آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

السلام علیک یا أباعبدالله

و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا

سلام الله أبدا مابقیت وبقی اللیل والنهار

ولاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین

و على علی بن الحسین

و على أولاد الحسین

و على أصحاب الحسین

 


نواهنگ


 

 


ویژه تاسوعا

ویژه عاشورا


پیامک های تسلیت


پنجره ملکوت


پخش زنده از حرم امام حسین علیه السلام


پخش زنده از حرم حضرت عباس علیه‌السلام 


قفسه


 کتابخانه تخصصی امام حسین علیه السلام


 کتابخانه تخصصی حضرت عباس علیه السلام


بانک جامع مقالات


از لابه‌لای متون


وفای سردار


کدام صف نماز ؟!


عباس علیه السلام، سرّی ناپیدا


تلنگری تاسوعایی برای دوستان اهل‌بیت علیهم‌السلام


ای اهل حرم! میر و علمدار نیامد


دست به دامان «باب الحوائج»


سقای دشت کربلا


پای درس عزّت امامِ عاشورا


امام حسین علیه السلام رحمت واسعه خدا        


سرخی چهره سالار شهیدان، نماد عاشورایی فلاح انسان


پیامهای انسان‌ساز یک حماسه جاودانه


واقعه‌ای که عالَم را به لرزه درآورد


خاکی آغشته به خون خدا


رندانِ شب‌خیز


چکامه‌های خونین


موسای نیل علقمه


قبله ارباب حاجت


یك جفت لشکر


وقت معراج


کلافِ جان


عقیق یمن


محنت خون


ای شیعیانم


دست‌خوش‌ کینه


سوزان چو شمع


ویژه‌نامه‌های پیشین


خیمه گاه


ذبح عظیم


قاری نیزه نشین


یوسف عاشورا         


سوره سر بریده


راز رشید




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

درباره وجوه تشابه امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) روایات متعددی وجود دارد و پژوهشگران در این باره تالیف های ارزشمندی دارند. این نوشتار نیز بر آن است که بخشی از پیوند عاشورای امام حسین (علیه السلام) و انتظار حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را باز گوید. پیوندی که رمز حیات شیعه و راز بقای آن است و به اعتقاد برخی صاحب نظران:

« "عاشورا" انتظار برآورده نشده ی شیعه است و "انتظار" عاشورای برآورده شده شیعه »

 

زمانه

زمانه امام حسین (علیه السلام) عصر بدعت ها و غفلت ها است. سنت رسول (صلی الله علیه وآله) ترک شده است و کسی چون یزید بر مسلمین حکومت می کند و تنها شیوه زنده ماندن اسلام این است که حسین و یارانش به قربان گاه بروند.

حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام می کند مردم به عصر جاهلیت بازگشته اند و معارف قرآن و دین را تحریف کرده‌اند. زمانه حسین و مهدی(علیهماالسلام) در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت مشابه یکدیگر است.

امام حسین (علیه السلام) در خطبه کوتاهی در مسیر کربلا می فرمایند:

«براستی این دنیا سخت دگرگون و ناآشنا شده، خیر از آن رخت بسته و جز مقدار ناچیزى، همانند ته‏مانده ظرف، و زندگى پستى چون چراگاهى، از آن باقى نمانده. مگر نمى‏بینید كسى به حق رفتار نمى‏كند و از باطل دست نمى‏كشد. تا مۆمن، به حق، مشتاق لقاى خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمى‏بینم و زندگى با ستمكاران را جز محنت نمى‏دانم. مردم بندگان دنیا هستند، دین لعابى است كه تا زندگى روبراه است، به دور زبان مى‏گردانند و چون دوران آزمایش رسد دینداران كمیاب شوند. (1) »

حضرت علی(علیه السلام) نیز درباره دوران ظهور می فرمایند:

«وقتی مهدی(علیه السلام) قیام کند خواهش نفسانى را به هدایت آسمانى بازگرداند، و آن هنگامى است كه - مردم- رستگارى را تابع هوى ساخته‏اند  و رأى آنان را پیرو قرآن كند، و آن هنگامى است كه قرآن را تابع رأى خود كرده‏اند. ...پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از كتاب و سنّت مرده است زنده فرماید. (2)»

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏»

 

همچنین فضیل بن یسار از حضرت صادق(علیه السّلام) روایت نموده كه فرمود:

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند (3)».

 

طلب یاری

فریاد طلب یاری امام حسین (علیه السلام) در صحنه کربلا مشهور است، حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام کند و همچنین در دوران غیبت، در طلب یار است.

