آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

ذکر نام بلند مهدی و احیای فرهنگ انتظار، میراث و آیین محمدی را به نسل جوان منتقل می سازد. این انتقال، قلب های جوانان را ذاکر می کند و همت آنان را به مصافی بزرگ می کشاند و ذهن آنان را با یاد مهدی درگیر می سازد. در نتیجه، سربازان بسیاری زیر پرچم امام عدل(عج) گرد هم می آیند.


فرهنگ انتظار و انتظار منجی عالم بشریت، منتظران را به سوی رفتار پسندیده می کشاند. ازاین روست که هر صبح و در آغاز کار روزانه، تجدید پیمان می کنند و با نشاط می گویند: «پروردگارا! در صبح همین روز و تمامی روزهایی که در آن زندگی می کنم، بیعت با منجی موعود را که بر گردن من است، تجدید می کنم و تا ابد بر آن ثابت قدم خواهم ماند».

جوانانی که در انتظار و آمادگی منجی به سر می برند و در حقیقت در کلاس «اطاعت» نشسته اند، آنجا که گردبادی از شیاطین حلقه را بر آنها تنگ می کند، به یاد حق می افتند و به خود می آیند و به «بصیرت» می رسند.

حقیقت انتظار آن است که شخص منتظر، به حتمی بودن ظهور منجی ایمان داشته باشد و در حالت آمادگی همیشگی به سر برد و مراقب سلوک و رفتارش باشد و زمینه های اجتماعی و فردی را برای ظهور منجی فراهم آورد.

جوان و فرهنگ انتظار؛ یعنی ایستادگی در برابر شیطان نفس و شیطان بیرونی؛ یعنی قصه شوریدگی جوان عاشق حضرت دوست؛ یعنی پاسداشت و کرامت ولایت؛ یعنی شعار عدالت خواهی و آزادگی جوان؛ یعنی باز شدن دریچه قلب جوان به ملکوت؛ یعنی آراستگی جوان به عدالت و تقوا.

جوانی و سنت گریزی

جوان «سنت گریز» است و این خصلت را خداوند در وجود جوان گذاشته است تا بتواند از گذشته فاصله بگیرد و فرصت انتخاب پیدا کند. و الاّ اگر آنچه خانواده و جامعه ی او دیکته می کردند، او بدون تأمل همه را می پذیرفت، استقلال روحی و فرصتی برای انتخاب پدید نمی آمد. البته این سنت گریزی مانند هر خصلت طبیعی دیگری باید جهت پیدا کرده و از فریب و پاسخ نابجا مصون بماند تا جوان را دچار ناهنجاری و بی بندو باری در ارضاء این خصلت فطری ننماید.

آنقدر آمادگی پذیرش جوان نسبت به حق بالاست که هر آنچه شبیه حق باشد و یا بخشی از حق را به همراه داشته باشد، ممکن است جوان به سرعت آن را بپذیرند، ولی این چیزی از ارزش صفای باطن جوان و آمادگی او برای پذیرش حق کم نمی کند

اینکه مُدهای جدید لباس توسط جوان ها اجرا می شود، نمونه ی کوچکی از همین سنت گریزی است و اگر جوان را به خاطر سنت گریزی سرزنش کنی و اذیت شود، «سنت شکن» هم خواهد شد. بر اساس همین سنّت گریزی، جوان دوست دارد به وضع موجود اعتراض کند و انگیزه ی او برای اعتراض به هر خرابی در وضع موجود بالا است، که باید پاسخ این اعتراض خود را متناسب با دیگر صفات و گرایش های فطری خود بازیابد. حالا اگر این روحیه به آشنایی با عنصر اول انتظار، یعنی اعتراض به وضع موجود، با تکیه بر اعتقاد به جامعه ی مهدوی ختم شود، انرژی جوان در جهت یک آرمان بلند صرف خواهد شد.

 

جوانی و پاکی روح

روح پاک و ضمیر روشن جوان، اموری را «تصدیق» می کند که دیگران نمی توانند باور کنند. اگر این پاک طینتی مورد سوء استفاده ی منحرفین قرار بگیرد نتیجه اش معلوم است؛ و اگر این ضمیر پاک در معرض پیام های صادقانه ی حق قرار بگیرد سرعت به سوی خوبی ها و جزم در عقاید نورانی اسلام را به دنبال خواهد داشت.

در جریان انقلاب، بسیاری باور نمی کردند امام (ره) پیروز شود، ولی جوان ها سخنان و وعده های حضرت امام (ره) را باور کردند؛ و نتیجه هم گرفتند و موجب اعجاب اهل عالم شدند. فطرت جوان، راه را برای باور عالم غیب هموار کرده است و آنچه از وعده های الهی درباره ی امور به ظاهر نشدنی عالم باشد را خواهد پذیرفت. خیلی ها ممکن است با وعده های مربوط به ظهور و وقایع پس از آن مشکل داشته باشند و نتوانند آن را به سادگی باور کنند هر چند دلایل کافی برایشان بیاوری، اما جوان پذیراتر است. آنقدر آمادگی پذیرش جوان نسبت به حق بالاست که هر آنچه شبیه حق باشد و یا بخشی از حق را به همراه داشته باشد، ممکن است جوان به سرعت آن را بپذیرند، ولی این چیزی از ارزش صفای باطن جوان و آمادگی او برای پذیرش حق کم نمی کند.

انتظار
جوانی و آرزوهایش

تمنّا و آرزو کردن نیز بیش از هر گروه سنی با جوانان تناسب دارد. در سنین جوانی یکی از علما به بنده می فرمودند: « قدر جوانی خودتان را بدانید. من الان تمام همتم این است که خودم را سالم از قبل عبور دهم و به محضر خدا برسم. تقاضای گسترده، تمناهای بزرگ، جامعه نگری ها و آرمان گرایی ها همه اش مال دوران جوانی است؛ قدرش را بدان. البته فکر نکن این ها برای تو فضیلتی است. همه ی جوان ها این خصلت ها را دارند؛ نه دچار غرور بشوید و نه این خصلت ها را بی استفاده بگذارید.» آدم کمی پا به سن بگذارد، دیگر بسیاری از آرزوهای خوب هم در عمق جانش نفوذ نخواهد کرد و تنها به امور محدود به زمان خودش توجه می کند. تمناهای بلند مال دوران جوانی است.

این جوان است که می تواند برای آرزوهای دست نیافتنی اش ساعت ها گریه کند، شعر بسراید و با خدای خود درباره ی آنها نجوا کند. و هر کس در سنین بالاتر بخواهد این روحیه را داشته باشد، باید جوانی خود را حفظ کرده باشد. عرفا و خوبان همیشه جوان باقی مانده اند. و شاید رمز ارتباط سهل و عمیق آنان با جوانان هم در همین جوان باقی ماندن آنها باشد. تمنای ظهور، یک آرزوی بزرگ است که جوانان استعداد داشتن آن را دارند و هر چقدر آنان به سهولت می توانند به داشتن این آرزوی بزرگ دست یابند، غیر جوانان به سختی می توانند چنین آرزویی را در خود محقق کنند.

 

جوانی و عمل

عمل برای تحقق وضع مطلوب یک شرط بزرگ لازم دارد و آن جرأت است. چرا که بسیاری از اوقات، تغییر دادن اوضاع عالم، شنا برخلاف جریان آب است. باید بتوانی از سرزنش ها نترسی و از خود گذشتگی داشته باشی. این لازمه ی جهاد است که از سرزنش دیگران متأثر نشوی: «یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ وَلا یَخافُونَ لَومَهَ لائِمِ؛ در راه خدا جهاد و کوشش فراوان می کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند.»

جوان «سنت گریز» است و این خصلت را خداوند در وجود جوان گذاشته است تا بتواند از گذشته فاصله بگیرد و فرصت انتخاب پیدا کند. و الاّ اگر آنچه خانواده و جامعه ی او دیکته می کردند، او بدون تأمل همه را می پذیرفت، استقلال روحی و فرصتی برای انتخاب پدید نمی آمد

جوان این جرأت را به سهولت می تواند داشته باشد. امام باقر(علیه السلام) به جابر می فرماید: اگر همه ی مردم شهرت جمع شوند و بگویند: « إنَّکَ رَجُلُ سَوءٍ؛ تو آدم بدی هستی» و تو از این حرف ناراحت شوی، یا اینکه بگویند: « إنَّک رَجُلُ صَالِحُ؛ تو آدمی خوبی هستی» و تو از این سخن خوشحال شوی، تو از دوستان ما نیستی. اینقدر انسان باید استقلال روحی داشته باشد!

