آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

ظہور امام (عج) اور ہمارے اعمال 2

یكى از پرسش هایى كه در مورد امام زمان(علیه السلام) مى شود این است كه چه آثار و فوایدى بر وجود امام و رهبرى كه در اختفا و غیبت به سر مى برد، مترتّب است؟ به عبارت دیگر، چرا امام(علیه السلام) سال ها قبل از ظهور، تولد یافته است و فایده وجود آن حضرت چیست؟ امامی که صدها سال است، غایب است، نه دین را ترویج می کند، نه مشکلات جامعه را حل می نماید، نه پاسخ مخالفان را می دهد، نه امر به معروف و نهی از منکر می کند، نه از مظلومی حمایت می کند و نه حدود و احکام الهی را جاری می سازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتی دارند؟

 

منافع وجودی امام غایب

به منظور پاسخ به سوالات طرح شده باید گفت: فواید امام غایب(علیه السلام) فقط منحصر به امور ظاهری و منافعی كه مربوط به ترقی و ترویج آیین اسلام در دوران ظهور می‌باشد، نیست؛ بلكه فواید باطنی كثیری نیز بر امام غایب مترتب است كه به مراتب، عظیم‏تر از فواید ظاهری است كه اكثر این منافع، عمومی است یعنی مسلمان و كافر، شیعه و سنی در آن سهیم هستند. چنان‏كه منافع آفتاب نیز عام است ولی برخی از آنها اختصاص به شیعیان دارد. به هر حال بیان این منافع، جذبه معنوی خاصی دارد كه خالی از لطف نیست.

1. امام غایب(علیه السلام) مایه آرامش اهل زمین

وجود امام معصوم در میان جامعه بشری از جهات گوناگون موجب آرامش و امنیت برای ساكنان زمین است:

الف) امنیت فكری و روحی: امام و حجت خدا براساس این ‏كه مسۆلیت هدایت و ارشاد جامعه را بر عهده دارد، از مرزهای اعتقادی و فكری جامعه اسلامی نگهبانی می‏كند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدایت و ارشاد حجت خداست كه انحرافات فكری و عقیدتی كه موجب تزلزل روحی و فكری جامعه است، از بین رفته و امنیت فكری و روحی به‏وجود می‏آید.

ب) احساس آرامش در سایه امام: وجود امام، نقطه اتكایی است برای بندگان خدا كه در هنگام مواجهه با حوادث هولناك، به وی پناه برند و به عنوان پناهگاهی چاره‏ساز و آرام‏بخش از وجود امام منتفع گردند و به تلاش و كوشش خویش در راستای نیل به اهداف الهی و اسلامی ادامه دهند.

ایمان و اعتقاد به امام غایب(علیه السلام) سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پر مهر و صفای خویش در عصر ظهور امامشان می‏گردد. این امیدواری از بزرگ‏ترین اسباب موفقیت و پیشرفت است. جامعه شیعی، طبق اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر كرده را كه صد قافله دل همره اوست می‏كشد. هر چند او را در میان خود نمی‏بیند، اما خود را تنها و جدا از او نمی‏داند

 

2. وجود امام، منشأ خیر و بركت

بر حسب روایات و اخبار، وجود افراد مۆمن در بین مردم، منشأ خیر و بركت و موجب نزول باران و جلب منافع و دفع بسیاری از بلاها از جامعه است، سلیمان از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدر بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) و آن حضرت از امام زین العابدین نقل مى كند كه حضرتش فرمودند: ما (اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)) پیشوایان امت اسلام، حجت هاى خدا بر جهانیان، آقاى اهل ایمان، پیشتواى روسفیدان و سرپرست مۆمنانیم. ما امان براى اهل زمین هستیم، همچنان كه ستارگان امان براى اهل آسمانند. ما كسانى هستیم كه خدا به واسطه ما آسمان را بر فراز زمین نگه داشت و اهل زمین را از هلاكت نجات بخشیده است. به واسطه ما باران مى بارد و رحمت خدا منتشر مى شود و زمین بركاتش را بیرون مى آورد و اگر نبود در هر عصر و زمانى امامى از ما اهل بیت در زمین، زمین اهلش را فرو مى برد و هلاك مى كرد. سپس فرمودند: از هنگام خلقت آدم تا قیامت، زمین از حجت خدا خالى نبوده و نخواهد بود; خواه حجتش در میان مردم آشكار و معروف باشد یا غایب و ناپیدا. خدا در زمین عبادت نمى گردید».

