه آنكه آنها نیز داراى غیبت - كوتاه مدت یا طولانى - بودند. خداوند همان‏طور كه با غیبت پیامبران، امت آنان را آزمایش كرده است؛ مى‏خواهد امت اسلامى را نیز بیازماید و شاید این برابرى طول غیبت خاتم‏الاوصیاء با غیبت مجموع پیامبران، براى این باشد كه مى‏خواهد این امت را با آزمایش‏هایى سخت‏تر از آزمون آنها، بیازماید.

قرآن کریم در این باره مى فرماید:

(اَحَسِبَ النّاسُ اَن یُترَکُوا اَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لاَ یُفْتَنُون)(1).

«آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ـ ایمان آورده ایم ـ به حال خود رها مى شوند و آزمایش نخواهند شد ؟!».

چنانکه مى دانیم در زمان خود پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در عین حال که همه برنامه ها و رویدادها امتحان بود گاهى امتحان هاى شدیدى پیش آمد که جز عده اى اندک از عهده آن سالم بیرون نمى آمدند. مثلا در جنگ ها غیر از افرادى چون على بن ابى طالب (علیه السلام) و ابو دجانه و… در جهاد و دفاع از اسلام و پیغمبر نمى توانستند زیاد مقاومت کنند چون در آزمایش هاى سخت تعداد معدودى توان پایدارى دارند چه بسا افرادى که از ترس فرار مى کردند نقل شده است که در یکى از جنگ ها عثمان از صحنه جنگ گریخت و بعد از سه روز برگشت، یا پس از رحلت پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) آن امتحان سخت پیش آمد که سه یا هفت نفر بیشتر نتوانستند از عهده آن سالم بیرون بیایند و در خطى که پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم)معین کرده بودند ثابت قدم بمانند بعدها هم این قبیل امتحانات ادامه یافت و هم چنان ادامه خواهد داشت تا به قول قرآن

(لِیَمیزَ اللهُ الخَبیثَ مِنَ الطَّیِبِ)(2).

«این ها همه به خاطر آن است که خداوند ـ مى خواهد ـ ناپاک را از پاک جدا سازد».

یكى از حكمت‏ها و اسرار غیبت و پنهان زیستى امام مهدى(عج)، امتحان و آزمایش انسان‏ها - به خصوص شیعیان - است. آنان در این ابتلا و آزمون، باید پایبندى و باور عمیق خود به مهدویت و میزان اخلاص و علاقه خود را نشان دهند

این امتحان ها حکمت و فوائد بسیارى دارد که از جمله آن ها است آماده شدن طبع افراد جهان و جامعه براى آن ظهور باشکوه که در آن مۆمنان ثابت قدم و پاى دار از سایر افراد تمییز داده خواهد شد، حفظ ایمان در دوره غیبت حضرت صاحب الامر (علیه السلام)همراه با تحمل سختى هاى بسیار شدید امکان پذیر است و از این مدرسه و مکتب امتحان البته میلیون ها نفر با افتخار و سربلندى بیرون مى آیند یعنى از طریق صبر و شکیبایى و استقامت بر مشکلات پیروز شده دین و ایمان و شرف خود را حفظ مى نمایند.

امتحان

بر حسب مضمون بعضى از روایات در این دوره حفظ دین از نگاه داشتن آتش در کف دست دشوارتر خواهد شد و ظلم و ستم و فساد و فحشاء شیوع پیدا مى کند و ارزش ها، ضد ارزش و ضد ارزش ها، ارزش محسوب مى گردد، گناهان افتخار و هنر شمرده مى شود، دوستان شخص او را به گناه ترغیب و تشویق مى نمایند و از این که با اهل ظلم و گناه و فساد هماهنگى نکرده او را سرزنش مى کنند.

زن ها در کارهاى مخصوص به مردها وارد مى شوند. جنگ ها و بلاهاى طبیعى زیادى پیش مى آید. در روایت جابر انصارى که درباره تفسیر آیه

(اَطیعُوا اللهَ وَ اَطیعُوا الرَّسوُلَ وَ اُولِى الاَْمْرِ مِنکُم…)(3).

اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر ـ اوصیاى پیامبر ـ را …».

وارد شده است حضرت پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) از خلفا و جانشینان خود از حضرت على(علیه السلام) تا حضرت مهدى (علیه السلام)خبر مى دهد و همه را یک به یک اسم مى برد و فتح شرق و غرق جهان را به دست مبارک حضرت مهدى (علیه السلام) به مردم مژده مى دهد و در ضمن مى فرماید:

«ذلک الذى یغیب عن شیعته و اولیائه غیبة لا یثبت فیها على القول بامامته الاّ من امتحن الله قلبه للایمان»(4).

«او کسى است که از شیعیان و دوستانش پنهان مى شود چنان پنهان شدنى که بر ایمان به امامت او پایدار نمى ماند مگر آن کسى که خداوند قلب او را به ایمان داشتن امتحان نموده باشد».

در زمان خود پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در عین حال که همه برنامه ها و رویدادها امتحان بود گاهى امتحان هاى شدیدى پیش آمد که جز عده اى اندک از عهده آن سالم بیرون نمى آمدند. مثلا در جنگ ها غیر از افرادى چون على بن ابى طالب (علیه السلام) و ابو دجانه و… در جهاد و دفاع از اسلام و پیغمبر نمى توانستند زیاد مقاومت کنند چون در آزمایش هاى سخت تعداد معدودى توان پایدارى دارند

و امیرالمۆمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز از این شداید و آزمایش ها خبر داده اند و از جمله مى فرمایند:

«ما اطول هذا العناء و ابعد هذا الرجاء»(5).

«چه طولانى است این رنج و محنت و چه دور است این امید و آرزو!».

و حتى در حدیثى دیگر وارد شده است که:

«ان لصاحب هذا الامر غیبة المتمسک فیها بدینه کالخارط للقتاد … »(6).

«همانا براى صاحب این امر غیبتى است، هر کس که در آن زمان به دین چنگ زده باشد مانند کسى است که با دست خار بکند.».

پس همان گونه که از روایات استفاده مى شود تمام مدت غیبت دوره امتحان و آزمایش است که البته نوع آن آزمایش ها در زمان و مکان هاى مختلف متفاوت است، باید مۆمن در این دوره در التزام به احکام دین و تلاش براى اعلاء کلمه اسلام و عزت مسلمین و دفع نفوذ و سلطه فرهنگى و سیاسى بیگانگان ثبات قدم داشته باشد و با تمام اوضاع و احوال منفى و غیر مساعد در حال مبارزه و جهاد باشد و به پیروزى اسلام و مسلمین و نصرت خدا امیدوار باشد و در مقابل قدرت کفار و ایادى آن ها خود را نبازد و به اخلاق و رفتار غلط آن ها گرایش پیدا نکند و در ضمن یقین داشته باشد که وعده هاى خدا و پیغمبر خدا حق است و بالاخره اسلام پیروز و عالم گیر خواهد شد و در نتیجه آن عدل و داد جهان را پر خواهد کرد.

 

پی نوشتها:

1- سوره عنکبوت (29)، آیه 2.

2- سوره انفال (8)، آیه 37.

3- سوره نساء (4)، آیه 59.

4- اعلام الورى، ص 397.

5- نهج البلاغه صبحى الصالح، خ 187، قسمت 4.

6- بحارالانوار، ج 52، ص 111، ح 21.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش مهدویت تبیان     

 

 


منبع:

اعلام الوری

بحارالانوار

نهج البلاغه

کتاب گفتمان مهدویت، آیت الله صافی گلپایگانی

سایت پرسمان دانشجویی

 

مطالب مرتبط:

شناخت امام زمان علیه‌السلام واجب است‌ 

ما غایبیم یا امام زمان؟!!

شفاعت امام زمان ارواحنا له الفداء

 


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه دوازدهم دی 1392 توسط شكوفه

 

در زمانی که امام زمان حضور دارند و چشم های گنه کار وجود منور ایشان را نمی بیند، قطعا سبک زندگی متفاوت است. ما شخصاً حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را درک نکرده ایم تا ببینیم ایشان چگونه زندگی می‌کنند. آنچه که برای ما مهم است شاخص ها و ملاک هایی است با توجه به راهنمایی های علما و دین اسلام به خصوص عارفانی که به جایگاه های خاص معرفتی رسیده اند و توصیه هایی از سوی امام عصر برای ما دارند به ما رسیده است.


اما این مواردی که ما میتوانیم در زندگی عملی اجرا کنیم شامل موارد زیر است:

یکی از محورهای اصلی همه دعاهایی که برای امام زمان میخوانیم از جمله عهد، آل یاسین و دعای فرج، صبر و شکیبایی است.

مسلمانان هیچگاه نباید پشت یکدیگر را خالی کنند حتی در سختی ها. اگر نگاهی به دشمنان بیندازیم به این نکته پی میبریم که هیچگاه پشت همدیگر را خالی نمیکنند. آنها یک دشمن مشترک دارند آن هم دین اسلام است. برای قتل و غارت مسلمانان کمر همت بسته اند.

 

انتظار؛ بدون عنصر پایدارى و صبر

انتظار بدون عنصر پایدارى و شکیبایى و صبر در برابر مشکلات، پوسته اى است بدون مغز و قالبى است بى محتوا، و در حقیقت انتظار نیست، روح و جوهر اصلى انتظار، مقاومت و صبر است. کسى که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانى است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایى هدف و شکل گرفتن آرمان، پایدارى و شکیبایى کند، و تاب و توان از دست ندهد، و هر ناملائمى را در آن راه با بردبارى بپذیرد. و چون صبر و پایدارى را از دست داد و بى شکیب گردید، و تاب و توان بر زمین نهاد، انتظار را نیز از دست داده است، زیرا که پایدارى و صبر، تحقق بخش جوهر انتظار است. از این رو، همواره خصلت الهى و حیاتى انتظار با صبر و پایدارى قرین گشته است. و در احادیث از انتظار در پرتو صبر و انتظار فرج با صبر، سخن گفته اند:

امام على علیه السلام:

 …استعینوا بالله و اصبروا، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین. (1)

از خدا کمک بگیرید و پایدارى پیشه سازید، که زمین از آن خدا است و به هر کس خواست آن را به وراثت مى دهد، و سرانجام نیک از آن پرواپیشگان است.