کسی می تواند اهل عمل باشد که از قدرت روحی و حتی از قدرت بدنی کافی هم برخوردار باشد. قدرت بدنی هم اکثراً وابسته به شدت انگیزه است، که هم قدرت بدنی و هم انگیزه ی قوی تنها در جوان به سهولت یافت می شود.

در انتها میخواهم برای کاری که تغییر دهنده است و می تواند از قدرت روحی و اراده ی پولادین جوانان منتظر سرچشمه بگیرد، یک نمونه مثال بزنم: آیا از خواندن قرآن لذت می برید؟ آیا از مدح اهل بیت (علیهم السلام) و ذکر فضایلشان لذت می برید؟ اگر جوابتان مثبت است، و اگر مجلس عروسی جای لذت بردن و شاد بودن است، پس چرا عروسی هایتان را بدون قرآن و مدح اهل بیت (علیهم السلام) برگزار می کنید؟

اگر در عشق به قرآن و عترت صادق هستید، برنامه های مراسم عروسی تان را تغییر دهید و اگر کسی مخالفت کرد، با ادب و مهربانی محکم جلوی او بایستید و بگویید: « هر کس از چیزی لذت می برد، ما هم از قرآن و مدح اهل بیت(علیهم السلام) لذت می بریم و شاد می شویم، و می خواهیم عروسی خودمان را با اذکار معنوی برگزار کنیم و از این لذائذ و شادی ها در شب عروسی بی بهره نمانیم.» آن وقت یکی از کارت های دعوت چنین عروسی را خطاب به آقا امام زمان (عج) بنویسید و بگویید: « آقا، ما آدرسی نداشتیم که این کارت را برایتان ارسال کنیم، ولی دوست داریم شما هم تشریف بیاورید.» بعد هم کارت دعوت را به عنوان یادگاری پیش خودتان نگه دارید. مطمئن باشید این اظهار ارادت شما به ساحت مقدس ولی الله الاعظم بی جواب نخواهد ماند.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش مهدویت تبیان      

 


منابع:

کتاب «انتظارعامیانه، انتظارعالمانه، انتظارعارفانه» نویسنده: حجةالاسلام علیرضا پناهیان                    

انتظار منجی، زهره احمدی

مجلات، عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی ؛ گلبرگ ، اسفند 1387 - شماره 107

سایت حوزه

 

مطالب مرتبط:

یک واژه و این همه فضیلت! 

انسان منتظر و زندگی او! 

ما غایبیم یا امام زمان؟!! 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه
دعاانتظار حالتی است که در نفس انسان پدیدار می شود و بیانگر اشتیاق شخص منتظِر از امر مورد انتظار است. اما در مذهب تشیع انتظار، فرهنگی است که حکایت از وظیفه ای دارد. تا حدی که با شنیدن واژه ی انتظار ناخودآگاه نام مقدس مهدی موعود نیز به اذهان متبادر می گردد.

درباره ی این واژه‌ی مقدس نظریات متعددی مطرح شده است که کثرت آن ها بیانگر اهمیت بالای آن است. به حدی که در بیان امامان معصوم (علیهم السلام) انتظار فرج به عنوان بالاترین اعمال بندگان معرفی شده است.

در این میان امیرمۆمنان امام علی (علیه الصلاه و السلام) بنابر آنچه در کتاب شریف نهج البلاغه ثبت گردیده فرمایشاتی فرموده است که دو علامت از علائم انسان هایی است که این امر مقدس را باور ندارند.

بنابر فرمایش آن حضرت (علیه السلام) انسان هایى كه منتظر نیستند، و آینده زمین را از آن وارثان انبیاء نمى‌دانند، دو گروه هستند:

گروه اول: دسته اى كه به حق پشت كرده، انتظار را باور ندارند، زیرا مطلوب آن ها همین دنیا است. آن ها حكومت دمكراتیك و لیبرال را برترین حاكمیت قلمداد مى كنند و مى‌پندارند كه ماوراى آن براى بشر طرح نُوى نیست، كه در افكند(1). آن ها بیش تر از آن براى خود نمى خواهند و گرایش به غیب ندارند، و چشم به راه مصلح غیبى نیستند.

به چنین انسانى نباید امید داشت و منتظر پذیرش و آمادگى او نباید بود. سپس آنان كه براى حاكمیت مهدى(علیه السلام) تبلیغ مى كنند(2) و نیرو و نفرات تدارك مى بینند، از این شخص اجابتى را نخواهند، وسرمایه اى را صرف نكنند كه به هدر خواهد رفت:

«بدانید كه آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) همانند ستارگان آسمان اند كه چون ستاره اى غروب كند، ستاره دیگر طلوع كند. گویى خداوند نیكى هاى خود را در حقّ شما )باخاندان پیامبر( به كمال رسانیده است و آنچه را كه در آرزویش مى بودید به شما نشان داده است»

« فَلَا تَطْمَعُوا فِی‏ غَیْرِ مُقْبِلٍ‏ » (3)

گروه دوم: كسانى هستند كه با علم به این آینده روشن و تحول عظیم و مطلوب نبودن آن چه امروزه به عنوان آخرین آرمان ها عرضه مى شود، عقب گرد كرده اند. زیرا آینده را دور مى بینند و با اینكه به آینده علم دارند امّا به سبب تعلقات و وابستگى ها حالت یأس دارند و در نتیجه پاى رفتن در خود نمى بینند، و حضرت على(علیه السلام) درباره اینان مى فرماید: شما از آن ها مأیوس نباشید.

« وَ لَا تَیْأَسُوا مِنْ مُدْبِر » (3)

چرا مأیوس نباشیم ؟

این گروه كه عوامل بازدارنده و تعلقات دنیوى آن ها را بازداشته و وادار به ادبار شده اند، چه بسا كه با تزلزل در یك جهت و لنگ شدن یك پا و سست شدن یكى از پایه هاى اعتقادى و از دست دادن صبر، با ثبات پاى دیگر كه معرفت و باور است، به دعوت جواب مثبت دهند. و امید است كه آن ها با بلاهایى كه دلبستگى آن ها را از دنیا بر مى كَنَد، با هر دو پا برگردند و صبر را پیشه كنند.

« فَإِنَّ الْمُدْبِرَ عَسَى أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدَى قَائِمَتَیْهِ وَ تَثْبُتَ الْأُخْرَى فَتَرْجِعَا حَتَّى تَثْبُتَا جَمِیعاً ». (3)

«اى بسا كه یك پاى او بلغزد و پاى دیگر برجاى ثابت ماند و پس از چندى به جاى خود برگردد و هر دو (در راه حق) ثابت قدم شوند».

كسانى هستند كه با علم به این آینده روشن و تحول عظیم و مطلوب نبودن آن چه امروزه به عنوان آخرین آرمان ها عرضه مى شود، عقب گرد كرده اند. زیرا آینده را دور مى بینند و با اینكه به آینده علم دارند امّا به سبب تعلقات و وابستگى ها حالت یأس دارند و در نتیجه پاى رفتن در خود نمى بینند، و حضرت على(علیه السلام) درباره اینان مى فرماید: شما از آن ها مأیوس نباشید

طمع نداشتن و مأیوس نبودن از این دو گروه با معرفت به این حقیقت سامان مى یابد كه خط هدایت كه از آدم شروع شده، بعد از خاتم با آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) ادامه دارد و آن ها به آمال و آرزوها پاسخ مى دهند و با آن ها كاركردهاى ما به كمال مى رسد. این چنین نیست كه اگر اكثریتى روى نیاوردند وكثیرى مدبر شدند، خط هدایت، متوقف شود و براى آن ها كه حركت و رفتن را انتخاب كرده اند، راه و صراطى نباشد، زیرا:

« أَلَا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ ص كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَكَأَنَّكُمْ قَدْ تَكَامَلَتْ مِنَ اللَّهِ فِیكُمُ الصَّنَائِعُ وَ أَرَاكُمْ مَا كُنْتُمْ تَأْمُلُون...». (3)

«بدانید كه آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) همانند ستارگان آسمان اند كه چون ستاره اى غروب كند، ستاره دیگر طلوع كند. گویى خداوند نیكى هاى خود را در حقّ شما )باخاندان پیامبر( به كمال رسانیده است و آنچه را كه در آرزویش مى بودید به شما نشان داده است».