3. امیدبخشی به مسلمین

ایمان و اعتقاد به امام غایب(علیه السلام) سبب امیدواری مسلمانان نسبت به آینده پر مهر و صفای خویش در عصر ظهور امامشان می‏گردد. این امیدواری از بزرگ‏ترین اسباب موفقیت و پیشرفت است. جامعه شیعی، طبق اعتقاد خویش به وجود امام شاهد و زنده، همواره انتظار بازگشت آن سفر كرده را كه صد قافله دل همره اوست می‏كشد. هر چند او را در میان خود نمی‏بیند، اما خود را تنها و جدا از او نمی‏داند. باری، امام غایب(علیه السلام) همواره مراقب حال و وضع شیعیان‏اند و همین مسئله باعث می‏گردد كه پیروانشان به امید لطف و عنایت حضرتش، برای رسیدن به یك وضع مطلوب جهانی تلاش كرده و در انتظار آن منتظر به سر برند. چنان‏كه خود فرموده‏اند:

ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم؛ پس تقوای الهی پیشه كنید و ما را یاری نمایید تا از فتنه‏ای كه به شما رو می‏آورد، شما را نجات بخشیم.( احتجاج طبرسی، ج2، ص497)

امام و حجت خدا براساس این‏كه مسۆلیت هدایت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهای اعتقادی و فكری جامعه اسلامی نگهبانی می‏كند تا مورد هجوم افكار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود. در پرتو هدایت و ارشاد حجت خداست كه انحرافات فكری و عقیدتی كه موجب تزلزل روحی و فكری جامعه است، از بین رفته و امنیت فكری و روحی به‏وجود می‏آید

 

آری، اوضاع آشفته و اسفبار جهان و سیل بنیان‏كن مادیت و محرومیت مستضعفین و توسعه استكبار، خیرخواهان بشریت را مضطرب كرده است؛ به طوری كه ممكن است گاهی در اصل قابلیت اصلاح بشر تردید كنند. در این صورت تنها روزنه امیدی كه برای بشر مفتوح است و یگانه بارقه امیدی كه در این جهان ظلمت‏زده سوسو می‏زند، همان انتظار فرج و فرا رسیدن عصر درخشان حكومت توحید و نفوذ قوانین الهی است.

4. حفظ و نجات شیعیان از خطرات، گرفتاری‌ها و شرّ دشمنان

در توقیعی كه از ناحیه مقدّس حضرت حجت برای شیخ مفید(ره) صادر گشته، آمده است:

ما در رسیدگی و سرپرستی شما كوتاهی و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده‏ایم كه اگر جز این بود، دشواری‌ها و مصیبت‌ها بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه‏كن می‏نمودند.(سید محمد صدر، تاریخ الغیبه الكبری ص153)

سلامتی و نجات یافتن از خطرات، گرفتاری‌ها و شرّ دشمنان توسط امام بر دو وجه است:

1. عافیت و سلامتی از همه خطرات دینیّه و دنیویّه؛

2. حاصل شدن سلامتی و نجات یافتن از بلایا و گرفتاری‌های بسیار سخت و مشكلات عظیم در امر دین و دنیا.

مضافاً این‏كه توسل به حضرت مهدی(علیه السلام)، دستگیری و امدادهای امام نیز، از دیگر بركات ایشان در دوران غیبت است، زیرا با توسل به ایشان ـ به عنوان نزدیك‏ترین بندگان به خدا ـ می‏توان اطمینان قلبی داشت كه خطرات، مشكلات و گرفتاری‌ها برطرف می‏گردد.

فراوری: زهرا اجلال

بخش مهدویت تبیان


منابع:

1)     جلوه های پنهانی امام عصر علیه السلام،حسین علی پور

2)     منافع وجود امام عصر(ع) در عصر غیبت، مجله موعود - فروردین 1387، شماره 86

3)     سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی

 

مطالب مرتبط:

ارتباط با امام زمان (ع) در عصر غیبت

چرا امام زمان در عصر غیبت کبرا نایب خاص ندارد؟

 

در ذكر گوشه ای از تكالیف مردم نسبت به امام عصر(عج ) در زمان غیبت آن حضرت

 

 


 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط شكوفه

طالوت

«هنگامى كه طالوت سپاهش را با خود برد، به آنان گفت: خداوند شما را به وسیله نهر آبى آزمایش مى كند; هر كس از آن بنوشد، از من نیست و هر كس جز یك پیمانه ننوشد، از من است كه جز عدّه كمى همه از آن نهر نوشیدند. آن گاه افرادى كه از بوته آزمایش به سلامتى بیرون آمدند، وقتى از نهر گذشتند از كمى افراد و نفرات خود ناراحت شدند و گفتند: «ما توانایى مقابله با نیروهاى جالوت را نداریم».


آنان كه مى دانند خدا را ملاقات خواهند كرد، با قدرت ایمان و تكیه بر یارى خداوند گفتند: «چه بسیار گروه هاى كوچكى كه به فرمان و یارى خدا بر گروه هاى بزرگ و عظیمِ دشمن غلبه یافتند و پیروز گردیدند. زیرا خداوند با صبر پیشگان است».