گذشت روزگار و دیر پایى نظام‌هاى ستم بنیاد و انبوهى حوادث و ویرانی‌ها و سیطره ناکامى و سلطه شکست‌هاى پیاپى و انقلاب‌هاى نافرجام، منتظر راستین را از آینده مأیوس نخواهد ساخت، و در اصالت راه و کار خود تردید نخواهد کرد، و در نیمه شب سرد و تاریک یلداى زندگى، ایمان به نیمروز گرم و روشن تابستان را در دل زنده و پویا نگاه خواهد داشت

وعده حتمى الهى درباره وراثت صالحان پهنه زمین را، در صورت صبر و استقامت، تحقق مى پذیرد.

امام صادق علیه السلام:

من دین الائمة الورع … و انتظار الفرج بالصبر. (2)

از دین امامان که مردم را به آن فرا مى خوانند پارسایى است … و انتظار فرج با صبر و شکیبایى .

امام رضا علیه السلام:

ما احسن الصبر و انتظار الفرج … (3)

چه نیکو است شکیبایى و انتظار فرج

صبر و پایدارى مردم در آخرالزمان ستایش شده است، و همین خصلت مهم، مایه امتیاز آنان از مسلمانان صدر اسلام به شمار آمده است.

امام صادق علیه السلام:

عن النبى صلى الله علیه و آله سیاءتى قوم من بعدکم ، الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منکم. قالوا یا رسول الله: نحن کنا معک ببدر و احد و حنین، و نزل فینا القرآن؟ فقال: انکم لو تحملوا لما حملوا لم تصبروا صبرهم (4)

امام صادق علیه السلام، به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله: پس از شما کسانى بیایند که یک نفر ایشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد. اصحاب گفتند: اى رسول خدا ما در جنگ بدر و احد و حنین با تو بودیم و درباره ما آیه نازل شده است ؟ پیامبر فرمود: اگر آنچه به ایشان رسد از حوادث ایام به شما رسد، شکیبایى آنان را ندارید.

هدف اصلى از انتظار، زنده نگاه داشتن روح امید و نشاط، و احساس تعهد و مسئولیت، و پیوند روحى با امام موعود است. و زنده بودن امید و احساس مسئولیت، بدون صبر، ممکن نیست.

امام على علیه السلام:

انتظروا الفرج، و لا تیاءسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله – عزوجل – انتظار الفرج .(5)

منتظر فرج باشید، و از گشایش الهى مأیوس نگردید، زیرا که محبوبترین کارها نزد خداى بزرگ انتظار فرج است.

زمینه اصلى پایبندى به تکلیف و پیوند با حق و عدل و با امام موعود علیه السلام در انتظار تحقق مى پذیرد. و انتظار است که پدید آورنده امید است. و یاءس است که عوامل اصلى تکلیف نشناسى و بى تعهدى و دورى از حق و عدالت و گسستن پیوند از امام و آرمانهاى الهى اوست بنابراین، جا دارد که انتظار فرج و امید به آینده و تحقق جامعه آرمانى مهدوى برترین اعمال شمرده شود:

امام رضا علیه السلام:

من آبائه علیه السلام عن رسول الله صلى الله علیه و آله: افضل اعمال امتى انتظار فرج الله – عزوجل . (6)

امام رضا علیه السلام به نقل از پدرانشان، از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله: برترین اعمال امت من، انتظار فرج از سوى خداوند بزرگ است.

انتظار

همچنین جامعه و مردم معتقد به اسلام و دین باوران راستین و معتقدان به درستى وعده هاى قران و پیامبر و امامان، باید از رخنه وسوسه هاى شیطانى در دل خود مانع گردند، و در دوران تباهیها، دشواریها، حوادث ناگوار، شکستهاى پیاپى، رنگ باختگى ادعاها، نافرجامى تلاشها و کوششها، به نتیجه نرسیدن قیامها و منحرف شدن انقلابها، باید در دل و درون استوار باشند، و هیچگونه تزلزل و ناامیدى به خویش راه ندهند. شکیبا باشند و بدانند که هر گونه یاءس در هر شرایطى پدیده اى شیطانى است.

امام صادق علیه السلام:

… فلا یستفزنک الشیطان، فان العزة لله و لرسوله و للمۆ منین، و لکن المنافقین لا یعلمون . الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ما یرى من الاذى و الخوف، هو غدا فى زمرتنا… (7)

شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مۆ منان است لیکن منافقان نمى دانند. آیا نمى دانى کسى که منتظر امر ماحاکمیت و اجتماع آرمانى ما باشد، و بر بیمها و آزارهایى که مى بیند شکیبایى ورزد در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود

بارى، تلاشهاى ناکام، کوششها و جوش و خروشهاى فراوانى که به هدف نرسیده است، ممکن است کسانى را دچار یاءس و شکست کند، و شکیب از ایشان بستاند، و از کارآیى دین خدا و رهبرى الهى و آینده آن ماءیوس سازد. این یاءس از منطق دین و آیین خرد بدور است. باید از نفوذ چنین اندیشه هایى در ذهن افراد و جامعه پیشگیرى کرد، و با تکیه به خدا و ایمان به حتمیت وعده هاى الهى و اعتقاد به اصالت راه پیامبران و حقانیت تعالیم امامان معصوم علیه السلام ، پایدارى را زنده نگاه داشت، و صبر پیشه کرد، و امیدها را به یاءس بدل نساخت و پیروزى دین خدا و عزت حتمى مۆ منان و تحقق جامعه عدالت بنیاد مهدوى را وعده تخلف ناپذیر دانست.

اجتماع شیعه، داراى چنین انتظارى است اگر شیعى مذهب است. (8)

امام صادق علیه السلام:

المۆ من الطاق! یا ابن النعمان، و لا یکون العبد مۆ منا حتى تکون فیه ثلاث سنن: سنة من الله، و سنة من رسول الله ، و سنة من الامام … و اما التى من الامام فالصبر فى الباءساء و الضراء حتى یاتیه الله بالفرج)9) .

هدف اصلى از انتظار، زنده نگاه داشتن روح امید و نشاط، و احساس تعهد و مسئولیت، و پیوند روحى با امام موعود است. و زنده بودن امید و احساس مسئولیت، بدون صبر، ممکن نیست

اى پسر نعمان! انسان مۆ من نیست مگر اینکه سه خصلت را در خود پدید آورده باشد: خصلتى از خدا و خصلتى از پیامبر و خصلتى از امام … آن خصلتى را که از امام باید در خود پدید آورد شکیبایى در دشواریها و مشکلات است ، تا فرج و گشایش الهى برسد.

در دعاها، حالت انتظار منتظران راستین ، چنین ترسیم شده است:

فلو تطاولت الدهور، و تمادت الاعمار، لم ازدد فیک الا یقینا، و لک الا حبا و علیک الا متکلا و معتمدا، و لظهورک الا متوقعا و منتظرا و لجهادى بین یدیک مترقبا… (10)

اگر روزگاران به دراز کشد و عمر طولانى شود، یقینم به تو افزون گردد، و دوستیم فزونى یابد، و بر تو بیش از پیش تکیه کنم و مدد بخواهم، و چشم به ظهورت دارم و منتظرم ، و آماده جهاد در راه توام

گذشت روزگار و دیر پایى نظام‌هاى ستم بنیاد و انبوهى حوادث و ویرانی‌ها و سیطره ناکامى و سلطه شکست‌هاى پیاپى و انقلاب‌هاى نافرجام، منتظر راستین را از آینده مأیوس نخواهد ساخت، و در اصالت راه و کار خود تردید نخواهد کرد، و در نیمه شب سرد و تاریک یلداى زندگى، ایمان به نیمروز گرم و روشن تابستان را در دل زنده و پویا نگاه خواهد داشت.

بنابر این اصلی ترین شاخص مسلمانان در عصر غیبت ( وصابرو علی عدوکم ) باید باشد؛ همدیگر را حمایت کنیم، پشت یکدیگر را خالی نکنیم و همدیگر را تحقیر نکنیم.

 

پی نوشت ها:

1-مکیال 2/195

2- بحار 52/122

3- بحار 52/129,

4- مکیال2/222؛ به نقل از غیبت شیخ طوسى ، باب علائم الظهور.

5- بحار52/123,

6- بحار 52/ 122

7- کافى 8/37؛

8- مکیال 2/290, باید همه جامعه هاى اسلامى داراى چنین وضعى باشند. نه تنها شیعه ، زیرامسئله مهدى علیه السلام و ظهور او امرى اسلامى است که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله خبر آن را داده است ، و در دهها کتاب از کتب معتبراهل سنت ، در آن باره احادیثى مهم و فراوان رسیده است .

9- تحف العقول / 229 – 230,

10- مفاتیج الجنان 527,

زهرا اجلال       

بخش مهدویت تبیان


منابع:

کتاب عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلام

مهدی موعود ( کتاب بحار الانوار علامه مجلسی ترجمه مرحوم علی دوانی جلد سیزدهم )

مکیال المکارم مرحوم حاج میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی

مجله موعود

 

مطالب مرتبط:

انسان منتظر و زندگی او!

منتظر حقیقی چگونه باید باشد؟

بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران 

 


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه دوازدهم دی 1392 توسط شكوفه

 

یاران عاشورا، بی‌بهانه‌اند. بر سر جان چانه نمی‌زنند و در هر چه امامشان می‌گوید و می‌خواهد، تردید روا نمی‌دارند. در هنگام نبرد، چونان پروانه، گرد امام(علیه السلام) می‌چرخند و جان خویش را سپرش می‌سازند. ارادت اصحاب ابا عبدلله (علیه السلام) به آن حضرت، از مرز محبت های معمولی به مراتب فراتر رفته است، به گونه ای که در مقابل آن بزرگوار خود را فراموش کرده و از جان و مال و آبروی خویش می گذرند.