از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده فرمود: «هنگامى كه امام حسین (علیه السّلام) با عمر سعد روبرو شد، و آتش جنگ شعله‏ور گردید، خداوند امداد غیبى پیروزى را بر فراز سر حسین (علیه السّلام) فرو فرستاد، به طورى كه بالهاى خود را بر بالاى سر حسین (علیه السّلام) گشودند، سپس همان امدادها، امام حسین علیه السّلام را بین دو چیز- پیروزى بر دشمن و لقاى خدا- مخیّر نمودند، امام حسین علیه السّلام لقاى خدا را برگزید. امام حسین (علیه السّلام) در این هنگام فریاد زد:

امام حسین

«اما من مغیث یغیثنا لوجه اللَّه، اما من ذابّ یذبّ عن حرم رسول اللَّه‏

آیا فریادرسى نیست كه براى خوشنودى خدا به فریاد ما برسد، آیا دفاع‏كننده‏اى نیست كه از حریم حرم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم دفاع نماید؟ (4)»

حضرت مهدی (علیه السلام) هم در روز ظهور تكیه به خانه خدا می دهد و در حالى كه پناه به او برده است، می گوید:

«اى مردم! ما از خداوند و هر كس كه دعوت ما را بپذیرد استمداد مى‏كنیم. من از خانواده محمد پیغمبرتان هستم. ما از هر كس به خداوند و محمد نزدیكتریم.... من از هر كس به سنت پیغمبر آشناترم. شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس سخن مرا شنید حاضران به غائبان برسانند من شما را به حق خدا و رسول و خودم كه از دودمان رسول خدا میباشم قسم می دهم كه ما را یارى نمائید و ستمگران را از ما دور كنید، زیرا ما (آل محمد) را ترسانیده و بر ما ستم نموده و ما و فرزندانمان را از خانه‏هامان آواره كردند. به ما تعدى نمودند و از رسیدن بحق خود بازداشتند. اهل باطل ما را به وحشت انداختند، پس خدا را به نظر بیاورید و به ما آزار نرسانید، بلكه یارى كنید تا خدا هم شما را یارى نماید. (5)»

همچنین حضرت مهدی (علیه السلام) ضمن یکی از توقیعات خویش خطاب به شیعیان در عصر غیبت می فرماید:

«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نمی‏بریم. اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می‏کردند. تقوای خدا پیشه کنید و ما را برای رهایی بخشیدنتان، از فتنه‏ای که به شما روی آورده است، یاری دهید. (6)».

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند »

آن ها که پیوستند، آن هاکه پیمان گسستند

به کاروان حسین (علیه السلام) کسانی پیوستند که امیدی بهشان نبود همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی شمشیر زده بود و دیگری فرمانده سپاه عمر سعد بود. وکسانی هم به بهانه های واهی از یاری امام سر باز زدند و یا در میانه راه از مولایشان بریدند چه آنانی که در میانه راه جداشدند و یا کسانی که از میدان نبرد گریختند.

در مورد قیام حضرت مهدی (علیه السلام) نیز امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ خَرَجَ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یَرَى أَنَّهُ مِنْ أَهْلِهِ وَ دَخَلَ فِی سُنَّةِ  عَبَدَةِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَر

هنگامی که قائم قیام کند از امر(ولایت) او کسانی بیرون می روند که همواره چنین به نظر می رسید که از یاران او باشند و به امر (ولایت) او در میایند کسانی که مانند خورشید پرستان و ماه پرستانند(7).

امام محمد باقر (علیه السلام) نیز درباره امتحان شیعیان در آخرالزمان می فرماید:

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏.(8)»

امید آن است که در کربلای انتظار ندای "هل من ناصر" مهدی را لبیک گوییم و از کسانی باشیم که تا پیروزی در رکاب قائم آل محمد می مانند.

 

پی نوشت:

1)      تحف العقول، حرانی، حسن بن علی، ص 245

2)      نهج البلاغة / ترجمه شهیدى ، ص  138

3)      بحار الأنوار) ،ج 52، ص 362 

4)      غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف)، ص 126

5)      بحارالانوار، ج 52، ص 238

6)      بحارالانوار، ج 53، ص 178

7)      بحار الانوار، ج 52، ص 364

8)      بحارالانوار، ج 52، ص 101

زهره رجب زاده   

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

عاشورا و انتظار، مجله انتظار موعود، سال دوم، شماره سوم، مسعود پور سید آقایی

مجلسی، بحارالانوار، ج52و 53

حرانی، تحف العقول

ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف

 

مطالب مرتبط:

یک واژه و این همه فضیلت! 

انسان منتظر و زندگی او! 