سپس همان گروه اندك، امّا با ایمان، در مقابل سپاهیان انبوه جالوت به استقامت پرداختند و گفتند: «پروردگارا! پیمانه صبر و استقامت را بر ما فرو ریز و ما را در مقابل دشمن ثابت قدم دار و ما را بر كافران، ظفر و پیروزى عنایت فرما».

آن ها به فرمان خدا سپاه دشمن را به هزیمت و فرار واداشتند و داود، جالوت را كشت و خداوند، حكومت و دانش را به وى بخشید و آنچه خواست به او تعلیم داد. و اگر خدا بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر، دفع نمى كرد، زمین پر از تباهى و فساد مى شد، لكن خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان مى نماید».

ماجرای طالوت و جالوت نیز در آخرالزمان و در عصری که در آن به سر می بریم به گونه ای دیگر در حال وقوع و تکرار است چرا که با توجه به روایات نقل شده از ائمه معصومین علیهم السلام بسیاری از مردم در ارزش ها و اعتقادات خویش دچار شک و تردید می شوند چنانکه امام حسین(علیه السلام) فرمودند: او (مهدی علیه السلام) غیبتی دارد که در آن مردم بسیاری از دین برمی گردند و گروهی دیگر بر دین حق (اسلام) ثابت باشند. برخی از روی سرزنش به آنها می گویند، اگر راست می گویید زمان ظهور امام شما چه وقت است؟!

آگاه باشید! آنها که در غیبت وی با تحمل رنج ها و تکذیب بی دینان بر عقیده ی خود ثابت می مانند، مثل کسانی هستند که با شمشیر در رکاب رسول خدا جهاد کردند.(بحارالانوارج13ص356)

نقل ماجرای طالوت و جالوت در پاسخ به این پرسش است كه آیا به واسطه طولانى شدن غیبت امام عصر(علیه السلام) همه شیعیان دچار شكّ و تردید نسبت به آن حضرت مى شوند؟

عصر غیبت، دوران هجوم شبهات، فزونی انحرافات و اندیشه‏های نادرست و باطل و دنیا گرایی‏ها و نادانی‏هاست و بدین جهت، پا برجا ماندن بر عقاید درست و حق، دشوار است. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «هنگامی که امر غیبت واقع شود، به آن چه در دست دارید (عقاید حقه)، چنگ بزنید؛ تا قضیّه آشکار شود و فرمان خدا فرا رسد»

عده ای در دین استوارند

با توجه به مفهوم آیات كریمه و روایات اهل بیت (علیهم السلام) جواب پرسش فوق بیشتر روشن مى شود. زیرا درست است كه طولانى شدن غیبت، در روحیه و افكار و احیاناً اعتقادات مردم تأثیر مى گذارد، لكن موجب نمى شود كه تمام معتقدین به امامت امام غایب (علیه السلام) در عقیده و اعتقاد خود سست شوند، بلكه مۆمنین و معتقدینى هم وجود دارند كه امتداد غیبت، ذرّه اى در ایمان راسخ آنان خلل وارد نمى كند چنانكه احادیث فراوانى نیز مۆیّد این معناست كه نمونه اى از آنها را ذكر مى كنیم: از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه فرمودند: «بهترین زمان قرب بندگان به خدا و بهترین زمان رضایت و خشنودى خداوند از آن ها، زمانى است كه آن ها حجت خدا را در میان خود نیابند و مكان وى را ندانند و در عین حال، مى دانند كه حجت و برهان خداوند باطل نمى شود. و زمین از حجت خالى نمى ماند). در این هنگام است كه باید شما شیعیان هر صبح و شام، منتظر فرج امام (علیه السلام) باشید. شدیدترین زمان غضب خدا بر دشمنانش نیز، زمان غیبت حجت او است. خداوند مى داند كه بندگان واقعى وى به جهت غیبت حُجّتش، دچار شكّ و تردید نمى شوند. زیرا اگر چنین بود، خدا لحظه اى حجت خود را از بندگانش غایب نمى فرمود و این امر (مسئله غیبت) نمى باشد مگر به خاطر شریرترین افراد مردم.( كمال الدین، ص 337، ح 10)

 

ضعف و سستی در حفظ عقاید حق

عصر غیبت، دوران هجوم شبهات، فزونی انحرافات و اندیشه‏های نادرست و باطل و دنیا گرایی‏ها و نادانی‏هاست و بدین جهت، پا برجا ماندن بر عقاید درست و حق، دشوار است. امام صادق علیه‏السلام فرمود: «هنگامی که امر غیبت واقع شود، به آن چه در دست دارید (عقاید حقه)، چنگ بزنید؛ تا قضیّه آشکار شود و فرمان خدا فرا رسد» ( بحارالانوار، ج 52، ص 133). «برای مردم روزگاری فرا می‏رسد که همگان دچار تب و لرز می‏شوند؛ علم و دانش در آن دوران، در هم پیچیده می‏شود؛ آن سان که مار در لانة خود به دور خویش می‏پیچد. در آن هنگام ستاره آنها طلوع می‏کند».