جلب رضایت آن بزرگوار برای ایشان از همه چیز عزیزتر است. برای خوشنودی ایشان بزرگترین ایثارها را به آسانی انجام می دهند. بر اساس روایات همین ویژگی، در جان و روح صحابه‌ی حضرت امام مهدی(علیه السلام) نیز وجود دارد. آنان آگاهانه با امام خویش همراه و هم‌گام می‌شوند و در لحظه‌های هول و خطر، عاشقانه و صادقانه به میدان می‌آیند و خندان و شكوفا، چون صحابه‌ی كربلا، از حریم دین دفاع می‌كنند [1]. این نوشتار بر آن است که متون دینی را برای یافتن بخشی از مشابهت این دو دسته یاران بررسی کند.

 

دلدادگی، بی بهانه بودن

در شب عاشورا امام حسین (علیه السّلام) همه اصحاب خود را جمع كرد، پس از حمد و ثناى الهى، به آنها رو كرد و چنین فرمود:

«همانا من یارانى بهتر از شما، و خاندانى بهتر و نیكوتر از خاندانم نمى‏شناسم، خداوند از ناحیه من به همه شما پاداش نیك عنایت فرماید. اكنون پرده تاریكى شب همه جا را فراگرفته است، آن را مرکب خود قرار دهید و شبانه (بدون شرم) بروید، هر یك از شما دست یكى از خانواده مرا بگیرد، و از اینجا پراكنده و دور شوید، مرا تنها با این دشمنان باقى گذارید، زیرا آنها تنها به من كار دارند. [2] »

در این موقعیت اصحاب خاص ایشان پاسخ هایی می دهندکه نشانه ی ارادت خدشه ناپذیر به مولایشان است:

مسلم بن عوسجه چنین می گوید: «آیا ما تو را این گونه رها كنیم و از اینجا برویم؟ با اینكه دشمنان گرداگرد تو را احاطه كرده‏اند، نه به خدا سوگند، خداوند هرگز مرا چنین ننگرد، من در اینجا هستم تا نیزه‏ام را در سینه دشمنان بشكنم، و تا شمشیر در دستم هست، آنها را با شمشیرم بزنم، و اگر بدون اسلحه شدم با پرتاب سنگ با آنها نبرد مى‏كنم، من از تو جدا نشوم تا در ركاب تو كشته شوم.»

امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «(یاران مهدی) برای تبرّك و فرخندگی، دست خویش را به زین اسب امام می کشند و بدین سان تبرّك می‌جویند. او را در میان می‌گیرند و جان خویش را ـ در جنگ‌ها ـ پناه او می‌سازند، و هر چه را اشاره كند، با جان و دل انجام می‌دهند. آن ها در فرمانبردارى از امام بیش از كنیز نسبت به آقایش پافشارى دارند... آنها ادعاى شهادت دارند و تمنا می كنند كه در راه خداوند كشته شوند. شعار آنان اینست: اى خون‏خواهان حسین! »

 

پس از مسلم، سعید بن عبداللّه حنفى برخاست و گفت: «نه، به خدا سوگند اى پسر رسول خدا! هرگز تو را رها نمى‏كنیم تا اینكه خدا بداند (و شاهد باشد) كه سفارش رسولش محمّد (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) را در باره تو حفظ كردیم، و اگر من بدانم كه در راه تو كشته مى‏شوم، سپس زنده مى‏گردم، بار دیگر كشته مى‏شوم، سپس زنده شده و سوخته مى‏شوم و بعد از آن خاكسترم را بر باد مى‏دهند، و هفتاد بار با من چنین خواهند كرد، از تو جدا نگردم تا در ركاب تو كشته شوم، تا چه رسد به اینكه كشته شدن، تنها یك بار است، و پس از آن به كرامت و عزّت مى‏رسم كرامت و عزّتى كه ابدى و فناناپذیر است. [3] »

زهیر بن قین نیز گفت: «سوگند به خدا اى پسر رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله و سلم!) دوست دارم كه هزار بار كشته شوم و زنده گردم، در عوض خداوند كشته شدن را از جان تو و جان این جوانان از برادران و فرزندان و بستگانت دور سازد».

پس از او، گروهى از یاران امام حسین علیه السّلام برخاستند و همین گونه سخن گفتند، و چنین اظهار داشتند: «جانمان به فدایت باد، ما با دستها و صورتهایمان از تو نگهبانى مى‏كنیم، هر گاه ما در پیش روى تو كشته شویم، به عهد خود با خدا وفا كرده‏ایم، و مسئولیّت خود را به انجام رسانده‏ایم. [4] »

اصحاب ابا عبدالله هویت خود را در هویت امام خود فانی می دیدند و اگر امام دستوری به ایشان می داد بی چون و چرا اطاعت می کردند. چنان چه در جایی دیگر هلال بن نافع بجلّى‏ خطاب به امام خویش می گوید: «خواهی به مشرق روی کن خواهی به مغرب، بخدا قسم كه ما از قضا و قدر پروردگار خود باكى نداریم و ملاقات خداى خود را ناخوش نداریم. [5] »

یاران حضرت مهدی(عج) نیز چنین سیرت و صفاتی دارند، به امام عشق می‌ورزند و شیفتگی خویش را به هر بهانه و هر جا نشان می‌دهند. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:

«(یاران مهدی) برای تبرّك و فرخندگی، دست خویش را به زین اسب امام می کشند و بدین سان تبرّك می‌جویند. او را در میان می‌گیرند و جان خویش را ـ در جنگ‌ها ـ پناه او می‌سازند، و هر چه را اشاره كند، با جان و دل انجام می‌دهند. آن ها در فرمانبردارى از امام بیش از كنیز نسبت به آقایش پافشارى دارند... آنها ادعاى شهادت دارند و تمنا می كنند كه در راه خداوند كشته شوند. شعار آنان اینست: اى خون‏خواهان حسین!. [6] » 

یار
بصیرت و شناخت

كربلا، قصه‌ی مردان و زنانی است با انگیزه‌های تردیدناپذیر و بصیرت‌های ژرف. خطرشمشیر و مرگ، سستی و تزلزل در اراده‌هایمان نمی‌آفریند.[7] ایشان به امامشان عرض می کنند:  

«ما بر همین نیّت و شناخت خود باقى هستیم، با دوستان تو دوست، و با دشمنان تو دشمن مى‏باشیم. [8] »

یاران کربلا به شناخت و بصیرت ویژه ای رسیده اند، محبت شدید آنان به سید الشهدا (علیه السلام) موجب شد در روزگاری که شخصیت های نامدار و سابقه دار اسلام در درستی حرکت آن حضرت دچار شبهه و تردید شده بودند، راه را بیابند و در فضای تاریک و مه آلود عصر خویش در پی قدم های امام زمانشان بروند. دلدادگی ایشان حقیقت را برایشان روشن نمود.[9]

این ویژگی نیز در صحابه‌ی امام موعود(علیه السلام) دیده می‌شود. امام علی(علیه السلام) در توصیف صحابه‌ی حضرت امام مهدی(علیه السلام) می‌فرماید:

«آگاه باشید! هر آن كس از ما كه فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغی روشن‌گر در آن گام می‌نهد و بر همان سیره و روش پیامبر و امامان رفتار می‌كند... آن گاه در آن فتنه‏ها بصیرت قومى چون تیز شدن شمشیر به دست آهنگر تیز گردد. دیده‌هایشان با قرآن روشنایی گیرد، در گوش‌هایشان تفسیر قرآن طنین‌افكند. در صبح‌گاهان و شام‌گاهان جام‌های حكمت سرمی‌كشند.[10] »

طبق فرمایش امام صادق(علیه السلام) همچنین:

«دل‌های منور آنان، بسان قندیل‌های نور در سینه‌هایشان آویخته است.[11] »

سعید بن عبد اللّه حنفى برخاست وگفت: «نه، به خدا سوگند اى پسر رسول خدا! هرگز تو را رها نمى‏كنیم تا اینكه خدا بداند (و شاهد باشد) كه سفارش رسولش محمّد (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) را در باره تو حفظ كردیم،و اگر من بدانم كه در راه تو كشته مى‏شوم، سپس زنده مى‏گردم،بار دیگر كشته مى‏شوم،سپس زنده شده و سوخته مى‏شوم و بعد از آن خاكسترم را بر باد مى‏دهند،و هفتاد بار با من چنین خواهند كرد،از تو جدا نگردم تا در ركاب تو كشته شوم،تا چه رسد به اینكه كشته شدن،تنها یك بار است،و پس از آن به كرامت و عزّت مى‏رسم كرامت و عزّتى كه ابدى و فناناپذیراست»

عبادت

درباره یاران امام حسین (علیه السلام) روایت شده است که در شب عاشورا تا صبح ناله می كردند و مناجات می نمودند و زمزمه ناله‏شان همچون آواى بال زنبور عسل شنیده می شد پاره‏اى در ركوع و بعضى در سجده و جمعى ایستاده و عدّه‏اى نشسته مشغول عبادت بودند[12]. این ویژگی نیز درباره اصحاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) ذکر شده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

مردانى در میان آنهاست كه شب ها نمى‏خوابند زمزمه آنها در حال عبادت همچون زمزمه زنبور عسل است. تمام شب را به عبادت مشغولند، و روزها سوار بر مرکب ها به دشمن حمله می كنند. آنها در وقت شب راهب و هنگام روز شیرند. [13]

درباره مشابهت یاران کربلا و اصحاب خاص حضرت قائم (علیه السلام) می‌توان به موارد دیگری نیز اشاره کرد ولی آن چه در این مجال مناسب است تاکید شود، فرمانبرداری بی چون و چرای این هر دو دسته از مولایشان است که از دلدادگی مبتنی بر معرفت امام سرچشمه گرفته است.