 

پی نوشت:

(1) انسان و پایان تاریخ، فوكویاما. مجله اطلاعات سیاسى، اقتصادى: شماره 44 و 63.

(2) بحارالانوار، ج 58، ص 78. (یوطّئون للمهدی سلطانه).

(3) نهج البلاغه ، خطبه 100

 

منبع : آخرین امام در نگاه اولین امام . سید عبدالمجید فلسفیان

 

فرآوری: علی سیف

بخش مهدویت تبیان


منبع : آخرین امام در نگاه اولین امام . سید عبدالمجید فلسفیان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 توسط شكوفه
دعا

انتظار حالتی است که در نفس انسان پدیدار می شود و بیانگر اشتیاق شخص منتظِر از امر مورد انتظار است. اما در مذهب تشیع انتظار، فرهنگی است که حکایت از وظیفه ای دارد. تا حدی که با شنیدن واژه ی انتظار ناخودآگاه نام مقدس مهدی موعود نیز به اذهان متبادر می گردد.

درباره ی این واژه‌ی مقدس نظریات متعددی مطرح شده است که کثرت آن ها بیانگر اهمیت بالای آن است. به حدی که در بیان امامان معصوم (علیهم السلام) انتظار فرج به عنوان بالاترین اعمال بندگان معرفی شده است.

در این میان امیرمۆمنان امام علی (علیه الصلاه و السلام) بنابر آنچه در کتاب شریف نهج البلاغه ثبت گردیده فرمایشاتی فرموده است که دو علامت از علائم انسان هایی است که این امر مقدس را باور ندارند.

بنابر فرمایش آن حضرت (علیه السلام) انسان هایى كه منتظر نیستند، و آینده زمین را از آن وارثان انبیاء نمى‌دانند، دو گروه هستند:

گروه اول: دسته اى كه به حق پشت كرده، انتظار را باور ندارند، زیرا مطلوب آن ها همین دنیا است. آن ها حكومت دمكراتیك و لیبرال را برترین حاكمیت قلمداد مى كنند و مى‌پندارند كه ماوراى آن براى بشر طرح نُوى نیست، كه در افكند(1). آن ها بیش تر از آن براى خود نمى خواهند و گرایش به غیب ندارند، و چشم به راه مصلح غیبى نیستند.

به چنین انسانى نباید امید داشت و منتظر پذیرش و آمادگى او نباید بود. سپس آنان كه براى حاكمیت مهدى(علیه السلام) تبلیغ مى كنند(2) و نیرو و نفرات تدارك مى بینند، از این شخص اجابتى را نخواهند، وسرمایه اى را صرف نكنند كه به هدر خواهد رفت:

«بدانید كه آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) همانند ستارگان آسمان اند كه چون ستاره اى غروب كند، ستاره دیگر طلوع كند. گویى خداوند نیكى هاى خود را در حقّ شما )باخاندان پیامبر( به كمال رسانیده است و آنچه را كه در آرزویش مى بودید به شما نشان داده است»

« فَلَا تَطْمَعُوا فِی‏ غَیْرِ مُقْبِلٍ‏ » (3)

گروه دوم: كسانى هستند كه با علم به این آینده روشن و تحول عظیم و مطلوب نبودن آن چه امروزه به عنوان آخرین آرمان ها عرضه مى شود، عقب گرد كرده اند. زیرا آینده را دور مى بینند و با اینكه به آینده علم دارند امّا به سبب تعلقات و وابستگى ها حالت یأس دارند و در نتیجه پاى رفتن در خود نمى بینند، و حضرت على(علیه السلام) درباره اینان مى فرماید: شما از آن ها مأیوس نباشید.

« وَ لَا تَیْأَسُوا مِنْ مُدْبِر » (3)

چرا مأیوس نباشیم ؟

این گروه كه عوامل بازدارنده و تعلقات دنیوى آن ها را بازداشته و وادار به ادبار شده اند، چه بسا كه با تزلزل در یك جهت و لنگ شدن یك پا و سست شدن یكى از پایه هاى اعتقادى و از دست دادن صبر، با ثبات پاى دیگر كه معرفت و باور است، به دعوت جواب مثبت دهند. و امید است كه آن ها با بلاهایى كه دلبستگى آن ها را از دنیا بر مى كَنَد، با هر دو پا برگردند و صبر را پیشه كنند.

« فَإِنَّ الْمُدْبِرَ عَسَى أَنْ تَزِلَّ بِهِ إِحْدَى قَائِمَتَیْهِ وَ تَثْبُتَ الْأُخْرَى فَتَرْجِعَا حَتَّى تَثْبُتَا جَمِیعاً ». (3)

«اى بسا كه یك پاى او بلغزد و پاى دیگر برجاى ثابت ماند و پس از چندى به جاى خود برگردد و هر دو (در راه حق) ثابت قدم شوند».

كسانى هستند كه با علم به این آینده روشن و تحول عظیم و مطلوب نبودن آن چه امروزه به عنوان آخرین آرمان ها عرضه مى شود، عقب گرد كرده اند. زیرا آینده را دور مى بینند و با اینكه به آینده علم دارند امّا به سبب تعلقات و وابستگى ها حالت یأس دارند و در نتیجه پاى رفتن در خود نمى بینند، و حضرت على(علیه السلام) درباره اینان مى فرماید: شما از آن ها مأیوس نباشید

طمع نداشتن و مأیوس نبودن از این دو گروه با معرفت به این حقیقت سامان مى یابد كه خط هدایت كه از آدم شروع شده، بعد از خاتم با آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) ادامه دارد و آن ها به آمال و آرزوها پاسخ مى دهند و با آن ها كاركردهاى ما به كمال مى رسد. این چنین نیست كه اگر اكثریتى روى نیاوردند وكثیرى مدبر شدند، خط هدایت، متوقف شود و براى آن ها كه حركت و رفتن را انتخاب كرده اند، راه و صراطى نباشد، زیرا:

« أَلَا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ ص كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَكَأَنَّكُمْ قَدْ تَكَامَلَتْ مِنَ اللَّهِ فِیكُمُ الصَّنَائِعُ وَ أَرَاكُمْ مَا كُنْتُمْ تَأْمُلُون...». (3)

«بدانید كه آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) همانند ستارگان آسمان اند كه چون ستاره اى غروب كند، ستاره دیگر طلوع كند. گویى خداوند نیكى هاى خود را در حقّ شما )باخاندان پیامبر( به كمال رسانیده است و آنچه را كه در آرزویش مى بودید به شما نشان داده است».

 

پی نوشت:

(1) انسان و پایان تاریخ، فوكویاما. مجله اطلاعات سیاسى، اقتصادى: شماره 44 و 63.

(2) بحارالانوار، ج 58، ص 78. (یوطّئون للمهدی سلطانه).

(3) نهج البلاغه ، خطبه 100

 

منبع : آخرین امام در نگاه اولین امام . سید عبدالمجید فلسفیان

 

فرآوری: علی سیف

بخش مهدویت تبیان


منبع : آخرین امام در نگاه اولین امام . سید عبدالمجید فلسفیان


نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1392 توسط شكوفه
انتظار

از امور اصلی و هر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن و عمل به آن است.

حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. [1]

در مورد شناختن مفاهیم قرآن و اجرای آن، مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت، آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و ... را با کمال دقت توجه کنند و هر روز بخوانند و معانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع و آگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.

در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم و هم طرز استفاده را دریابیم و هم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.

در آیه 75 سوره نساء می خوانیم:

« وَ مَالَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَآءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَآ أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛

چرا در راه خدا و در راه نجات مستضعفین از مردان و زنان و کودکان، پیکار و مبارزه (با مستکبران) نمی کنید و در راه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر و برای ما از طرف خودت سرپرست و یاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟ »

این آیه به ما می گوید : نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا و نجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند و دنبال رهبر شایسته اند و از ستم و ستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد و نجات داد.