ما غایبیم یا امام زمان؟!! 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

الف) دلیل عقلى‌: همه علت‌ها و فلسفه‌هایى که براى ضرورت و لزوم وجود پیامبر گفته‌اند، براى ضرورت وجود جانشین و وصى پیغمبر نیز صادق است. بنابراین پس از وفات آن حضرت لازم است تا مردم به جانشین پیغمبر در شۆون مختلف زندگى خود مراجعه کنند، همان‌گونه که به پیغمبر مراجعه مى‌کردند.

پس بر خداوند لازم است که او را نصب فرماید و بر مردم نیز واجب است آن امام را بشناسند؛ زیرا که پیروى کردن بدون معرفت و شناخت امکان ندارد.

سوال: پیامبر اکرم‌صلى الله علیه وآله از جانب خداوند قواعد و احکامى را که مردم در امور معاش و شیون زندگى مادى و جنبه‌هاى اخروى و امور مربوط به معاد نیاز داشتند براى مردم بیان نمود، دیگر چه نیازى به وجود امام‌علیه السلام است؟

جواب: پیغمبرصلى الله علیه وآله قواعد را به طور «کلى» بیان فرموده و دستورات دین را به مقدار مورد نیاز عموم در «آن زمان» تشریح کرده است، و این مطلب با مراجعه به احادیث پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله روشن مى‌گردد.

بنابراین احتیاج مردم با آن مقدار از بیان برطرف نشده، بلکه پاره‌اى‌از مسایل حتى بر علما و دانشمندان بزرگ پوشیده مى‌ماند – تا چه رسد به دیگران – پس افراد بشر از وجود امام و پیشواى معصوم بى‌نیاز نبوده و ناگزیر هستند تا به او مراجعه کنند و مطالب مورد نیاز خویش را از او بیاموزند.

تردیدى نیست که پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله تمام احکام و علوم را به وصى خود سپرده که پس از ایشان، رهبرى مردم را – از طرف خداوند – به عهده داشته باشند، و هر امامى به امام بعد از خودش سپرده تا اینکه نوبت به امام زمان ما – عجل الله فرجه الشریف – رسیده است.

علاوه بر این، اگر فرض کنیم تمام علما و دانشمندان به تمام احکام عمل کنند، باز هم وجود ایشان ما را از وجود امام بى‌نیاز نمى‌سازد، زیرا که آنان از سهو و اشتباه معصوم نیستند. پس در هر زمان به وجود شخص معصومى که از خطا و اشتباه محفوظ باشد نیاز هست، تا مرجع و پناه مردم بوده، حقایق احکام را برایشان بیان فرماید. و آن شخص معصوم هیچ کس جز امام نیست.

سوال: نبودن امام با بودنش در حالى که از دیدگان مردم پنهان و غایب باشد چه فرق مى‌کند؟

جواب: اولا: مانع ظهور و آشکار بودن امام‌علیه السلام، ناشى از خود مردم است، وغیبت آن حضرت دلیل نمى‌شود بر اینکه احتیاجى به وجود آن حضرت نیست، بلکه بر مردم واجب است که موانع ظهور را برطرف سازند تا از نور مقدسش بهره‌مند شوند و از انواع علوم و معارفش استفاده کنند.

امام باقر علیه السلام فرمود: «قله و بلندى مقام و کلید آن و راه اشیاء و رضایت پروردگار اطاعت از امام است. اگر شخصى شب‌ها به عبادت برخیزد و روزها را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال‌هاى عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، اما ولایت ولى خدا را نشناسد تا از او پیروى کند و تمام اعمالش با راهنمایى او انجام پذیرد، براى او حق ثواب نزد خداوند نیست و او از اهل ایمان نمى‌باشد»

ثانیا: غیبت آن حضرت در همه زمان‌ها و از همه انسان‌هاى مومن نیست، بلکه براى بسیارى از بزرگان مومنین اتفاق افتاده است که به خدمت حضرتش شرفیاب شده و به محضر مقدسش راه یافته‌اند. جریانات آنان در کتاب‌هاى علماى بزرگوار ما ضبط است، و بیان آنها فعلا از بحث ما خارج است.