 

پی نوشت:

1. محمدرضا سنگری، یاران دو انقلاب، ماهنامه موعود، شماره 72 و جواد سلیمانی، نگاهی به ویژگی‌های اصحاب سیدالشهداء، مجله معرفت

2. غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف)، ص 114

3. سعید بن عبدالله سر انجام در هنگام نماز اباعبدالله، جانش را سپر تیرها كرد. هر تیری كه به قصد عضوی از اعضای امام از كمان رها می‌شد، سعید،همان عضو خویش را رویاروی تیر قرار می‌داد و در پایان نماز امام با بدنی كه تیرها آن را پوشانیده بود،مقابل حضرت افتاد و امام، گرمای محبت خویش را به پیشانی‌اش بخشید و بهشت و دیدار پیامبرش را مژده داد.

4. غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف)، ص 116 و 117

5. بحارالانوار، ج 44، ص 383

6. بحار الأنوار، ج‏52، ص:308

7. محمد رضا سنگری، یاران دو انقلاب، ماهنامه موعود، شماره 72

8. غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف) ص  103

9. جواد سلیمانی، نگاهی به ویژگی های اصحاب سید الشهداء، مجله معرفت

10. نهج البلاغه ، خطبه 150

11. بحارالأنوار، ج‏52، ص:308

12. غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف) ص: 118

13. بحارالأنوار، ج‏52، ص:308

زهره رجب زاده   

بخش مهدویت تبیان

 


مطالب مرتبط:

کربلای انتظار

عاشورای مهدوی

چرا امام زمان منتقم امام حسین است؟


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم آذر 1392 توسط شكوفه

درباره وجوه تشابه امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) روایات متعددی وجود دارد و پژوهشگران در این باره تالیف های ارزشمندی دارند. این نوشتار نیز بر آن است که بخشی از پیوند عاشورای امام حسین (علیه السلام) و انتظار حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را باز گوید. پیوندی که رمز حیات شیعه و راز بقای آن است و به اعتقاد برخی صاحب نظران:

« "عاشورا" انتظار برآورده نشده ی شیعه است و "انتظار" عاشورای برآورده شده شیعه »

 

زمانه

زمانه امام حسین (علیه السلام) عصر بدعت ها و غفلت ها است. سنت رسول (صلی الله علیه وآله) ترک شده است و کسی چون یزید بر مسلمین حکومت می کند و تنها شیوه زنده ماندن اسلام این است که حسین و یارانش به قربان گاه بروند.

حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام می کند مردم به عصر جاهلیت بازگشته اند و معارف قرآن و دین را تحریف کرده‌اند. زمانه حسین و مهدی(علیهماالسلام) در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت مشابه یکدیگر است.

امام حسین (علیه السلام) در خطبه کوتاهی در مسیر کربلا می فرمایند:

«براستی این دنیا سخت دگرگون و ناآشنا شده، خیر از آن رخت بسته و جز مقدار ناچیزى، همانند ته‏مانده ظرف، و زندگى پستى چون چراگاهى، از آن باقى نمانده. مگر نمى‏بینید كسى به حق رفتار نمى‏كند و از باطل دست نمى‏كشد. تا مۆمن، به حق، مشتاق لقاى خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمى‏بینم و زندگى با ستمكاران را جز محنت نمى‏دانم. مردم بندگان دنیا هستند، دین لعابى است كه تا زندگى روبراه است، به دور زبان مى‏گردانند و چون دوران آزمایش رسد دینداران كمیاب شوند. (1) »

حضرت علی(علیه السلام) نیز درباره دوران ظهور می فرمایند:

«وقتی مهدی(علیه السلام) قیام کند خواهش نفسانى را به هدایت آسمانى بازگرداند، و آن هنگامى است كه - مردم- رستگارى را تابع هوى ساخته‏اند  و رأى آنان را پیرو قرآن كند، و آن هنگامى است كه قرآن را تابع رأى خود كرده‏اند. ...پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از كتاب و سنّت مرده است زنده فرماید. (2)»

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏»

 

همچنین فضیل بن یسار از حضرت صادق(علیه السّلام) روایت نموده كه فرمود:

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند (3)».

 

طلب یاری

فریاد طلب یاری امام حسین (علیه السلام) در صحنه کربلا مشهور است، حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام کند و همچنین در دوران غیبت، در طلب یار است.

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده فرمود: «هنگامى كه امام حسین (علیه السّلام) با عمر سعد روبرو شد، و آتش جنگ شعله‏ور گردید، خداوند امداد غیبى پیروزى را بر فراز سر حسین (علیه السّلام) فرو فرستاد، به طورى كه بالهاى خود را بر بالاى سر حسین (علیه السّلام) گشودند، سپس همان امدادها، امام حسین علیه السّلام را بین دو چیز- پیروزى بر دشمن و لقاى خدا- مخیّر نمودند، امام حسین علیه السّلام لقاى خدا را برگزید. امام حسین (علیه السّلام) در این هنگام فریاد زد:

امام حسین

«اما من مغیث یغیثنا لوجه اللَّه، اما من ذابّ یذبّ عن حرم رسول اللَّه‏

آیا فریادرسى نیست كه براى خوشنودى خدا به فریاد ما برسد، آیا دفاع‏كننده‏اى نیست كه از حریم حرم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم دفاع نماید؟ (4)»

حضرت مهدی (علیه السلام) هم در روز ظهور تكیه به خانه خدا می دهد و در حالى كه پناه به او برده است، می گوید:

«اى مردم! ما از خداوند و هر كس كه دعوت ما را بپذیرد استمداد مى‏كنیم. من از خانواده محمد پیغمبرتان هستم. ما از هر كس به خداوند و محمد نزدیكتریم.... من از هر كس به سنت پیغمبر آشناترم. شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس سخن مرا شنید حاضران به غائبان برسانند من شما را به حق خدا و رسول و خودم كه از دودمان رسول خدا میباشم قسم می دهم كه ما را یارى نمائید و ستمگران را از ما دور كنید، زیرا ما (آل محمد) را ترسانیده و بر ما ستم نموده و ما و فرزندانمان را از خانه‏هامان آواره كردند. به ما تعدى نمودند و از رسیدن بحق خود بازداشتند. اهل باطل ما را به وحشت انداختند، پس خدا را به نظر بیاورید و به ما آزار نرسانید، بلكه یارى كنید تا خدا هم شما را یارى نماید. (5)»

همچنین حضرت مهدی (علیه السلام) ضمن یکی از توقیعات خویش خطاب به شیعیان در عصر غیبت می فرماید:

«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نمی‏بریم. اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می‏کردند. تقوای خدا پیشه کنید و ما را برای رهایی بخشیدنتان، از فتنه‏ای که به شما روی آورده است، یاری دهید. (6)».

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند »

آن ها که پیوستند، آن هاکه پیمان گسستند

به کاروان حسین (علیه السلام) کسانی پیوستند که امیدی بهشان نبود همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی شمشیر زده بود و دیگری فرمانده سپاه عمر سعد بود. وکسانی هم به بهانه های واهی از یاری امام سر باز زدند و یا در میانه راه از مولایشان بریدند چه آنانی که در میانه راه جداشدند و یا کسانی که از میدان نبرد گریختند.

در مورد قیام حضرت مهدی (علیه السلام) نیز امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ خَرَجَ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یَرَى أَنَّهُ مِنْ أَهْلِهِ وَ دَخَلَ فِی سُنَّةِ  عَبَدَةِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَر

هنگامی که قائم قیام کند از امر(ولایت) او کسانی بیرون می روند که همواره چنین به نظر می رسید که از یاران او باشند و به امر (ولایت) او در میایند کسانی که مانند خورشید پرستان و ماه پرستانند(7).

امام محمد باقر (علیه السلام) نیز درباره امتحان شیعیان در آخرالزمان می فرماید:

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏.(8)»

امید آن است که در کربلای انتظار ندای "هل من ناصر" مهدی را لبیک گوییم و از کسانی باشیم که تا پیروزی در رکاب قائم آل محمد می مانند.

 

پی نوشت:

1)      تحف العقول، حرانی، حسن بن علی، ص 245

2)      نهج البلاغة / ترجمه شهیدى ، ص  138

3)      بحار الأنوار) ،ج 52، ص 362 

4)      غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف)، ص 126

5)      بحارالانوار، ج 52، ص 238

6)      بحارالانوار، ج 53، ص 178

7)      بحار الانوار، ج 52، ص 364

8)      بحارالانوار، ج 52، ص 101

زهره رجب زاده   

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

عاشورا و انتظار، مجله انتظار موعود، سال دوم، شماره سوم، مسعود پور سید آقایی

مجلسی، بحارالانوار، ج52و 53

حرانی، تحف العقول

ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف

 

مطالب مرتبط:

یک واژه و این همه فضیلت! 

انسان منتظر و زندگی او! 

ما غایبیم یا امام زمان؟!! 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

الف) دلیل عقلى‌: همه علت‌ها و فلسفه‌هایى که براى ضرورت و لزوم وجود پیامبر گفته‌اند، براى ضرورت وجود جانشین و وصى پیغمبر نیز صادق است. بنابراین پس از وفات آن حضرت لازم است تا مردم به جانشین پیغمبر در شۆون مختلف زندگى خود مراجعه کنند، همان‌گونه که به پیغمبر مراجعه مى‌کردند.

پس بر خداوند لازم است که او را نصب فرماید و بر مردم نیز واجب است آن امام را بشناسند؛ زیرا که پیروى کردن بدون معرفت و شناخت امکان ندارد.

سوال: پیامبر اکرم‌صلى الله علیه وآله از جانب خداوند قواعد و احکامى را که مردم در امور معاش و شیون زندگى مادى و جنبه‌هاى اخروى و امور مربوط به معاد نیاز داشتند براى مردم بیان نمود، دیگر چه نیازى به وجود امام‌علیه السلام است؟

جواب: پیغمبرصلى الله علیه وآله قواعد را به طور «کلى» بیان فرموده و دستورات دین را به مقدار مورد نیاز عموم در «آن زمان» تشریح کرده است، و این مطلب با مراجعه به احادیث پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله روشن مى‌گردد.