تعبیر به «ما لَکُم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.

مگرنه این است که قرآن و عترت (علیهم السلام) در کنار هم هستند، و امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با بیانات جذّاب و پرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات، هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده و عرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر و نیزه و مرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، و کم کم به گریه تبدیل شد و سخت گریستند و بعدها به نام « بَکّائون » ) گریه کنندگان ) معروف شدند. آیه 92 سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد. [2]

« وَلاَ عَلَی الَّذِینَ إِذَا مَآ أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَأَجِدُ مَآأَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یَجِدُوا مَا یُنفِقُونَ؛

و نیز اشکالی نیست بر آنها که نزد تو (پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)) آمدند که آنها را به مرکبی برای میدان جهاد سوار کنی، گفتی مرکبی که شما را بر آن سوار کنم ندارم از نزد تو بازگشتند در حالی که چشمانشان اشکبار بود، از این رو که چیزی را نداشتند تا در راه خدا انفاق کنند».

آری این چنین تعلیمات قرآن که دو نمونه اش را ذکر کردیم، اثر می بخشد فرزندان و شاگردان قرآن باید این چنین تربیت گردند تا منتظر واقعی امام زمان (علیه السلام) شوند، پس باید با قرآن مأنوس بود و این درسها را از آن آموخت. [3]

 

پی نوشت:

[1] نهج البلاغه، نامه 47

[2] مجمع البیان، جلد 5، صفحه 60، ذیل آیه فوق.

[3] توجه به نهج البلاغه نیز که می توان گفت یک کتاب انقلابی و برای زمینه سازی تحریر شده، باید مورد توجه قرار گیرد.

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: حضرت مهدی فروغ تابان ولایت . آیت الله محمدی اشتهاردی


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 توسط شكوفه
انتظار


مسأله مهمّى كه همیشه در طول تاریخ پر افتخار اسلام مایه امید مسلمانان و به ویژه «شیعیان» منتظر بوده است، وعده هاى تخلّف ناپذیر الهى در مورد آینده اسلام و پیروزى نهایى مۆمنان و مستضعفان و محرومان مى باشد.


آیین مبین اسلام از همان آغاز پیدایش خود و حتّى از همان نخستین سال هاى ظهور پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) پیوسته مسلمانان را به آینده اى درخشان امیدوار ساخته است.

مسلمانان و به خصوص شیعیان نیز از همان روزگار بعثت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) تا به امروز بر اثر همان وعده هایى كه پیامبر بزرگوار اسلام به وسیله آیات روحبخش و دلنواز قرآن كریم بدانها داده است، با اعتقادى عمیق و راسخ تمامى آن وعده ها را جدّى گرفته، و على رغم همه مشكلات و مصایبى كه در دوران هاى مختلف تاریخ اسلام دیده اند، هرگز امید خویش را از دست نداده و همواره این اعتقاد اصیل اسلامى را نصب العین خود قرار داده اند.

مسلمانان بر اساس وعده هاى صریحى كه قرآن كریم بدانها داده است، عقیده دارند كه طبق قانون خلقت و سنّت آفرینش، تاریخ بر مبناى سنّتهاى الهى و وعده هاى خدایى به پیش مى رود، و اگر چند روزى دنیا به نفع ستمگران و تجاوزگران و بى اعتقادان تمام شود، ولى سرانجام، حكومت مطلق جهان به دست صالحان و حقّ پرستان خواهد افتاد و ستمكاران و طاغوتیان و زورمداران نابود خواهند شد و بالاخره عدالت و امنیّت واقعى بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد گردید.

مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند كه «حق» امرى اصیل، و باطل امر عارضى است، و هر عارضه اى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مى رود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیك، حقّ در همه جا حاكم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود مى گردند; زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعده اى كه به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود.

به هر حال، از نظر اسلام، قرآن و مسلمانان، مسأله «انتظار» و امید به آینده، و حاكمیّت مطلق حقّ در تمام جهان در آخر زمان، یكى از مسایل حیاتى اسلام است، و قرآن كریم با قاطعیّت هرچه تمامتر این مسأله را به عنوان یك وعده تخلّف ناپذیر الهى مطرح نموده، و در كمال صراحت، پیروزى نهایى ایمان اسلامى و آینده درخشان آیین پاك محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم) را به مسلمانان نوید داده، و جاى هیچ گونه شكّ و تردید و ابهام براى احدى باقى نگذارده است.

جهان روزى را در پیش دارد كه حكومت مطلق دنیا به دست پاكان و صالحان و افراد با ایمان خواهد افتاد، و طبق روایات و نویدهاى تمام انبیاى الهى، آن عصر درخشان و روزگار طلایى كه مورد انتظار بشر و همه مسلمانان و شیعیان جهان است، همان روز قیام منجى عالم بشر، و دوران پر شكوه ظهور مبارك مهدى موعود (علیه السلام) خواهد بود

در این زمینه، آیات بسیارى در قرآن كریم وارد شده كه براى نمونه برخى از آنها را در اینجا مى آوریم.

1 ـ در سوره «توبه» آیه 33 در مورد جهانى شدن آیین اسلام و غلبه این دین مبین بر همه ادیان جهان، چنین آمده است:

(هُوَ الَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ).

«او كسى است كه پیامبر خود را با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا دین حقّ را بر تمام ادیان غالب و پیروز گرداند، اگرچه

مشركان كراهت داشته باشند.»

2 ـ در همان سوره آیه 32، در مورد اراده خداوند بر تكامل نور اسلام، چنین آمده است:

(یُریدوُنَ أَنْ یُطْفِۆوُا نُورَ اللّهِ بأفْواهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاّ أنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكافِروُنَ).

«دشمنان مى خواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش كنند، ولى خدا مى خواهد نور خود را كامل گرداند، اگرچه كافران كراهت داشته باشند

3 ـ در سوره «نور» آیه 55 در مورد وعده خداوند به صالحان و شایستگان و موادّ مورد وعده چنین آمده است:

(وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنوُا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخلِفنَّهُمْ فی الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الّذِینَ مِنْ قَبْلِهمْ وَلَُیمَكّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَلیُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوِفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لایُشْرِكُونَ بی شَیْئاً وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ).

«خداوند به كسانى از شما كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داده است كه آنها را خلیفه و جانشین خود در روى زمین قرار خواهد داد. همان گونه كه پیشینیان ایشان را خلافت روى زمین مرحمت فرمود. و آیینى را كه بر ایشان پسندیده در سراسر گیتى خواهد گسترد، و ترس و هراسشان را به آرامش و امنیّت مبدّل خواهد نمود آنچنان كه همگان تنها مرا پرستش كنند و هیچ چیزى را شریك من قرار ندهند. و كسانى كه بعد از آن كافر شوند از پلیدان و بدكاران خواهند بود

4 ـ در سوره «غافر» آیه 51 در مورد این كه خداوند قطعاً فرستادگان خود را یارى خواهد نمود، چنین آمده است:

(إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فی الحیوةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ یَقُومُ الأَشْهاد).

«به طور قطع و یقین، ما پیامبرانمان و كسانى را كه ایمان آوردند در زندگى دنیا و روزى كه شاهدان (حضرات معصومین(علیهم السلام)) بپاخیزند، یارى مى نماییم».

5 ـ در سوره «انبیاء» آیات 105 ـ 106 در رابطه با وعده اى كه خداوند به بندگان صالح و شایسته خود در مورد فرمان روایى آنان بر تمام جهان داده است، چنین آمده است:

(وَ لَقَدْ كَتَبنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحونَ).

«ما پس از «تورات» در كتاب «زبور» چنین نوشتیم، كه در آینده، صالحان و پاكان وارثان زمین خواهند بود».

مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند كه «حق» امرى اصیل، و باطل امر عارضى است، و هر عارضه اى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مى رود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیك، حقّ در همه جا حاكم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود مى گردند; زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعده اى كه به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود

6 ـ در سوره «قصص» آیه 4، در مورد آینده مستضعفان و حكومت آنان بر سرتاسر كره خاكى، چنین آمده است:

(وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارثِینَ).