گفته شد: مراد از تب و لرز چیست؟ فرمود: «روزهای فترت که همگان دچار ضعف و سستی می‏شوند؛ در آن ایام، بر عقاید خود استوار باشید؛ تا خداوند، ستاره شما را ظاهر سازد». با توجه به این آسیب‏ها و چالش‏ها، روشن می‏شود که در عصر غیبت، امتحان و آزمون انسان‏ها، بسیار دشوار است و آنان باید از این مراحل سخت و طاقت فرسا عبور کنند و میزان پای‏بندی، باورمندی، بردباری و استقامت خود را نشان دهند.

به یقین در دورانی که احتمال سرگردانی، گمراهی، تردید و برگشت از اصل مهدویت، قساوت و دل‏مردگی، بی‏اعتمادی به آموزه‏های دینی، انحراف و فسادگری، هواپرستی، مشکلات و کمبودهای زندگی، اختلافات و دشمنی‏ها، دروغ گویی و ناراستی، ضعف و سستی در دین داری و... بیشتر از هر عصری وجود دارد؛ باید متدینان و یکتاپرستان در اعتقاد خود به منجی موعود، استوار و پابرجا باشند و از این آزمون سخت، سربلند بیرون آیند.

ماجرای طالوت و جالوت نیز در آخرالزمان و در عصری که در آن به سر می بریم به گونه ای دیگر در حال وقوع و تکرار است چرا که با توجه به روایات نقل شده از ائمه معصومین علیهم السلام بسیاری از مردم در ارزش ها و اعتقادات خویش دچار شک و تردید می شوند چنانکه امام حسین(علیه السلام) فرمودند: او (مهدی(علیه السلام)) غیبتی دارد که در آن مردم بسیاری از دین برمی گردند و گروهی دیگر بر دین حق (اسلام) ثابت باشند. برخی از روی سرزنش به آنها می گویند، اگر راست می گویید زمان ظهور امام شما چه وقت است؟!

 

با این دعا از شک و تردید در امان باشید

احمد بن محمد بن عیسى، از زرارة بن اعین، روایت کرده که از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم که میفرمود: …قائم در پشت پرده غیبت، در انتظار اذن خداوند است تا فرمان خروج او را بدهد، و لیکن پروردگار با غیبت او میخواهد شیعیان را بیازماید؛ در غیبت ولى عصر اهل باطل گرفتار شک و تردید میگردند و در حیرت و سرگردانى فرو میروند؛ زراره گوید: عرض کردم، قربانت گردم، اگر من آن زمان را درک کردم چه عملى انجام دهم؟

فرمود: اى زراره هر گاه آن عصر را درک کردى به قرائت این دعا مداومت کن:

«اللهم عرّفنى نفسک، فانک ان لم تعرّفنى نفسک، لم أعرف رسولک، اللهم عرّفنى رسولک فانک ان لم تعرّفنى رسولک، لم أعرف حجتک، اللهم عرّفنى حجتک فانک ان لم تعرّفنى حجتک ضللت عن دینى»

ترجمه: «پروردگارا! خود را به من بشناسان، که اگر خود را به من نشناسانى، نمیتوانم پیغمبرت را بشناسم؛ پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان، که اگر پیغمبرت را به من نشناسانى نمیتوانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت‏ خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناسانى، دین خود را از دست میدهم‏» (کافی روایت 29)

در پایان باید گفت چنین نیست كه تمام شیعیان دچار شكّ و تردید شوند. زیرا شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد كه معمولا در مسایل اعتقادى و ایمان به خدا و پیامبران الهى، گر چه در مواردى تعداد زیادى از دین و اعتقادات صحیح منحرف مى شدند، بلكه همیشه عدّه اى ـ اگر چه اندكى از آنها ـ بر دین و اعتقادات صحیح باقى مى مانند.

                                                                                                                                                        

فرآوری: محمدی

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

1)     جلوه های پنهانی امام عصر علیه السلام، حسین علی پور

2)     سایت اختصاصی ظهور منجی

3)     خبرگزاری فارس

4)     وبلاگ فرزندان یاسین

 

مطالب مرتبط:

و اما آخرالزمان...

نشانه های شگفت انگیز آخرالزمان

آخرالزمان و ویژگی های آن

 

 


 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط شكوفه

دجال

 


 «دجال صیغه مبالغه ‏از لغت دجل و به معنى خدعه، نیرنگ، حیله و باطل است.»