بنابراین احتیاج مردم با آن مقدار از بیان برطرف نشده، بلکه پاره‌اى‌از مسایل حتى بر علما و دانشمندان بزرگ پوشیده مى‌ماند – تا چه رسد به دیگران – پس افراد بشر از وجود امام و پیشواى معصوم بى‌نیاز نبوده و ناگزیر هستند تا به او مراجعه کنند و مطالب مورد نیاز خویش را از او بیاموزند.

تردیدى نیست که پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله تمام احکام و علوم را به وصى خود سپرده که پس از ایشان، رهبرى مردم را – از طرف خداوند – به عهده داشته باشند، و هر امامى به امام بعد از خودش سپرده تا اینکه نوبت به امام زمان ما – عجل الله فرجه الشریف – رسیده است.

علاوه بر این، اگر فرض کنیم تمام علما و دانشمندان به تمام احکام عمل کنند، باز هم وجود ایشان ما را از وجود امام بى‌نیاز نمى‌سازد، زیرا که آنان از سهو و اشتباه معصوم نیستند. پس در هر زمان به وجود شخص معصومى که از خطا و اشتباه محفوظ باشد نیاز هست، تا مرجع و پناه مردم بوده، حقایق احکام را برایشان بیان فرماید. و آن شخص معصوم هیچ کس جز امام نیست.

سوال: نبودن امام با بودنش در حالى که از دیدگان مردم پنهان و غایب باشد چه فرق مى‌کند؟

جواب: اولا: مانع ظهور و آشکار بودن امام‌علیه السلام، ناشى از خود مردم است، وغیبت آن حضرت دلیل نمى‌شود بر اینکه احتیاجى به وجود آن حضرت نیست، بلکه بر مردم واجب است که موانع ظهور را برطرف سازند تا از نور مقدسش بهره‌مند شوند و از انواع علوم و معارفش استفاده کنند.

امام باقر علیه السلام فرمود: «قله و بلندى مقام و کلید آن و راه اشیاء و رضایت پروردگار اطاعت از امام است. اگر شخصى شب‌ها به عبادت برخیزد و روزها را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال‌هاى عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، اما ولایت ولى خدا را نشناسد تا از او پیروى کند و تمام اعمالش با راهنمایى او انجام پذیرد، براى او حق ثواب نزد خداوند نیست و او از اهل ایمان نمى‌باشد»

ثانیا: غیبت آن حضرت در همه زمان‌ها و از همه انسان‌هاى مومن نیست، بلکه براى بسیارى از بزرگان مومنین اتفاق افتاده است که به خدمت حضرتش شرفیاب شده و به محضر مقدسش راه یافته‌اند. جریانات آنان در کتاب‌هاى علماى بزرگوار ما ضبط است، و بیان آنها فعلا از بحث ما خارج است.

ثالثا: منافع وجود مبارک آن حضرت منحصر در بیان علوم نیست، بلکه همه‌آنچه از مبدا و سرچشمه فیض الهى به مخلوقات مى‌رسد، از برکات وجود او مى‌باشد که در بخش دیگر این موضوع را بیان خواهیم کرد،

ب) دلیل نقلى‌:

روایات بسیارى – که در حد تواتر است – در این باره وارد شده که ما به خاطر رعایت اختصار به ذکر قسمتى از آنها اکتفا مى‌کنیم:

1 – امام صادق علیه السلام درباره آیه مبارکه «ولله‌ الاسْم‌آء الحسْنى فادْعوه بها»؛ و براى خداوند نیکوترین نام‌ها است، پس او را با آنها بخوانید. فرمود: «به خدا قسم، ما آن اسماء حسنى (نیکوترین نام‌ها) هستیم که خداوند هیچ عملى را از بندگان نمى‌پذیرد، مگر با شناخت و معرفت ما».

پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله تمام احکام و علوم را به وصى خود سپرده که پس از ایشان، رهبرى مردم را – از طرف خداوند – به عهده داشته باشند، و هر امامى به امام بعد از خودش سپرده تا اینکه نوبت به امام زمان ما – عجل الله فرجه الشریف – رسیده است

2 – امام باقر علیه السلام فرمود: «قله و بلندى مقام و کلید آن و راه اشیاء و رضایت پروردگار اطاعت از امام است. اگر شخصى شب‌ها به عبادت برخیزد و روزها را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال‌هاى عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، اما ولایت ولى خدا را نشناسد تا از او پیروى کند و تمام اعمالش با راهنمایى او انجام پذیرد، براى او حق ثواب نزد خداوند نیست و او از اهل ایمان نمى‌باشد».

3 – حارث بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا پیامبر صلى الله علیه وآله فرموده: «هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟!».

فرمود: آرى. عرضه داشتم: این کدام جاهلیت است، آیا جاهلیت مطلق یا جاهلیت کسى که امامش را نشناخته؟ فرمود: «جاهلیت کفر و نفاق و ضلال».

4 – امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم‌صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: «هرکس منکر قایم از فرزندانم شود، مرا انکار کرده است».

البته اخبار بسیار دیگرى از ایمه اطهارعلیهم السلام در این باب آمده است.

اما منظور از معرفت و شناخت:

اولا: شناختن شخص امام با اسم و نسب او است.

ثانیا: شناخت صفات و خصوصیات او که با آنها از دیگران امتیاز مى‌یابد. که ان شاء الله در اول باب هشتم خواهد آمد.

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: پایگاه تخصصی تبیان مهدویت

مطالب مرتبط:

بایدها و نبایدهای دوران انتظار

مرگ جاهلیت چیست؟

ارزش شناخت امام زمان (علیه السلام)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

ارتکاب هر گناه، موجب سلب نعمتی می‌شود. باید اهل گناه از آن توبه واقعی نمایند تا آن نعمت برگردد، و اگر توبه نكنند، آن نعمت بر نمی‌گردد.

هرگاه بندگان همگی و بالاتفاق هم عهد شوند كه به درگاه حضرت احدیت ـ جلّ شأنه ـ توبه و تضرع نمایند، و تعجیل فرج را طلب نمایند، پس در آن تعجیل خواهد شد، و اگر چنین نكنند تأخیر خواهد شد.

 


یاری امام زمان ـ علیه السلام ـ با طلب آمرزش

از راههای نصرت و یاری امام زمان ـ علیه السلام ـ طلب مغفرت و آمرزش برای همه اهل ایمان است، در حال حیات باشند یا از دنیا رفته باشند.

هر گناهی واقع شود، موجب سلب نعمتی می‌شود، باید اهل گناه از آن توبه واقعی نمایند تا آن نعمت برگردد، و اگر توبه نكنند، آن نعمت بر نمی‌گردد.

هرگاه بندگان همگی و بالاتفاق هم عهد شوند كه به درگاه حضرت احدیت ـ جلّ شأنه ـ توبه و تضرع نمایند، و تعجیل فرج را طلب نمایند، پس تعجیل در آن خواهد شد، و اگر چنین نكنند تأخیر خواهد شد.

و چون در اخبار زیادی وارد است كه: دعای مۆمن در حق مۆمنین در غیاب آن‌ها، مستجاب است، و از جمله دعاهائی است كه رد نمی‌شود، هرچند دعا كننده دعایش در حق خودش به خاطر گناهانش مستجاب نشود.

و نیز در روایتی است كه: هرگاه یكی از شما بندگان دعا می‌كند آن را به شكل عموم قرار دهد. یعنی دیگران را در آن چیزی كه برای خود طلب می‌كند شریك نماید، این نوع دعا زودتر مستجاب می‌شود. (وسائل الشیعه، ج 7، ص 107، حدیث 8867)

بر اساس این احادیث، هرگاه مۆمنین در هر زمانی علاوه بر توبه از جانب خود، در مورد گناهانی كه از مۆمنین در هر زمانی كه واقع شده است طلب مغفرت و آمرزش نمایند، پس كمال امیدواری در آن است كه این نوع توبه مورد قبول درگاه الهی شود، و به واسطه ‌آن زمان فرج نزدیك شود، یا در مدّت تأخیر آن، تخفیف داده شود، مثلاً اگر در واقع تا صد سال است، پنجاه سال یا كمتر شود.

واضح است كه هرگاه مۆمنین درهر زمانی بر این وجه توبه و دعا كنند، و آن مورد قبول واقع شود، وسیله تعجیل فرج خواهد بود، و این نصرت كامله‌ای از برای امام ـ علیه السلام ـ می‌باشد.

هرگاه مۆمنین در هر زمانی علاوه بر توبه از جانب خود، در مورد گناهانی كه از مۆمنین در هر زمانی كه واقع شده است طلب مغفرت و آمرزش نمایند، پس كمال امیدواری در آن است كه این نوع توبه مورد قبول درگاه الهی شود، و به واسطه ‌آن زمان فرج نزدیك شود، یا در مدّت تأخیر آن، تخفیف داده شود

البته بسیاری از دعاهای جمعی یا فردی تأثیر كامل ندارند، تا نصرت و یاری از آن حاصل شود، ولی همان هم ظاهرش عنوان نصرت و یاری است.

هرگاه دیگران را شریك كرده و از جانب آن‌ها هم دعا كنیم، و برای آن‌ها طلب مغفرت نماییم، پس آن سبب تأثیر كامل دعا می‌شود، و از دعا و توبه او واقعاً نتیجه نصرت و یاری ظاهر می‌شود.

 

یاری امام زمان ـ علیه السلام ـ با راهنمایی جاهلین

راهنمایی و هدایت افراد نادان و گمراه اعم است از آن كه در اصول و معارف باشد یا در فروع و احكام،‌ و آن بر چند قسم است:

قسم اول با گفتار: مثل این كه به نادان آموزش دهیم تا رفع جهالت از او شود، یا رغبت وتمایل در او ایجاد كنیم كه با رفتن در محافل علمی جهالت و نادانی خود را برطرف كند.