«و ما اراده كرده ایم بر آنها كه در روى زمین به ضعف كشیده شده اند منّت نهاده، آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم».

7 ـ در سوره «سجده» آیات 28 ـ 29، در مورد روز قیام منجى بشریّت، و سرنوشت كافران، چنین آمده است:

(وَ یَقُولُونَ مَتى هذا الفَتْحُ إنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ * قُلْ یَوْمَ الفَتحِ لایَنْفَعُ الّذینَ كَفَروا اِیمانُهُمْ وَلاهُمْ یُنْظَرُون).

«و ناباوران مى گویند: پس كى این پیروزى بزرگ فرا مى رسد اگر شما راست مى گویید؟ بگو (اى پیامبر) روزى كه فتح و پیروزى فرا رسد، دیگر ایمان آوردن براى كسانى كه قبلاً ایمان نداشتند سودى ندارد، و به آنان مهلت و فرصتى داده نمى شود».

8 ـ در سوره «صافّات» آیات 171 ـ 173 در مورد این كه خداوند به انبیا و فرستادگان خود، و عده نصرت و غلبه همه جانبه داده است، چنین آمده است:

(وَ لَقدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرسَلِینَ * إنّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورونَ * وَ إنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الغالِبوُنَ).

«ولى (وقتى قرآن آمد) به آن كافر شدند، و زودا كه بدانند، و قطعاً فرمان ما درباره بندگان فرستاده ما از پیش (چنین) رفته است، كه آنان (بر دشمنان خودشان) حتماً پیروز خواهند شد

از مجموع آیات یاد شده به خوبى استفاده مى شود كه جهان روزى را در پیش دارد كه حكومت مطلق دنیا به دست پاكان و صالحان و افراد با ایمان خواهد افتاد، و طبق روایات و نویدهاى تمام انبیاى الهى، آن عصر درخشان و روزگار طلایى كه مورد انتظار بشر و همه مسلمانان و شیعیان جهان است، همان روز قیام منجى عالم بشر، و دوران پر شكوه ظهور مبارك مهدى موعود (علیه السلام) خواهد بود.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش مهدویت تبیان     

 


منابع:

قرآن کریم

سایت شعائر


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 توسط شكوفه

 

خانواده ای که منتظر آقاست از تابلوی خانه اش تا عمق کارهایش ،همه بوی انتظار می دهد.اما چگونه می شود یک خانواده ی منتظر داشته باشیم؟

 


حجت الاسلام و المسلمین ناصر نقویان

تبیان : خانه و خانواده مهدوی یعنی چه؟ یک زن مهدوی و یک شوهر مهدوی چه شاخصه های و ویژگی هایی باید داشته باشند ؟

** فکر می کنم یک خانواده مهدوی مثل خانواده علوی است چون امام زمان علیه السلام تابع آموزه های اجداد پاک و طاهرشان هستند و طبیعتا همان را دوباره می خواهند زنده کنند .خانه ی مهدوی همان خانه فاطمه زهرا (س)و امیر المومنین ( ع)‌است. وقتی پیامبر کارهای خانه را تقسیم کردند،  به فاطمه زهرا س فرمودند :کار درون خانه برای شما و کار بیرون خانه ،  برای امیر المومنین (ع).

از حضرت زهرا سلام الله علیها نقل شده که دنیا را به من می دادند ، اینقدر خوشحال نمی شدم که من را از بیرون رفتن و برخورد با نامحرمان معاف کردند .حضرت زهرا یک بانوی فرهیخته ای بود که می توانست به پیغمبر بگویید که فلان پست و مسئولیت اجتماعی را به من بده . از اینکه نگفتند و نخواستند با همه توانمندی هایی که همه در ایشان متفق اند ،معلوم می شود که نگه داشتن درون خانه و تربیت فرزندان ، کاری است کارستان آنهم در عین داشتن توانایی. مهم این است که این توانایی کجا هزینه شود و کجا ازآن استفاده شود .چیزی که امروز دنیا متاسفانه با مشکلات عدیده ای مواجه است این است که در زندگی آن هایی که باید نقش آفرین باشند ،جای شان را عوض کردند. دیشب تلویزیون نشان می داد که بسیاری از مردان آمریکایی به جای خانم ها در خانه هستند و بچه ها را سوار کالسکه کردند و می چرخانند و زن ها سرکارهستند. یعنی این درست همان جابه جا کردن نقش هاست . و من فکر می کنم که اسلام در آن خانواده مهدوی و علوی مثل یک کارگردان بسیار خبره و ماهر که درست نقش ها را به بازیگران مختلف می دهد و حتی به نقش چهره در وظایف هم اهمیت می دهد. 

مثلا این نقش یک نقش خشنی است، شما چهره تان خیلی مهربان است، شما برای این نقش مفید نیستید یا بر عکس این نقش، نقش مهربان است نقش مادرانه است چهره شما یک خورده خشن است به این نقش نمی خورد یعنی همه این ها را محاسبه می کند و نقش ها را تعیین می کند بهترین کار راخود دین کرده که این نقش ها را به این سبک بین افراد تقسیم کرده است.

صالح تعریفش واضح است کسی که دروغ نمی گوید او  کار بزرگی  می کند. کسی که ریا کاری نمی کند، کسی که نامهربانی نمی کند، کسی که آستانه تحملش بالاست، کسی که غیبت نمی کند، کسی که تهمت به کسی نمی زند.

تبیان: اگر بخواهیم بگوییم یک زن و یک شوهر  مهدوی هستند و منتظر ، چه خصوصیات اخلاقی و رفتاری باید در آنها وجود داشته باشد ؟ 

 **ما در آموزه های مان که گاهی در بیلبوردها و تبلیغات نزدیک نیمه شعبان هم زیاد دیده میشود ،می نوسیم که منتظر مصلح باید خود صالح باشد بلکه باید خود مصلح هم باشد منتها آن مصلح ،مثل خورشید است و همه ی زمین را نورانی می کند و  من اگر تلاش کنم  به عنوان یک شمع... مثل  نقاشی که شهید چمران داشت که در اتاق خودش یک شمع کشیده بود با یک زمینه ی سیاه. پس این مصلح است منتها اصلاح گری اش به اندازه نور یک شمع است هر دو تابان هستند اما این کجا و آن کجا. اینکه ما بتوانیم اولا صالح باشیم یعنی اینکه یک مادر منتظر و مهدوی سعی می کند بچه های خوبی تربیت کند، به نیازهای همسرش رسیدگی کند. یک مرد خوب مهدوی اولین کانون خوش اخلاقی اش در خانه است. پیامبر (ص)فرمود که بهترین شما کسانی هستند که برای خانواده خوش اخلاق باشند. والا  خیلی از مردها در خانه بد اخلاق و عبوس و کم حرف و تند خو هستند بیرون با رفقا و دوستان می خندند و خوش اخلاق اند.

حجت الاسلام و المسلمین ناصر نقویان

این  یک ریا کاری است و نه تنها آن خوش اخلاقی بیرون خانه امتیازی برای این مرد نیست بلکه به عنوان یک آدم ریاکار در پرونده اش ثبت می شود. پس یک خانواده مهدوی این نیست که بگویم صبح جمعه دعای ندبه می روندو شب جمعه دعای کمیل می روند. سالی سه بار مکه و سالی دوباره کربلا میروند. این ها ملاک نیست. این ها شاخص  اصلی ما نیست چیزی که لازم است این است که ما اولا صالح باشیم  . صلاح هم مشخص است : پاکی ،پاک دامنی، پاکی در درآمد، پاکی در اخلاق، پاکی در برخورد. از آن طرف دیگر تاثیر گذارباشیم البته به اندازه وسعت وجودی خودمان.کسی که معلم است و بیست دانش آموز دارد در این ها بتواند این پاکی و درست کاری را نهادیه بکند چون به اندازه بیست تا دانش آموز ظرفیت تاثیر گذاری اش همین مقدار است، ولی یک نفر استان دار است می تواند در یک استان تاثیر بگذارد یکی وزیراست ،یکی رئیس جمهوراست و....