شادروان دكتر محمد خزائلى‏تعبیرى زیبا و ظریف از لغت دجال‏كرده است: «دجال كلمه‏اى مركب‏است و الف و لام آن همان الف و لامى است كه در نامهاى دانیال و خرقیال هم وجود دارد و به معنى‏«خدا» ست. جزء اول آن هر چه باشدبه معنى «ضد» و «دشمن‏» است و دور نیست كه با «دژ»، «دشمن‏» و«دشوار» همریشه باشد. (اعلام قرآن، ص 479) بنابراین‏تعبیر، دجال یعنى : ضدخدا، دشمن‏خدا. 

 

شكل ظاهرى «دجال‏»

دجال را با سیمایى عجیب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه یك‏چشم او كور شده - چشم راست - و چشم دیگرش در وسط پیشانى، مانند ستاره صبح درخشان است.

 

نام اصلى، كنیه، محل اقامت و محل ظهور دجال

نام اصلى دجال، «صائد بن صید» و كنیه‏اش «ابویوسف‏» است. از مادرى یهودى به نام «میمونه‏» به‏ دنیا آمده و در جزیره‏اى به یك‏ صخره بسته شده است. چون سال ‏از چهارصد هجرت بگذرد، باید منتظر بود تا ظاهر شود و این از علامات آخرالزمان است.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ده علامت است كه پیش از قیامت باید پدید آید: سفیانی, دجال, دابه الأرض, قیام قائم, طلوع آفتاب از مغرب, فرود آمدن عیسی از آسمان, فرو رفتن زمین در شرق, فرو رفتن زمین در جزیره العرب و آتشی كه در قلب شهر عدن بیرون آید و مردم را به محشر سوق دهد»

خراسان و كوفه از نقاطى هستند كه به عنوان محل خروج و ظهور دجال ذكر شده‏اند.

 

كیفیت‏خروج دجال

كیفیت‏خروج دجال به این ترتیب‏است كه سه سال قبل از خروجش دردنیا قحط و خشكسالى مى‏شود. به‏این صورت كه سال اول، ثلث‏باران و سال دوم دو ثلث‏باران معمولى‏نمى‏بارد و سال سوم حتى یک قطره‏باران از آسمان به زمین نمى‏بارد و یك برگ سبز از زمین روییده‏ نمى‏شود. در این موقع كه گرسنگى و تشنگى بر عالمیان سایه افكنده‏است، دجال خروج مى‏كند. هنگامه ‏عجیبى بر پا مى‏شود و دجال به كمك‏ پیروانش بر تمام شهرها مسلط مى‏شود و «بیت‏المقدس‏» را كه‏ساكنانش حاضر به ‏تسلیم‏ نمى‏شوند، محاصره مى‏كند. در چنین زمانى به ‏هنگام نماز صبح و یا عصر، حضرت‏مهدى صاحب‏الزمان علیه السلام ظهورمى‏كند و با جماعت محصورین به‏نماز مى‏ایستد. حضرت عیسى بن‏مریم علیه السلام نیز از آسمان فرود مى‏آیدو به صاحب‏الامرعلیه السلام اقتدا مى‏كند. آنگاه حضرت صاحب‏الزمان علیه السلام ازحصار خارج شده، دجال و پیروانش‏را از میان برمى‏دارد.

در آثار اسلامی راجع به دجال بحث شده است وی دارای قدرت و تأثیر عجیبی است یک چشم او مسح شده و چشم دیگرش در پیشانی است كه مانند ستاره صبح می درخشد وی از همه جا می گذرد و در مكه و مدینه قدم نمی گذارد اكثر مردم پیرو او می شوند و دچار بدبختی می گردند و تنها كسانی سعادتمندند كه بتوانند با مجاهدات مختلف خود را از پیروی او باز داشته به دنبال او نروند. ما مسلمانان مانند ملل دیگر حكومت عادله كامل را انتظار می كشیم و ظهور چنین حكومتی را پس از دوران بینهایت ظلمانی می دانیم و دوره ظلمت را دوره دجال و دوران نور و سعادت را دوران حضرت قائم عجل الله فرجه تعبیر می كنیم.

دجال

از امام باقرعلیه السلام روایت شده كه در تفسیر آیه شریفه 37انعام فرمود: «وسَیرَكَ فی آخر الزمان آیات  منها دابة الأرض و الدجال و نزول عیسی ابن مریم و طلوع الشمس من مغربها.» ؛ «ونشانه هائی در آخرالزمان به تو خواهد نمایاند كه از آن جمله اند: جنبنده زمین, دجال, نزول عیسی بن مریم و طلوع خورشید از مغربش

در حدیث مبارك معراج نیز كه ابن عباس از زبان پر نور آورندة اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله نقل كرده به نشانه های ظهور حضرت صاحب الأمرعلیه السلام اشاره شده ,كه در بین این نشانه ها خروج دجال نیز تصریح شده است.