قسم دوم اینکه اعمال و رفتارمان به گونه‌ای باشد كه افراد نادان هم به آن‌گونه اعمال تمایل پیدا كنند.

و این قسم بهترین نوع هدایت و راهنمائی است..

انتظار

قسم سوم با پرداختن مال: مثل آن‌كه با صرف مقداری از مال خود، آن‌ها را به طرف سلوك مذهبی متمایل كنیم، یا آن كه در امر معاش آن‌ها كمك كنیم تا آن‌ها به آموختن احكام و دین اقدام نمایند، یا آن كه مجلسی را جهت مذاكره علم منعقد نماییم، و وسایل پذیرائی برای آن‌ها فراهم كرده، تا آن‌ها به آمدن تشویق شوند.

و تأیید بر این مطلب آن است كه خداوند متعال سهمی از زكات را در مورد تألیف قلوب كفار مقرر نموده، تا آن‌ها به سوی اسلام رغبت پیدا كنند.

و همچنین در روایات نقل شده ‌است كه: وقتی پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ خواستند خویشان خود را به دین مبین اسلام دعوت كنند، به امیرالمۆمنین ـ علیه السلام ـ فرمودند كه طعامی مهیا كند،‌ و ایشان بعد از پذیرائی از آن‌ها، دعوت خود را اظهار نمود، و در حدیث است كه تا سه روز این عمل را تكرار كرد.

یكی دیگر از راه‌های راهنمائی و هدایت دیگران، تألیف و تصنیف احادیث به همراه مطالب علمی و دلائل و براهین است.

و این كیفیت نصرت، یعنی راهنمائی افراد نادان. با گستردگی كه در اقسام آن ذكرشد، برای همه بندگان امكان دارد.

بنابراین، هر شخص به هر شكلی كه برای او ممكن است، ‌باید در راهنمائی افراد گمراه و نادان تلاش كند، كه این از بهترین عبادتها و باعث نزدیكی به پروردگار است، و مقصود از زنده كردن نفس درآیه شریفه: «وَ مَنْ أَحْیاها فَكَاَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً» «هركسی نفسی را زنده كند، گویا تمام مردم رازنده نموده است.» (سوره مائده، آیه 32) همین هدایت است، و در تأویل این آیه شریفه امام باقر ـ علیه السلام ـ فرموده است: «مراد راهنمائی اشخاص و نجات آن‌ها از ضلالت و گمراهی است» و در احادیث، فضائل زیادی برای آن نقل شده است.

مسأله هدایت بندگان یكی ازشۆونات امام ـ علیه السلام ـ است، پس هركس به توفیق الهی بتواند وسیله هدایت گروهی شود، در واقع آن حضرت را در امر ترویج دین و تبلیغ آن یاری كرده‌ است و با این عمل، نصرت الهی محقق شده است، و طبق وعده‌ای كه فرموده: « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ » خداوند او را یاری خواهد نمود

ولی این تكلیف بیشتر متوجه علماء است و این آیه كریمه: «ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (سوره‌، نحل آیه 125) به این مطلب اشاره دارد كه علماء و دانشمندان باید اشخاص گمراه و نادان را به مقتضای حال آن‌ها، به یكی از وجوه سه گانه هدایت و راهنمائی فرمایند.

وجه اول با بیان حقایق و اسرار نهفته در خلقت، آن‌ها را به صراط مستقیم هدایت كنند.

وجه دوم با بیان آثار فوائد دنیوی و اخروی اعمال صالح و نیز مفاسد و خطرات اعمال زشت، نور هدایت در دل‌های آن‌ها ایجاد كنند.

وجه سوم با بیان روش‌های منطقی و استدلالی حق را اظهار كند، به شكلی كه انكار آن ممكن نباشد، و كوشش وسوسه گران را از بین ببرند.

این‌ها روش‌های مختلف راهنمائی و هدایت بود، ولكن نكته مهم در این امر داشتن حسن نیت و خلوص است، تا آن غرض اصلی یعنی نصرت و یاری امام ـ علیه السلام ـ تحقق پیدا كند.

زیرا می‌دانیم مسأله هدایت بندگان یكی ازشۆونات امام ـ علیه السلام ـ است، پس هركس به توفیق الهی بتواند وسیله هدایت گروهی شود، در واقع آن حضرت را در امر ترویج دین و تبلیغ آن یاری كرده‌ است و با این عمل، نصرت الهی محقق شده است، و طبق وعده‌ای كه فرموده: « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ » خداوند او را یاری خواهد نمود.

همانطور كه امیرالمۆمنین ـ علیه السلام ـ در ضمن نامه‌ای به مالك اشتر ـ بعد از این كه او را به تقوا و پیروی از فرامین الهی سفارش نمودند ـ فرمودند: «خدا را با قلب و زبان و دست خود یاری ‌كن، زیرا او ضامن شده هر كس او را یاری كند، یاریش فرماید، و هركه او را عزیز بدارد، عزت و آبرو به او بخشد.» (نهج البلاغه فیض، ص 991، نامه 53)

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان   


منابع:

شیوه های یاری امام زمان علیه السلام ـ میرزا محمد تقی فقیه ایمانی

نهج البلاغه فیض، ص 991، نامه 53

وسائل الشیعه، ج 7

 

مطالب مرتبط:

یارى رسانی به امام زمان(عج) با تقوا

بیاییم همچو او، امام زمان(عج) را یاری کنیم

زنان یاری دهنده امام زمان(عج)

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

امام زمان

گر چه حفظ وجود مبارك آن بزرگوار به اراده و مشیت الهى بستگى دارد ولی دعا كردن براى سلامتى آن حضرت ضامن برقرارى و استحكام پیوند معنوى انسان با حجت خداست و مایه سلامتى خود فرد و دفع ناگوارى ها و شداید خواهد بود.

 


 

در این مقاله به چند وظیفه مهم شیعیان در مقابل امام زمان علیه السلام اشاره کرده و آنها را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

كسب رضایت امام عصر (عج)

رسالت اصلى شیعیان در عصر غیبت آن است كه تلاش كنند عملى را بر خلاف رضاى امام عصر (عج) انجام ندهند و پیوسته رفتار و سلوكى مورد تأیید و رضایت آن حضرت داشته باشند، زیرا خشنودى آن امام همام چیزى جز رضاى ذات اقدس الهى نیست و رضاى خداوند در عمل به فرمان ها و احكام نورانى اسلام است.

امام مهدى(عج) در این رابطه مى فرماید: «فَلیَعمَل لِكلِّ امرئ مِنْكُم ما یُقرَّبُ بهِ مِن مَحَبَّتِنا و لْیَجتَنِبْ عمَّا یُدنیه مِنْ كِراهَتِنا و سَخَطِنا»; هر یك از شما باید به آن چه كه به وسیله آن به دوستى ما نزدیك مى شود عمل كند و از آن چه كه موجب ناخشنودى و غضب ما مى شود پرهیز نماید.

 

‌ارجاع مردم به امام زمان (علیه السلام)

صِرف اینكه انسان به یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و متوسل به اوست و در هر صبح و شام او را زیارت می كند كافی نیست، بلكه تكلیف دیگری هست كه (البته این تكلیف عمدتاً متوجه روحانیت و رهبران دینی و متدینان صاحب نفوذ در جامعه است) باید سعی كرد تا جامعه را جامعه امام زمانی (علیه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام زمان كرد .

اگر می خواهیم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از یاران و دوستان او باشیم باید خود را از هر جهت بسازیم و یك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشیم و گرنه نه تنها نمی توانیم از یاوران و اصحاب امام زمان باشیم بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زیر پرچم مخالفان در آییم و از قهر امام در امان نمانیم

در ایام تبلیغ محرم و صفر و ماه رمضان و در هر فرصت متناسب از امام عصر (علیه السلام) سخن به میان آورد و بخشی از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص داد و مردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او گاه ساخت .

دستور توسل به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسبت به آن امام همام امیدوار كرد . همچنین شبهات را در مورد وجود آن حضرت برطرف نمود و در مورد طول عمر آن حضرت و غیبت و فواید وجودی او، در عین اینكه در پرده غیبت است، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود تا همه افراد شیعه نسبت به امام گاهی پیدا كرده و مبلغ او شوند .

در این راه یك بسیج عمومی لازم است كه همه اهل سخن و قلم یكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یكپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنكه تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران قرار گیرند.

یا یك روحانی و واعظ در میلاد آن حضرت به چند جمله یا داستان اكتفا نماید ، بلكه باید كاری كرد كه زن و مرد شیعه دائم به فكر امامشان بوده و مبلغ او باشند و درهر حادثه قبل از هر كسی به یاد امام زمان بیفتند و از او كمك بخواهند، نه آنكه پس از آنكه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در این راه تباه كردند و پاسخ منفی و مأیوس كننده شنیدند، تازه به یاد مسجد جمكران و امام زمان بیفتند. ما باید مردم را به گونه ای بسازیم كه در تمام زمینه ها نخست به یاد امام زمان افتاده، سپس با توسل به آن حضرت به طبیب مراجعه كنند و دارو مصرف نمایند، نه آنكه نخست به دارو پناه ببرند، نگاه به امام زمان (علیه السلام) مراجعه نمایند .

امام زمان

 

البته ما منكر اسباب و علل طبیعی نیستیم و نمی خواهیم بگوییم هر كه بیمار شد، و با اینكه مثلاُ نیاز به عمل جراحی دارد به دكتر مراجعه نكند، و فقط به امام زمان متوسل شود، بلكه می گوئیم نخست توسل برای اینكه امام عصر عنایتی بفرماید كه طبیب درست مرض را تشخیص دهد و داروی مناسب تحویز نماید و عمل جراحی موفقیت میز باشد.

به هر حال، دارو از طبیب، ولی شفا از خدا با وساطت امام عصر (علیه السلام) است .