اگر ما بتوانیم این کار را بکنیم یعنی هم صالح باشیم ، صلاح هم تعریفش واضح است کسی که دروغ نمی گوید این خیلی کار بزرگی دارد می کند. کسی که ریا کاری نمی کند، کسی که نامهربانی نمی کند، کسی که آستانه تحملش بالاست، کسی که غیبت نمی کند، کسی که تهمت به کسی نمی زند. جالب است که صلاح مثل نور است. گفت : پری رو تاب مستوری ندارد/ چو در بندی سر از روزن برآرد

نور خودش سرعت عجیبی دارد حتی اگر من به دانش آموزان خودم به دانشجوهای خودم نگویم که شما مثلا خوش اخلاق باشید منظم باشید وقتی ببینند من در طول این ترم با نظم آمدم و رفتم این نور خود اثرخودش را دارد حتی اگر با زبان چیزی گفته نشود. منتها آن هایی که تریبونی دارند زبان گویایی دارند رسانه ای برای انتشار دارند البته آن ها وظیفه شان بیشتراست.

خانومی میگوید من شوهرم بد اخلاق است ولی به خاطر امام زمان دارم تحمل

می کنم .اون مسئول سیاسی می گوید که من الان می توانم جواب آن رفیقم رو بدم

ولی به خاطر امام زمان واینکه جامعه به هم نریزد و مشکلی ایجاد نشود این را تحمل

می کنم

تبیان : پدر و مادرها  چه کنند تا محبت امام زمان (عج) در وجود فرزندان آنها  نهادینه شود؟

** چند روز پیش تیم ملی فوتبال ما برنده شد و من خودم هم آن شب در ترافیک های سنگین ماندم . اما نمی دیدم کسی بوق انتظار بزند ،کسی فحش بدهد، کسی دست به یقه بشود. همه خوشحال بودند.  بعد هم اگر می گفتی شما یک ساعت و نیم در  ترافیک ماندی می گفت به خاطر تیم ملی اشکالی ندارد . این یعنی بذر محبت یک تیمی که باعث شادی یک ملت شده را در دل دیگران کاشتن حالا بلاتشبیه به قول مولانا گفت خاک بر فرق من و تمثیل من.تیم ملی کجا و امام زمان (عج)کجا! فدای پیراهن چاک ماه رویان باد / هزار خرقه تقوا و جامعه پرهیز

حال ما بیاییم یک سری گذشت ها ،ایثارها ،مهربانی ها، تحمل ها واز خود گذشتگی ها رو به گل روی امام زمان(عج) هزینه بکنیم.خانومی می گوید من شوهرم بد اخلاق است ولی به خاطر امام زمان تحمل می کنم . مسئول سیاسی می گوید که می توانم جواب آن رفیقم را  بدهم،  ولی به خاطر امام زمان واینکه جامعه به هم نریزد و مشکلی ایجاد نشود این را تحمل می کنم. اگر این سبک باشد ، من فکر می کنم که قصه کاشتن این بذر محبت مهدوی در دل ها آرام آرام شکل می گیرد . فقط سخنرانی کردن نیست که بگویم آقای تلویزیون ، رادیو ،سایت ها! شما در ایام نیمه شعبان چند تا سخنرانی چند تا کلیب چند تا مداحی چند تا شعر ...... اصلا اینجوری نیست شاید اثر آن ها بسیار کمتراست.

حجت الاسلام و المسلمین ناصر نقویان

من یک وقت در دعای ندبه مهدیه تهران گفتم آن کسی که در ماشین به بچه اش می گویدکه آشغال شکلات را کجا بندازم ؟جواب می دهد پسرم این خیابان امام زمان است  نباید اینجا را کثیف کنی، با همین کار  بذر محبت را در دل کودک می کارد. پس ما باید مراقب باشیم آنچه که زمینه های دل مردم را بیشتر آماده پذیرش بذرهای کاشته می کند آن کار را انجام بدهیم والا یک سری کارهای شعاری و سوری و ظاهری معلوم نیست اینقدر اثر داشته باشد.

 

تبیان : چکار باید کرد که خود پدر و مادر اول معرفت پیدا  کنند که بتوانند بذر محبت را در دل بچه بکارند؟

**یک وقت هایی در کشور رسم شده بود الان هم تک و توک هست البته من یک خورده مبارزه کردم فکر می کنم که یک کمی اثر گذاشته که ایام نیمه شعبان که می شد اس ام اس های فراوان می آمد که برای ظهور حضرت مثلا ما نذر ده میلیون صلوات کردیم پانصد تاش سهم شما دویست تاش سهم شما بده به نفر بعد که این حلقه قطع نشود درحالی که من یک جایی گفتم و نوشتم که امام زمان منتظر صلوات ما نیست .مشکل امام زمان کم صلوات فرستادن ما نیست باید ببینیم  امام زمان برای چی می خواهد بیاید؟ می آید تا جامه را به آرامش برساند.می آید تا رابطه قطع شده آسمان و زمین را وصل کند ، بین آدم هایی که با هم قهر هستند، آشتی برقرار کند. صالح است. مصلح است اگر کسی راست راستی منتظر امام زمان است باید او هم یک همچین کاری کند دو نفری که با هم قهر هستند به خاطر امام زمان آشتی بدهد یکی جایی که دارد یک خلافی انجام میشود جلوی آن زشتی و منکر را بگیرد.

بیاییم به خاطر حضرت  ،کارهای عمیق تری بکنیم. یک خانوم بگوید من بیرون یک درآمدی دارم نیاز هم تقریبا دارم ولی فکر می کنم نبود من درخانه به بچه ی من آسیب می رساند . من حاضرم به خاطر امام زمان از آن در آمد بیرونی چشم بپوشم قناعت بکنم ولی با محبت مادرانه بچه هام رو زیر بال و پر خودم بگیرم

تبیان : توصیه شما برای خانواده ها برای اینکه بتوانند کار ویژه ای به صورت روزمره برای زنده نگه داشتن نقش و یاد امام زمان (عج) داشته باشند ، چیست ؟

**ما دو نوع دستور در این زمینه داریم . یک دستورهایی مثل تابلو گونه و مثل ویترین مانند داریم که این ها می تواند حالت نمادین و سمبلیک داشته باشند . مثل سلامی که  مستحب است صبح بعد از نماز به حضرت داده شود. یک  السلام علیک یا ابا صالح المهدی .خورشید برآمده از پنجره دل من یاد و نام شماست . صبح جمعه ای فرصتی می کنیم ، دعای ندبه ای را بخوانیم .یک دعای توسلی در طول هفته. در طول ماه یک صدقه ای به نام حضرت یک تابلویی در خانه با سلام بر حضرت.  بالای سرم نام تو را نقش نمودم یعنی که سرم فدای تو باد .هر کس سلیقه ای دارد. حالا مردم در خانه هاشون تابلو می زنند کوبلن لبخند ژکوند ! خوب  کسی که عاشق امام زمان است تابلوهای خانه اش هم فرق می کند . اما کار مهمتر و ریشه ای تر همان است که در صحبت های قبلی عرض کردم.

حجت الاسلام و المسلمین ناصر نقویان

بیاییم به خاطر حضرت،کارهای عمیق تری بکنیم. یک خانوم بگوید من بیرون یک درآمدی دارم  تقریبا نیاز هم دارم ولی فکر می کنم نبود من درخانه به بچه ی من آسیب می رساند . تربیت بچه ها می افتد دست صدا و سیما .می افتد دست ماهواره ها ، دست سایتها ،دست بلوتوث ها! من حاضرم به خاطر امام زمان از آن در آمد بیرونی چشم بپوشم قناعت بکنم اتومبیلم یک خورده پایین تر باشد مسافرت هام کمتر باشد ولی با محبت مادرانه بچه هایم را  زیر بال و پر خودم بگیرم . اینکه اسم بچه ها مال من باشد اما  تربیت شان برای دیگری باشد اصلا خوب نیست.

 

تبیان : در پایان اگر  با کاربران تبیان صحبتی دارید بفرمایید ؟

**من  تشکر می کنم .  ما یک سامانه پیامکی  راه اندازی کردیم  به نام رسم زندگی که برای خانواده ها  و همسران هر روز یک پیامکی ارسال می کند .فکر می کنم  حداقل بعضی از آنها مفید  و کاربردی باشد .