حضرت نبی اكرم صلی الله علیه و آله فرموده اند:

« أیُّهَا النّاسُ، ما بَعَثَ اللّهُ نَبِیّاً إلّا وَ قَد أنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجّالَ. وَ إنَّ اللهَ قَدْ أخَّرَهُ إلی یَومِكُمْ هذا . فَمَهما تَشابَهَ عَلَیْكُمْ فی أمْرِهِ فَإنَّ رَبَّكُمْ لَیْسَ بِأعْوَرَ إنَّهُ یَخْرُجُ عَلی حِمارٍ عَرْضُ ما بَیْنَ اُذُنَیْهِ میلٌ ! . یَخْرُجُ وَمَعَهُ جَنَّهٌ وَنارٌ ، وَ جَبَلٌ مِنْ خُبْزٍ وَ نَهْرٌ مِنْ ماءٍ ! . أكْثَرُ أتْباعِهِ الیَهُودُ وَ النِّساءُ وَ الأعْرابُ . یَدْخُلُ آفاقَ الْأرضِ كُلَّها إلّا مَكَّهَ وَلا بَتَیْها وَ المَدینَهً وَ لا بَتَیْها فَإنَّهُما مُحَرَّمَتانِ عَلَیْهِ. »

« هان ای مردم! خداوند پیامبری را نفرستاده جز اینكه قوم خود را از دجال بیم داده است و خداوند او را برای زمان شما ذخیره كرده است. اگر كارهای او بر شما مشتبه شود، این هرگز مشتبه نشود كه او كور است و پروردگارتان كور نیست. او برفراز مركبی می آید كه بین دو گوشش یك میل است. او خروج می كند درحالی كه بهشت و جهنم را با خود یدك می كشد و كوهی از نان و رودخانه ای از آب را همراه خود حمل می كند. بیشتر پیروانش از یهودیان، زنان و بادیه نشینان است، به همه اقطار و اكناف جهان وارد می شود جز مكه و حوالی مكه و مدینه و حوالی مدینه كه هر دو بر او حرام است.» (روزگار رهائی, ج2, ص1148 ,ح 1818 : المهدی , ص192 ؛ الزام الناصب , ص74 و صحیح بخاری , ج9 , ص60 – منتخب الأثر , ص572 : سنن ابن ماجه , ج2. )

در آثار اسلامی راجع به دجال بحث شده است وی دارای قدرت و تأثیر عجیبی است یک چشم او مسح شده و چشم دیگرش در پیشانی است كه مانند ستاره صبح می درخشد وی از همه جا می گذرد و در مكه و مدینه قدم نمی گذارد اكثر مردم پیرو او می شوند و دچار بدبختی می گردند و تنها كسانی سعادتمندند كه بتوانند با مجاهدات مختلف خود را از پیروی او باز داشته به دنبال او نروند

 

و در حدیثی دیگر كه بسیار تكان دهنده می باشد رسول گرامی اسلام انكار دجال را كفر دانسته و منكرین دجال را از كافرین می دانند چنانكه ابوبكر اسكافی در كتاب فوائد الأخبار از جابر بن عبدالله نقل كرده كه گفت: رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: «من كذب بالدجال فقد كفر و من كذب بالمهدی فقد كفر»

« كسی كه دجال را تكذیب كند كافر شده و كسی كه مهدی علیه السلام را تكذیب كند كافر شده است » باورداشت مهدویت , ص60 , ح40 : البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان (ع) , ص170, باب 12 ,ح2 - روزگار رهائی , ج 2, ص 1159, ح1845 : الروض الانف ,ج2 ص431 و عقد الدرر , ص157. )

 

مكان خروج دجال

در باره محل خروج دجال مكانهای نسبتاً زیادی در احادیث و روایات مختلف نقل گردیده است كه در برخی از آنها شهر خروج او دقیقاً مشخص شده و در برخی فقط اسم منطقه اش آمده و در برخی عنوان كلی مطرح شده است كه برای شهرهائی از جمله: اصفهان , خراسان , سیستان , كرمان , دارس , حله , میسان احادیث و روایات بیشتری نقل شده است. شاید برخی از اختلافات مربوط به ناقلان احادیث و روایات باشد. سید جزائری در كتاب الأنوار النعمانیه گفته است: و اما دجال از حدیث شیخ صدوق دانستی از اصفهان خروج می كند و در اخبار بسیاری آمده كه او از سیستان خروج می نماید و می شود این اخبار را به این صورت جمع كردكه مكررخروج خواهد داشت چنانكه احوال مختلفی دارد,لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردمان بر او باد.