 

احترام به منتسبین به امام زمان (علیه السلام)

از جمله وظایف ما منتظران در مقابل امام زمان علیه السلام این است كه كسانی را كه منتسب به امام عصر (علیه السلام) هستند محترم شمرده و نسبت به آنها بخاطر امام زمان احترام خاصی قائل باشیم ، حال آن شخص نسبت جسمانی به امام زمان داشته باشد ، مانند سادات و یا نسبت روحانی، مانند علما و فقها كه نماینده او هستند و طلاب علوم دینی كه سربازان آن حضرتند و مۆمنان كه در بین مردم معروف به امام زمانی بوده و واقعاً علاقه مند به آن حضرت اند . چرا كه احترام به آنان بخاطر آن حضرت ، احترام به امام زمان علیه السلام است .

در این راه یك بسیج عمومی لازم است كه همه اهل سخن و قلم یكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یكپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنكه تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران قرار گیرند

‌‌خودسازی

شیعه در طول غیبت كبری به انتظار نشسته كه كی یوسف گم گشته باز ید و غم هجران یعقوبی آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه امید شیعه این است كه روزی در زیر پرچم امام عصر به جهاد علیه دشمنان خدا و دین پرداخته و از جمله یاران امام و شهداء در ركاب حضرت باشد.

می دانیم كه این مقامات با آلودگی و پلیدی سازگار نیست و از سوی دیگر چون آمدن امام معلوم نیست و ممكن است ناگهان صدای دلربای او طنین انداز شود، پس شیعه منتظر باید در تمام ابعاد زندگی خودسازی كند، هم در بعد عقیده و هم در بعد نفسانیات و اخلاق و هم در بعد عمل، چرا كه نه شخص فاسد العقیده در حریم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان لوده به گناه .

بنابراین اگر می خواهیم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از یاران و دوستان او باشیم باید خود را از هر جهت بسازیم و یك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشیم و گرنه نه تنها نمی توانیم از یاوران و اصحاب امام زمان باشیم بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زیر پرچم مخالفان در آییم و از قهر امام در امان نمانیم.

چنانكه خیلی ها قبل از انقلاب دم از دوستی با امام خمینی (ره) را می‌زدند، ولی وقتی كه امام آمد نه تنها با امام خمینی همكاری نكردند، بلكه نتوانستند قوانین اسلامی او را تحمل كنند و در ردیف مخالفان قرار گرفتند.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

  بخش مهدویت تبیان    


منابع:

سایت آوینی

سایت مذاهب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 توسط شكوفه
امام زمان


در قرآن کریم، آیه سوم سوره مبارکه بقره یکی از صفات متقین را ایمان به غیب معرفی فرموده است. سۆالی مطرح می شود که مراد از غیب در این آیه ی شریفه چیست و ایمان به آن چگونه حاصل می شود؟

کلمه غیب در آیه شریفه ی (الَّذِینَ یُۆْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ) یک معنای تخصیصی دارد که مطابق عقل و نقل و قرآن و اخبار است و آن این است که مراد از غیب در آیه ی مبارکه امام غائب حضرت مهدی دوازدهمین نیّر برج امامت و ولایت است. چنانچه در تفاسیر معتبره تصریح به آن شده مخصوصا در تفسیر برهان که آیات قرآنیه را از قول معصوم تفسیر می نماید و حق هم همین است، زیرا معصومین و ائمه اطهار علیهم السلامند که عالِم به تنزیل و تأویل قرآن و عالم به محکم و متشابه قرآن و عالم به ظاهر و باطن قرآن و عالم برموز و اسرار قرآنند.

در تفسیر برهان ابن بابویه از حضرت امام صادق کاشف حقایق الذی انکشف له الملک و الملکوت روایت نموده است که آن حضرت فرموده (الغیب هو الحجه الغائب) یعنی مراد از غیب در آیه شریفه مخصوصا و منحصرا حجت غائب است.

و نیز در حدیق دیگر از جابر بن عبدالله انصاری از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که بعد از ذکر ائمه اثنی عشر، تا حضرت مهدی (عج) می فرماید:

طوبی للصابرین فی غیبته، طوبی للمقیمین علی محبته، اولئک من وصفهم الله تعالی فی کتابه فقال (الذین یومنون بالغیب) الحدیث؛

خوشا به حال کسانی که در زمان غیبت حضرت مهدی (عج) صبر می کنند، خوشا به حال کسانی که بر دوستی و بر محبت آن حضرت ثابت و استوار و استقامت و ایستادگی دارند، آنان کسانی هستند که خدای عزوجل در کتاب خود قرآن توصیف آنان نموده و فرموده است (الذین یومنون بالغیب).

امام صادق علیه السلام فرمود و مصداق و تحقق این وعده ی خدا در غلبه دین اسلام بر کل ادیان در دولت حضرت بقیه الله مهدی است که حکومت مطلق در آن عصر با قرآن است و تمام دول و ملل در تحت حکومت دین مبین اسلام قرار خواهند گرفت، به حکم قرآن (لیظهره علی الدین کله)

و نیز در روایت معتبر دیگر آمده است به نقل از تفسیر برهان صفحه 53 ؛

عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السلام قال کتابُ عَلِیٍّ لاریبَ فیه هدیً للمتقین، قال: المتقون شیعتنا الذین یومنون بالغیب الحدیث؛

مراد از کتاب علی علیه السلام است که شکی در آن نیست و مایه ی هدایت متقین است و منظور از متقین شیعیان ما هستند که به غیب ایمان می آورند.

و نیز عن داود بن کثیر الرقی عن ابی عبدالله علیه السلام فی قوله عزوجل (الذین یومنون بالغیب) قال من آمن بقیام القائم انه حق ؛ کسی که ایمان به قیام قائم (علیه السلام) می آورد بر حق است.

و نیز عن یحیی بن ابی القاسم قال سئلت الصادق علیه السلام عن قول الله عزوجل (الم ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب) فقال المتقون شیعه علی علیه السلام و الغیب هو الحجه الغائب و شاهد ذالک قوله تعالی ؛

یحیی می گوید از امام صادق (علیه السلام) سۆال کردم مراد از آیه مذکور چیست؟ حضرت فرمود: متقین شیعیان علی علیه السلام هستند و غیب حضرت حجت غائب است و شاهد بر این امر آیه ی شریفه ی ( وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ ؛ آیه 20 سوره الیونس ) است.

و نظیر این روایات بسیار است که ما به جهت رعایت اختصار به همین مقدار اکتفا نمودیم.

امام علی

و اگر روی مبانی عرفانی هم تکیه نمائیم هر چند غیب به طور اطلاق و انصراف مطلق به فرد کامل غیب به مقام غیب الغیوبی و ذات مقدس حق اطلاق شود باز از باب مظهریت خلیفه الله برای اسماء الهی بحکم ( و علم آدم الاسماء کلها ؛ آیه 31 سوره بقره) و آیه ی مبارکه ( سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق ؛ آیه 53 سوره فصلت) انسان کاملی که مظهر اسم غائب باشد منحصرا حضرت مهدی ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد که از زمان هبوط آدم تا زمان غیبت وجود امام عصر مظهری برای این اسم در انسانی کامل وجود نداشته و فقط منحصرا حضرت مهدی بقیه الله است که مظهر اسم یا غائب و یا باطن است و بعدا که ظهور و جلوه کامل خواهد نمود به تمام اسماء به باطنیت و ظاهریت و غائبیت و شاهدیت جلوه گر و محیط بر تمام عوالم امکان خواهد گردید و این وعده خداست در قرآن ( هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و کفی بالله شهیدا ؛ آیه 28 سوره الفتح).

امام صادق علیه السلام فرمود و مصداق و تحقق این وعده ی خدا در غلبه دین اسلام بر کل ادیان در دولت حضرت بقیه الله مهدی است که حکومت مطلق در آن عصر با قرآن است و تمام دول و ملل در تحت حکومت دین مبین اسلام قرار خواهند گرفت، به حکم قرآن (لیظهره علی الدین کله).

مراد از کتاب علی علیه السلام است که شکی در آن نیست و مایه ی هدایت متقین است و منظور از متقین شیعیان ما هستند که به غیب ایمان می آورند

آنکه دادخواه از جان، بهر آل یاسین است                               در کرامت و معجز، وارث النبیین است

در زمان او موقوف از ملل قوانین است                                 نی هزارگون مذهب نی هزار آئین است

یک خدا و یک ملت یک کتاب و یک دین است                                 زان یگانگی گردد عالم خراب آباد

 

و در زیارت حضرت بقیه الله ولی عصر ارواحنا له الفدا می خوانیم:

السلام علی المهدی الذی وعدالله به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملا به الارض عدلا و قسطا و ینجز به وعد المومنین (از کتاب منتهی الامال محدث قمی).

سلام بر حضرت مهدی موعود سلام بر آن مولائی که وعده داد خدا به او جمیع امم عالم را که جمع کند به او کلمه ها را و روح اتحاد و وحدت در تمام امم و ملل جهان ایجاد و با رفع پریشانی همه را به او جمع و به سبب ظهور او زمین را پر از عدل و داد نماید و انفاد فرماید وعده ی فرجی که به اهل ایمان داده است.