شماره برای کسانی که همراه اول دارند به شماره 205020 کلمه نقویان را به انگیسی naghavian  و کسانی که ایرانسل دارند به شماره  8282 کلمه انگلیسی عضو ozv با یک فاصله و به اصطلاح space باز همان کلمه نقویان را ارسال کنند . این سامانه برای آنها فعال  می شود . امیدوارم که انشاء الله برای تصحیح روابط خانوادگی آنها موثر واقع گردد .

 

 

مصاحبه: مریم طالبی

بخش خانواده ایرانی تبیان



نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم تیر 1392 توسط شكوفه

احادیثی که از معصومین(علیهم السلام) در مورد حضرت مهدی(عج) به دست آمده همواره بر این نکته تأکید دارد که گشایش مشکل عالم در آخرالزمان در دعای تعجیل در فرج ظهور ذخیره الهی بقیة الله الاعظم(عج) است . . .


آخرالزمان

براساس احادیث فراوان از ائمه اطهار(علیهم السلام) انتظار فرج در اسلام از بالاترین عبادات شمرده شده است. چرا که امام زمان، موعود همه امت‌های گذشته است؛ که با ظهورش، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. چنانکه در مفاتیح‌الجنان می‌خوانیم: "السّلامُ علی المَهدی الذّی وَعَدَ اللهُ عزَّوجلَّ بِهِ الأمَمَ، أن یجمَعَ به الکَلِمَ و یلُمُّ به الشَّعَثَ و یملأَ بِهِ الأرضَ قِسطَاً و عَدلاً و یمکِّنَ لَهُ و ینجِزَ بِهِ وعدَ المُۆمنِینَ"

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که: هر کس از شما در حال انتظار فرج امام زمان(عج) بمیرد، مانند کسی است که همراه قائم(عج) در خیمه او است. در ادامه این روایت آمده که امام صادق(علیه السلام) بعد از لحظه‌ای درنگ کرده و فرمودند: بلکه مانند کسی است که همراه آن حضرت، شمشیر به‌ دست، با دشمن بجنگد. در ادامه می‌فرماید: "لا وَالله إلاّ کمَن إستَشَهدَ مع رسولِ اللهِ" نه چنین است، سوگند به خدا، مگر مانند کسی که در رکاب رسول خدا شهید می‌شود.

از امام صادق(علیه السلام) سۆال شد که آیا قائم متولد شده است، امام در جواب فرمود نه و من، اگر زمان او را درک می‌کردم، تمام طول زندگیم را، در خدمت وی می‌بودم.

 

معرفی کتابی که به سفارش حضرت حجت(عج) نگاشته شد

در طول تاریخ همواره بشر در پی رهایی از رنج و درها بوده است و به همین دلیل خداوند پیامبران را یک به یک برای هدایت آنان به صلاح و رستگاری برگزید. همه انبیاء الهی از حضرت آدم(علیه السلام)تا پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) در پی رساندن پیام خداوند و بیداری فطرت بشر بودند.

پس از ظهور حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) که دین اسلام به عنوان دین برگزیده الهی معرفی شد؛ خداوند ائمه اطهار(علیهم السلام) را به عنوان راهبر و تبیین کننده دین از نسل پیامبر اسلام برگزید که هر کدام از این بزرگان بنا به شرایط زمانی خویش در پی حفظ دین اسلام بودند اما آخرین ولی خدا حضرت مهدی موعود(عج) بنا به حکمت الهی در پس پرده غیبت، هدایت بشر را بر عهده گرفتند و ائمه معصومین(علیهم السلام) در روایات مختلف، خواسته بشر و دعا برای ظهور را تنها راه نجات از مشکلات آخرالزمان بیان فرمودند.

هرکس از شما درحال انتظار فرج امام زمان(عج) بمیرد، مانند کسی است که همراه قائم(عج) در خیمه او است. در ادامه این روایت آمده که امام صادق(علیه السلام)بعد از لحظه‌ای درنگ کرده و فرمودند: بلکه مانند کسی است که همراه آن حضرت، شمشیر به‌ دست، با دشمن بجنگد. در ادامه می‌فرماید: "لا وَالله إلاّ کمَن إستَشَهدَ مع رسولِ اللهِ" نه چنین است، سوگند به خدا، مگر مانند کسی که در رکاب رسول خدا شهید می‌شود

در مورد بحث آخرالزمان و به ویژه حضرت مهدی(عج) کتاب های متعددی تاکنون نگاشته شده، اما یکی از مهمترین کتابهایی که در دوران معاصر و به دستور خود صاحب العصر و الزمان حضرت مهدی(عج) نوشته شده است؛ کتاب "مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (عج)" اثر فقیه احمدآبادی است.

مرحوم آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی مشهور به فقیه احمدآبادی فرزند سید عبدالرزاق از علمای بزرگ اصفهان است. وی سال 1301ق در اصفهان به دنیا آمد. مقدمات علوم اسلامی را نخست نزد پدر و پسر عمه اش "سید میرزا اسدالله" و "سیدمحمود حسینی گلشادی اصفهانی" آموخت. سطوح عالی را نیز از محضر "سیدابوالقاسم دهکردی" و "شیخ عبدالکریم گزی" و "حاج آقا منیرالدین بروجردی"، "حاج میرزا بدیع درب امامی" و "آقا محمد کاشانی" استفاده کرد و از بعضی از آنها اجازه اجتهاد و روایت دریافت کرد.

او علاوه بر کتاب مکیال، کتب دیگری از جمله: تذکرة الطالبین فی ترجمه آداب المتعلمین، ابواب الجنات فی آداب الجمعات، بساتین الجنان فی المعانی و البیان، آداب صلاة اللیله وظیفة الانام فی زمن غیبة الامام، سراج القبور، توضیح الشواهد، ترغیب الطلاب، انیس المتأدبین، کتاب المنابر، محاسن الادیب فی دقایق الاعاریب و دیوان اشعار دارد و در شعر به "تقی" یا "شرعی زاده" تخلص می کند.

بحث آخرالزمان و به ویژه حضرت مهدی(عج) کتاب های متعددی تاکنون نگاشته شده، اما یکی از مهمترین کتابهایی که در دوران معاصر و به دستور خود صاحب العصر و الزمان حضرت مهدی(عج) نوشته شده است؛ کتاب "مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم (عج)" اثر فقیه احمدآبادی است

از مقدمه ای که مرحوم سید محمدتقی بر مکیال نوشته، چنین برمی آید که از شدت عشق و علاقه ای که به حضرت حجت (عج) داشته، شبی آن حضرت را در خواب می بیند. امام(علیه السلام) تألیف این کتاب را به وی توصیه و تأکید می فرماید و حتی نام آن را نیز "مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم" تعیین می کند. سید از خواب بیدار می شود، ولی توفیقی برای تألیف آن برایش حاصل نمی شود. تا اینکه در سال 1330ق عازم سفر حج شد. در این سفر بسیاری از حاجیان گرفتار مرض وبا شدند و از دنیا رفتند.

آیت الله سیدمحمدتقی با خدای خویش عهد بست اگر از این سفر سالم برگردد، کتابی را درباره حضرت ولی عصر(عج) به رشته تألیف درآورد. چون از سفر برگشت، به عهد خود وفا کرد و کتاب مکیال المکارم را که حاوی موضوعات مهم در شناخت امام زمان و وظایف شیعیان در قبال آن حضرت است، به رشته تحریر درآورد.

این کتاب نخستین بار سال 1369ق در یک مجلد با 587 صفحه و بار دوم سال 1397ق در دو مجلد در اصفهان به چاپ رسید. در سال 1363ش برابر با 1404 چاپ سوم آن به صورت افست با تحقیق و اضافات مۆسسة الامام المهدی در قم چاپ شد.

کتاب مکیال المکارم در اصل به زبان عربی نگارش شده است و "سیدمهدی حائری قزوینی" آن را به فارسی ترجمه کرده که در دو مجلد، با 625 صفحه، در تیراژ 4000، آبان 1379ش برابر شعبان 1421 از چاپ خارج شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. همین ترجمه بار دیگر در سال 1382ش از طریق انتشارات مسجد جمکران تجدید چاپ شد.