 

پیروان دجال

آنچه كه در اكثر روایات در باب پیروان دجال تصدیق شده آن است كه اكثر پیروانش را یهودیان تشكیل می دهند چنانكه پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرموده اند:

« هفتاد هزار ترك یهود زنا زاده خواننده نوازنده بادیه نشین وزن از او پیروی می كنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنجهایت را آشكار كن پس آنچه گنج دارد آشكارمی شود.»(روزگار رهائی ، ج2 ، ص1151 ،ح 1827 : الزام الناصب ، ص202 و 261 ؛ بحار الأنوار ، ج52 ، ص194 والملاحم و الفتن ،ص66).

 

در باره محل خروج دجال مكانهای نسبتاً زیادی در احادیث و روایات مختلف نقل گردیده است كه در برخی از آنها شهر خروج او دقیقاً مشخص شده و در برخی فقط اسم منطقه اش آمده و در برخی عنوان كلی مطرح شده است كه برای شهرهائی از جمله: اصفهان, خراسان, سیستان, كرمان, دارس , حله, میسان احادیث و روایات بیشتری نقل شده است

كلام آخر درباره «دجال‏»

به نظر مى‏رسد كه خروج دجال وفتنه او در جهان و كشته شدنش به‏دست‏حضرت مهدى علیه السلام، نمودار و رمزى ازجنگ «نور» و «ظلمت‏» باشد. بیان دیگرى از مبارزه نیكى و بدى و پیروزى نهایى روشنى و خیر برتاریكى و شر كه در فرهنگ ایران به‏صورت هاى گوناگون مطرح است و در اقوام و ملل دیگر هم سابقه دارد. در اوستا كتاب مقدس زرتشتیان هم‏از جنگ اهریمن و اهورامزدا، گفتگوهاست و آیین‏مانویان هم براساس درگیرى دائمى نور و ظلمت‏پى‏ریزى شده است.

به هر حال، روزى كه دجال ظهوركند و جهان، پر از ظلم و ستم باشد، حضرت مهدى صاحب‏الزمان علیه السلام‏مى‏آید و ریشه ظلم و بیداد رابرمى‏كند و طومار دجال و دجال‏صفتان را در هم مى‏پیچد و آن‏ هنگامى ‏است كه این آیه شریفه براى‏چندمین بار مصداق پیدا مى‏كند:

«وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا » (سوره اسراء آیه 81)

و به امتت‏بگو كه رسول حق آمد وباطل را نابود ساخت كه باطل خود لایق‏محو و نابودى ابدى است.

و آن روزى است كه وعده الهى‏تحقق پیدا كند:  «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ » (سوره قصص آیه 5)

و ما اراده كردیم كه بر آن طایفه ذلیل وضعیف در آن سرزمین منت گذارده و آنهارا پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملك وجاه فرعونیان گردانیم.

                                                                                                                                                        فرآوری: محمدی

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: مرکز اطلاع رسانی امام مهدی علیه السلام

 

مطالب مرتبط:

نشانه های ظهور از زبان رسول خدا

آماده خروج دجال باشید...

دجّال در آخرالزمان!

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط شكوفه

حضرت مسیح

در زمان ظهور امام زمان علیه السلام، مسیح(علیه السلام) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است این امر از امور قطعی و مسلّم نزد شیعه و همین‏طور اهل سنت است.

نزول حضرت مسیح نه ظهور

در روایت های اسلامی، درباره نزول حضرت مسیح(علیه السلام) سخن به میان آمده است، نه ظهور آن بزرگوار. این دو کلمه، مفاهیم متفاوتی دارد؛ یکی به معنای غیبت ودیگری نشان دهنده عروج و رفع الی الله و نزول دوباره است .ضرورت همه ادیان الهی، ظهور منجی حقیقی در آخر الزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح وعدالت در جهان است. عقل، فطرت و وجدان های بیدار وتجربه ها ی انسانی نیز این معنا را تأیید می کند که مقصد کاروان انسانیت، حکومت واحد جهانی وعدالت خواه وعدالت پروراخلاقی است.

در روایت های مهدویت، از عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی(عج) یاد شده است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان نزول می کند و پشت سرآن حضرت قرار می گیرد و در نماز جماعت به ایشان اقتدا خواهدکرد ومعاونت ایشان را برعهده دارد.وی حامی و مروج حضرت حجت است که به هدایت مردم به ویژه اهل کتاب می پردازد. حضرت محمد(صلی الله علیه) نیز در روایتی براین حقیقت تأکید می کند ومی فرماید:«سپس هنگام ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) عیسی بن مریم فرود می آید و پشت سر او (حضرت مهدی)، نماز می خواند»( بحارالانوار، ج51،ص 71,)

فرود آمدن حضرت روح الله، عیسی مسیح (علیه السلام) از آسمان، در آخرالزمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بیشتر مفسّران این آیه را که می فرماید: «هیچ یک از اهل کتاب (تورات و انجیل) نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به او (عیسی) ایمان آورد و او نیز روز قیامت به آن گواه باشد.» (سوره نساء (4)، آیه 159) به همین معنا تفسیر کرده اند. مۆلف کتاب «مجمع البیان» این تفسیر را از ابن عباس و دیگران نقل نموده و می گوید:

همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، از سر راه برداشته شوند

 

طبری نیز این تفسیر را پذیرفته است. علامه مجلسی این تفسیر را از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند: «پیش از قیامت، (عیسی) به دنیا فرود آید و هیچ یک از ملت های یهود و مسیح نماند؛ مگر آنکه قبل از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی (علیه السلام) نماز گزارد.» (بحارالانوار، ج 14، ص 530)

روایات فرود آمدن مسیح (علیه السلام) در منابع شیعه و سنّی فراوان است، از جمله این روایتِ مشهور از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند:

«چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود ‌آید و پیشوای شما از خود شما باشد.» (همان، ج 52، ص 283)

ظهور
مسیح در خدمت حضرت مهدی(علیه السلام)

ضرورت همة ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است. آری مهدی(عج) دوازدهمین امام از اهل بیت عصمت و طهارت است.

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(علیه السلام) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(علیه السلام) احترام نموده و مسیح(علیه السلام) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(علیه السلام) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.( صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص290 به بعد) کتاب منتخب الاثر 25 حدیث در این رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده که امام عصر(عج) به حضرت عیسی(علیه السلام) می گوید:بیایید بر ما امامت کنید. و حضرت عیسی(علیه السلام) می گوید:بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.

آنگاه می گوید این حدیث صحیح و نیکو است که بزرگان نقل نموده اند و دلالت دارد بر اینکه مهدی(علیه السلام) به جز عیسی(علیه السلام) است و این به معنی تسلیم مسیحیت و یهودیت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البیت(علیهم السلام) خواهد بود.

در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(علیه السلام) نزول خواهند کرد و در رکاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده که آن بزرگوار به حضرت مسیح(علیه السلام) احترام نموده و مسیح(علیه السلام) گوید، کسی را نرسد که بر ائمه اهل البیت(علیه السلام) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست

آیا امام زمان و حضرت عیسی در یک زمان ظهور می کنند؟

از روایات موجود در این زمینه به دست می‏آید که بعد از ظهور حضرت حجة بن الحسن العسکری – ارواحنا له الفدا – حضرت مسیح(علیه السلام) از آسمان نزول خواهد کرد و در محضر آن حضرت حضور خواهد داشت. پیامبر اکرم(صلی الله علیه) می‏فرماید:

«لن تُهلک اُمَّةٌ انأ فی اولها و عیسی فی آخرها و المهدی فی وسطها»؛( کشف الغمه، ج 2، ص 484، الباب الثانی عشر)

امتی که من در اول، عیسی(علیه السلام) در آخر و مهدی (علیه السلام) در وسط آن باشیم هرگز به هلاکت نمی‏افتند.

این روایت صراحت بیشتری بر این مطلب دارد که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از حضرت عیسی (علیه السلام) انجام می‏گیرد، بنابراین حضرت مهدی(عج) میانه امت پیامبر خواهد بود و منظور از وسط در روایت ذکر شده ما قبل آخر است و میانه حقیقی نیست چون حضرت عیسی(علیه السلام) پس از حضرت مهدی(عج) خواهد آمد و حضور ایشان با حضور حضرت مهدی(عج) منافاتی نخواهد داشت. از این روایت استفاده می‏شود که حضرت عیسی(علیه السلام) وحضرت مهدی(عج) با هم ظهور نمی‏کنند بلکه نخست حضرت مهدی(عج) و سپس بعد حضرت عیسی(علیه السلام) ظهور می‏کنند.( یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان(عج) علی رضا رجایی تهران، ص 211)

می توان گفت همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، از سر راه برداشته شوند.

فرآوری: محمدی  

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

1)     پایگاه اطلاع رسانی حوزه

2)     موسسه قرآنی ام الکتاب

3)     سایت راسخون

4)     وبلاگ ظهور

 

مطالب مرتبط:

آیا در زمان ظهور، پیروی از حضرت مسیح بر مسلمانان واجب است؟

دو پرسش پیرامون ظهور امام زمان(عج) و حضرت مسیح(علیه‌السلام)

موعود‌گرایی اسلامی راهی به سوی صلح جهانی


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط شكوفه

یا مهدی! ای سپیده پنهان که اهل زمین در آرزوی بوی بهشتی تو، هماره دعای فرج را زمزمه می کنند!

میلاد تو، قصیده بی انتهایی است که تنها خدا بیت آخرش را می داند؛

بیا و حُسن ختام زمان باش، ای نقطه شروع شفق! و ای مجری حق!

 

ولادت امام زمان(عج) مبارک باد.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم








نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط شكوفه