امید است هر چه زودتر وعده ی الهی نسبت به ظهور آن مظهر قائم بالقسط تحقق پذیرد و بایست اجابت این دعا از لسان خود حضرت بقیه الله ولی عصر از صقع احدیت مسئلت نمائیم زیرا او عبد مقرب و فانی فی الله است و لسا ناو لسان الله است و چنین دعائی رد نخواهد شد ملای رومی خوب گفته است:

آن دعا حق می کند چون او فناست                     آن دعا و آن اجابت از خداست

فرآوری: علی سیف

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: جلوات ربانی (با کمی تصرف و تلخیص) . محمد رضا ربانی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 توسط شكوفه
امام زمان

پیش گویی های معصومان (علیهم السلام) در مورد رخدادهای دوران حکومت های بنی امیّه و بنی عباس و چگونگی فروپاشی آنها و حرکت هایی که علیه آنها شکل می گیرد و...  گرچه، گاه به عنوان نشانه های ظهور بیان شده، ولی الزاماً منظور از ظهور، ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست، بلکه نشانه ظهور فرج و گشایش در کار شیعه و زندگی آنان است، چنانکه تعبیر (قائم) در همه جا، به معنای قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست، بلکه در شرایط اختناق و دیکتاتوری خشن بنی امیه و بنی عباس و چیرگی افرادی که از سر عناد با اولاد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از هیچ شکنجه ای کوتاهی نمی کردند، مجالی برای ائمه (علیهم السلام) و شیعیان آنان نبود که به وظایف خویش، در جهت احیای اسلام و مسلمانان اقدام کنند.

در این شرایط، ایجاد رخنه و اختلاف بین آنان و شکل گیری حرکت ها علیه آنها و در نتیجه ضعف، یا فروپاشی آنان، به منزله گشایشی بود که برای شیعیان پیش می آمد، تا برای مدتی، گرچه اندک آسوده شوند و از فشارها و زندان‌ها و تعقیب ها در امان بمانند. امامان (علیهم السلام) نیز، این فرصت را می یافتند، تا به سازماندهی شیعیان و احیای فرهنگ و میراث اهل بیت بپردازند.

یادآوری: در دوران سیاه حاکمیت بنی امیه و بنی عباس، دهها قیام و انقلاب کوچک و بزرگ توسط شیعیان و طرفداران اهل بیت وبیشتر علویان، علیه آنان، به وقوع پیوست که برخی از آنها، همچون قیام زید بن علی به گونه ای مورد تأیید امامان (علیهم السلام) واقع شد.

از روایات استفاده می شود که تعبیر (قائمنا) بر برخی از این قیام ها و یا حرکت هایی که خود ائمه (علیهم السلام) زمینه آن را فراهم می ساخته اند، اطلاق شده است و از پیش گویی این گونه حوادث، به عنوان (علامات فرج) یاد شده است [1]

بر این اساس، منظور از (قائم) در بسیاری از این روایات، ظاهراً، مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیست، بلکه مراد قیام کننده بحق است.

بسیاری از حوادث که در روایات از وقوع آن خبر داده شده، به ویژه رخدادهای دوران بنی امیه و بنی عباس، در حقیقت نشانه های (فرج) در کار شیعیان و قیام امامان (علیهم السلام) و یا سرداران علوی و... است، نه ظهور حضرت مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )

ثقة الاسلام کلینی در کافی، بابی را گشوده با این عنوان: (فی انّ الائمّة (علیهم السلام) کلهم قائمون بأمر اللّه) [2]  که بیانگر آن است که لفظ (قائم) مخصوص و منحصر به امام زمان (عج) نیست.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه (یوم ندعوا کل اناس بامامهم) [3] ، می فرماید:

(امامهم الذی بین اظهرهم و هو قائم اهل زمانه)[4] .

پیشوای آنان که در پیشاپیش آنان حرکت می کند، و او قیام کننده اهل زمان خود است.

در جای دیگر می فرماید:

(کلّنا قائم بأمر الله واحد بعد واحد، حتی یجیئی صاحب السیف، فاذا جاء صاحب السیف جاء بأمر غیر الذی کان)[5] .

همه ما، یکی پس از دیگری قیام کننده به حکم خداییم، تا وقتی که صاحب شمشیر بیاید. پس آن گاه که صاحب شمشیر آمد، با حکمی غیر از آنچه بوده، بیاید.

از تعبیرهای (هو قائم اهل زمانه)، (کلّنا قائم بأمر الله) و... در این روایات استفاده می شود که لفظ (قائم) لزوماً ویژه حضرت مهدی (عج) نیست و شامل هر قیام کننده ای می شود؛ هر کس که انقلاب کند و مردم را به قیام علیه ظلم و بیداد فرا خواند (قائم) است . [6] .

از برخی روایات نیز استفاده می شود که بسیاری از امامان (علهم السلام) خود در صدد قیام بوده اند و به تدارک مقدمات حرکت و تهیه لوازم آن می پرداخته اند.

امام صادق (علیه السلام) به مۆمن طاق می فرماید:

( فو اللّه لقد قرب هذا الأمر ثلاث مرّات، فأذعتموه، فأخّره اللّه ). [7]

به خدا سوگند! این امر (قیام) سه مرتبه نزدیک بود آغاز گردد و شما آن را تباه ساختید. پس خداوند آن را به تأخیر انداخت.

امام علی

ظاهراً منظور از جمله (هذا الأمر) قیام علیه حاکمان بنی امیه و یا بنی عباس است که شرایط آن فراهم می شد، ولی سستی اصحاب و عدم رازداری آنان و یا بروز مشکلات دیگر، سبب به تأخیر افتادن آن شد.

امیرالمۆمنین (علیه السلام) نیز در خطبه ای حوادث و وقایع دوران بنی امیه و بنی عباس را بر شمرد و یاران خویش را از چیزهایی که پس از وی، تا هنگام ظهور قائم (عج) واقع می شوند، با خبر ساخت و آن گاه فرمود:

( اذا قام القائم بخراسان وغلب علی أرض کوفان (کرمان) والملتان و جاز جزیرة بنی کاوان، و قام منّا قائم بجیلان وأجابته الآبُر والدیلم... ثم یقوم القائم المأمول ... ) [8] .

هنگامی که قائم در خراسان قیام کند و بر سر زمین کوفه یا کرمان و ملتان [9] چیره شود و از منطقه جزیره بنی کاوان [10]  نیز بگذرد و قیام کننده ای از ما در سرزمین گیلان قیام کند و ساکنان سرزمین های (آبُر) [11] و (دیلم) دعوت وی را اجابت کنند... آن گاه قائم مورد امید و انتظار ما قیام خواهد کرد.

در این حدیث، چند بار کلمه (قائم) به کار رفته و روشن است که منظور از (قائم بخراسان) و (قائم بجیلان) مهدی موعود نیست، چه آن که برابر این روایت، پس از قیام اینها، قائم اصلی، حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور می کند.

جالب این جاست که از قیام کننده در منطقه گیلان، که احتمال می رود اشاره به حرکتهای علویان و شیعیان در آن منطقه باشد، به عنوان: (قام منا قائم) یاد شده است.

از روایات استفاده می شود که تعبیر (قائمنا) بر برخی از این قیام ها و یا حرکت هایی که خود ائمه (علیهم السلام) زمینه آن را فراهم می ساخته اند، اطلاق شده است و از پیش گویی این گونه حوادث، به عنوان (علامات فرج) یاد شده است

براین اساس، گروهی از عالمان شیعه، احتمال داده اند: چنگیزخان مغول که از منطقه خراسان بزرگ خروج کرد و بخش های زیادی از سرزمین های تحت سیطره خوارزمشاهیان و بنی عباس را به تصرف خویش درآورد [12]  و نیز نواده وی، هلاکوخان، که در سال 656. ه.ق. بر مرکز خلافت عباسیان هجوم برد و خلیفه عباسی مستعصم را کشت، در بغداد قتل عام کرد و خلافت عباسیان را برای همیشه برانداخت [13] ، همان فردی است که در روایت از قیام وی در خراسان خبر داده شده.

یا شاه اسماعیل صفوی را، که بنیانگذار سلسله صفویه است و در سال 908ه.ق. حکومت را به دست گرفت و به ترویج مذهب شیعه پرداخت (قائم بجیلان) دانسته اند. [14] .

به باور اینان، از آن جهت که شاه صفوی در آن شرایط سختِ حاکمیت حاکمان متعصب سنی مذهب و در روزگار غربت تشیع، به حمایت از مذهب شیعه پرداخت و خود نیز از تبار علویان بود، به عنوان (قائم منا) ذکر شده است.

بنابراین بسیاری از حوادث که در روایات از وقوع آن خبر داده شده، به ویژه رخدادهای دوران بنی امیه و بنی عباس، در حقیقت نشانه های (فرج) در کار شیعیان و قیام امامان (علیهم السلام) و یا سرداران علوی و... است، نه ظهور حضرت مهدی  ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ).

 

پی نوشت:

[1] (بحارالأنوار)، ج 5: 210، 211.

[2] (اصول کافی)، محمدبن یعقوب کلینی، ج 1: 536، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت.

[3] سوره (اسراء)، آیه 17.

[4]  (اصول کافی)، ج 1: 537.

[5]  (همان مدرک)536.

[6]  (دراسات فی ولایة الفقیه)، حسینعلی منتظری، 1: 243.

[7]  (تحف العقول)، ابن شعبه حرانی، 229، مۆسسه اعلمی، بیروت.

[8]  (بحارالأنوار)، ج 52: 235.

[9]  نام شهری است در هند و در نزدیکی غزنه (غزنه اکنون در افغانستان واقع است) که مردمان آن از دیر باز مسلمان بوده اند. ر. ک (مراصد الاطلاع)، ج 3: 1105.

[10] جزیره کاوان، یا جزیره بنی کاوان، جزیره بزرگی بوده در خلیج فارس، بین عمان و بحرین که دارای روستاها و کشتزارهایی بوده و اکنون مخروبه است. ر. ک: (مراصد الاطلاع)، ج 1: 333.

[11]  (آبر) یکی از روستاهای سجستان است. ر.ک: (مراصد الاطلاع)، ج 1.

[12]  (فرهنگ معین)، محمد معین، ج 5: 445. امیرکبیر، تهران.

[13]  (همان مدرک) ج 6: 2313.

[14]  جیلان، همان گیلان است که نام سرزمین وسیعی از کرانه های بحر خزر است که شامل شهرهای زیادی از منطقه طبرستان می شود. ر.ک: (مراصد الإطلاع)، ج 1 368.

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: بررسی نشانه های ظهور . اسماعیل اسماعیلی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 توسط شكوفه