این کتاب ارزشمند دارای 8 بخش مهم است که در آن مۆلف ژرف اندیش با استناد به آیات و روایات متعدد، موضوعات بسیار اساسی و سرنوشت سازی را که اغلب جنبه کاربردی است و مورد ابتلای شیعیان و مسلمانان می باشد، مورد کاوش و دقت نظر و تأکید قرار داده است. 

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: خبرگزاری شبستان


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه شانزدهم خرداد 1392 توسط شكوفه

مام صادق علیه السلام فرمود: نزدیک ترین حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در میان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عین حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.


انتظار

ابوحمزه ثمالی آورده است که در یکی از روزها در محضر درس امام محمدباقر(علیه السلام) بودم، هنگامی که حاضران رفتند، امام باقر(علیه السلام) فرمود: اباحمزه! از رخدادهایی که خداوند آن را قطعی ساخته است، قیام قائم ماست. هرکس در آنچه می گویم تردید کند، با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آن گاه فرمود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و دادمی کند، همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.

یا اباحمزه! هرکس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر(صلی الله علیه و آله) و علی(علیه السلام) سلام و درودمی گوید، بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او شد، بهشت بر او واجب می شود و هرکس به آن وجودگرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جای خواهد داد و چه بدجایی است، جایگاه ستمکاران!(1)

همچنین بانوی دانش پژوهی که به (ام هانی) شهرت داشت، آورده است که بامدادی بر حضرت باقر(علیه السلام) وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه ای از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است.

حضرت فرمود: کدام آیه ام هانی؟ بپرس!

گفتم: این آیه شریفه که می فرماید: فلا اقسم بالخنس لجوار الکنس(2)

حضرت فرمود: به! به! چه مسئله خوبی پرسیدی، این مولود گرانمایه ای است در آخرالزمان. او مهدی(عج) این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت، برای او غیبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه می شوند و گروه هایی راه حق و هدایت را می یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی ... و خوشا به حال آنان که او را درک خواهند کرد).(3)  

همیشه در كنار تنگناها، گشایشى وجود دارد و پس از شدّتها دوران رهائى و نجات فرا مى رسد و بر اثر صبر، نوبت ظفر آید. سخن زیباى قرآن: اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا، براستى همراه با دشوارى، آسانى است. این سنّت الهى تنها در زندگى فردى جریان ندارد و مخصوص یك بُعد از ابعاد زندگى فرهنگى، اقتصادى، درمانى و خانوادگى انسان نیست، بلكه در نظام جامعه و در سطح جهانى هم این سنّت و الهى نمود دارد و وعده خدا بر این است كه مستضعف مۆمن و نیكوكار، مورد لطف و محبت الهى قرار گیرند و رهبران زمان و وارثان زمین شوند.

خوشا به حال كسانى كه در غیبت حضرت صبور باشند و خوشا به حال كسانى كه در محبت ورزیدن در راه اهل بیت علیهم السلام استوار ماندند، خداوند آنها را در كتابش اینطور توصیف نموده است: «آنها كه به جهان غیب ایمان آوردند» آنها حزب اللّه هستند، آگاه باشید به درستى كه حزب اللّه رستگار است

انتظار ظهور امام مهدى(عج) برخاسته از رهنمودهاى زندگى ساز اسلام عزیز است كه سنّت جارى الهى در نظام خلقت پشتوانه آن است. انتظار مهدى موعود، از یك سو روح یأس و نومیدى را خنثى نموده و آینده اى روشن فراروى انسان ترسیم مى كند و سپیده سحر ایمان و آزادى را نوید مى دهد و جشن با شكوه مرگ بیداد را یاآور مى شود؛ و از سوى دیگر انسان را به خود سازى و اصلاح خویش فرا مى خواهد. انتظار رهبرى عادلانه الهى، منتظران را به عدالت و عبودیّت خدا دعوت مى كند و نسبت به هرگونه كفر و ظلم و عصیان هشدار مى دهد.

 

خوشا به حال منتظران  

« عَنْ اَبى عَبْدِاللّه ِ علیه السلام قالَ: اَقْرَبُ ما یَكُونُ الْعِبادُ اِلَى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ وَاَرْضى ما یَكُونُ عَنْهُمْ، اِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللّه ِ، فَلَمْ یَظْهَرْ لَهُمْ، وَلَمْ یَعْلَمُوا بِمَكانِهِ، وَهُمْ فى ذلِكَ یَعْلَمُونَ اَنَّهَ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللّه ِ، فَعِنْدَها فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ كُلَّ صَباحٍ وَ مَسآءٍ.» ؛ (بحارالأنوار، ج 52، ص 145.)

امام صادق علیه السلام فرمود: نزدیک ترین حالت بندگان به خدا و خشنودى او از آنها هنگامى است كه حجّت خدا در میان آنها نباشد و براى آنها ظاهر نشود و آنها محـل او را ندانند. ولى در عین حال معتقد باشند كه حجّت خدا هست، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: اباحمزه! از رخدادهایی که خداوند آن را قطعی ساخته است، قیام قائم ماست. هرکس در آنچه می گویم تردید کند، با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آن گاه فرمود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و دادمی کند، همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است

قالَ النّبِىُّ صلی الله علیه و آله : طُوبى لِلصّابِرینَ فى غَیْبَتِهِ، طُوبى لِلْمُتَّقینَ عَلى مُحَجَّتِهِمْ، اُوْلئِكَ وَصَفَهُمُ اللّه ُ فى كِتابِهِ فَقالَ: «وَالَّذینَ یُۆْمِنُونَ بالْغَیْبِ»وَ قالَ:«اُولئِكَ حِزْبُ اللّه ِ اَلا اِنَّ حِزْبَ اللّه ِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»( حارالأنوار، ج 52، ص 143)

پیامبراكرم صلی الله علیه و آله فرمود: خوشا به حال كسانى كه در غیبت حضرت صبور باشند و خوشا به حال كسانى كه در محبت ورزیدن در راه اهل بیت علیهم السلام استوار ماندند، خداوند آنها را در كتابش اینطور توصیف نموده است: «آنها كه به جهان غیب ایمان آوردند» آنها حزب اللّه هستند، آگاه باشید به درستى كه حزب اللّه رستگار است.

 

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 24، ص 241.

2. سوره تکویر، آیه 16 و 17.

3. اکمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 330 و بحارالانوار، ج 51، ص 137.

فرآوری: محمدی   

بخش مهدویت تبیان

 


 منابع: خبرگزاری شبستان، سایت دارالحدیث


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه شانزدهم خرداد 1392 توسط شكوفه
امام زمان

به دلیل اهمیت  حیاتی و غیرقابل انکاری که شناخت امام و به خصوص امام زمان(عج) یعنی رهبر و الگوی زمان و تنها عامل پیوند ما با خداوند دارد، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.(1)

آنچه که از روایت فوق برداشت می‌شود این است که نشناختن امام زمان خود به  معنی عدم ارتباط با امام است و عدم ارتباط با امام یعنی قطع پیوند هدایت با خداوند و این همان مرگ جاهلیت و خروج از دین و گمراهی است و امام صادق(علیه السلام) در جواب سۆال از چگونگی از معنای جاهلیت فرمودند:

منظور از آن جاهلیت کفر و نفاق و گمراهی است.(2)

پس چنان معرفت و شناختی از امام زمان(عج) باید حاصل شود که ما را از مرگ  جاهلیت نجات بخشد و بنابر روایات رسیده از ائمه اطهار(علیهم السلام) بدون تردید مقصود از معرفتی (شناختی) که امامان(علیهم السلام) ما را به تحصیل آن امر فرموده‌اند شناخت آن حضرت چنان‌که هست می‌باشد، به گونه‌ای که سبب سالم ماندن از شبهه‌های  ملحدان گردد و مایه نجات از گمراه ساختن گمراه‌کنندگان شود و چنین شناختی دو وجه دارد:

1. شناخت شخص امام(عج) به نام و نسب (شناخت اسمی)

2. شناخت صفات و ویژگی‌ها و مقامات امام(عج) (شناخت رسمی) و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است چنانچه امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

نشانه را بشناس… چون اگر نشانه را شناختی، دیگر پس از هدایت شدن گمراه نخواهی شد و به فریب‌کاران تمایلی نخواهی یافت.(3)


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 توسط شكوفه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 توسط شكوفه