ثالثا: منافع وجود مبارک آن حضرت منحصر در بیان علوم نیست، بلکه همه‌آنچه از مبدا و سرچشمه فیض الهى به مخلوقات مى‌رسد، از برکات وجود او مى‌باشد که در بخش دیگر این موضوع را بیان خواهیم کرد،

ب) دلیل نقلى‌:

روایات بسیارى – که در حد تواتر است – در این باره وارد شده که ما به خاطر رعایت اختصار به ذکر قسمتى از آنها اکتفا مى‌کنیم:

1 – امام صادق علیه السلام درباره آیه مبارکه «ولله‌ الاسْم‌آء الحسْنى فادْعوه بها»؛ و براى خداوند نیکوترین نام‌ها است، پس او را با آنها بخوانید. فرمود: «به خدا قسم، ما آن اسماء حسنى (نیکوترین نام‌ها) هستیم که خداوند هیچ عملى را از بندگان نمى‌پذیرد، مگر با شناخت و معرفت ما».

پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله تمام احکام و علوم را به وصى خود سپرده که پس از ایشان، رهبرى مردم را – از طرف خداوند – به عهده داشته باشند، و هر امامى به امام بعد از خودش سپرده تا اینکه نوبت به امام زمان ما – عجل الله فرجه الشریف – رسیده است

2 – امام باقر علیه السلام فرمود: «قله و بلندى مقام و کلید آن و راه اشیاء و رضایت پروردگار اطاعت از امام است. اگر شخصى شب‌ها به عبادت برخیزد و روزها را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال‌هاى عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، اما ولایت ولى خدا را نشناسد تا از او پیروى کند و تمام اعمالش با راهنمایى او انجام پذیرد، براى او حق ثواب نزد خداوند نیست و او از اهل ایمان نمى‌باشد».

3 – حارث بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا پیامبر صلى الله علیه وآله فرموده: «هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟!».

فرمود: آرى. عرضه داشتم: این کدام جاهلیت است، آیا جاهلیت مطلق یا جاهلیت کسى که امامش را نشناخته؟ فرمود: «جاهلیت کفر و نفاق و ضلال».

4 – امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم‌صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: «هرکس منکر قایم از فرزندانم شود، مرا انکار کرده است».

البته اخبار بسیار دیگرى از ایمه اطهارعلیهم السلام در این باب آمده است.

اما منظور از معرفت و شناخت:

اولا: شناختن شخص امام با اسم و نسب او است.

ثانیا: شناخت صفات و خصوصیات او که با آنها از دیگران امتیاز مى‌یابد. که ان شاء الله در اول باب هشتم خواهد آمد.

بخش مهدویت تبیان

 


منبع: پایگاه تخصصی تبیان مهدویت

مطالب مرتبط:

بایدها و نبایدهای دوران انتظار

مرگ جاهلیت چیست؟

ارزش شناخت امام زمان (علیه السلام)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

رجعت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ از امور قطعی و یقینی است اما در مورد كیفیت رجعت و نحوه حكومت آنها اطلاعات آنچنانه ای در دست نیست فقط در مورد حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ وارد شده كه به اندازه ای پادشاهی خواهند كرد كه از پیری موی ابروهایش بر روی چشمانش آویخته شود.

 


رجعت در نزد شیعه

رجعت در اصطلاح علم کلام و در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه خداوند گروهی از مردگان را در هنگام ظهور امام مهدی علیه السلام به همان صورتی که قبلا در دنیا بوده‌اند به دنیا بر می‌گرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل می‌کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران می‌گیرد. (بحارالانوار/ ج 53 ص 42) شیعیان معتقدند انسان‌های بسیار نیکو و انسان‌های بسیار پلید در آخرالزمان و پس از ظهور مهدی به اذن خداوند به دنیا باز می‌گردند.

در حدیثی از علی چنین آمده‌است: «رجعت علم خاص و ویژه‌ای است که اکثر مردم قدرت درک و تحمل آن را ندارند.» (بحار الانوار جلد 53 ص 74)

همچنین در حدیث دیگری چنین آمده‌است: «رجعت تجلی قدرت خداوند است، پس آن را انکار نکنید.»

به اعتقاد شیخ مفید"امامیه اتفاق کرده‌اند که بازگشت بسیاری از مرده‌ها به دنیا قطعی است".

«کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد از ما نیست».

طبرسی و حرّ عاملی و ابن المظفّر و غیره گفته‌اند: «اعتقاد به رجعت محل اجماع همه شیعیان است» و بلکه از ضروریات تشیع است.

همچنین به اعتقاد مجلسی: «همه پیامبرانی که خداوند آنان را مبعوث کرده به دنیا باز گردانده می‌شوند تا همراه علی بن ابی طالب بجنگد». (بحار الانوار 53 / 41)

 

نحوه ی حكومت ائمه بعد از رجعت چگونه است؟

درباره كیفیت رجعت ائمه و حكومت ایشان بحثهای تفصیلی در اخبار و روایات وارد نگردیده است. فقط آنچه قطعی است رجعت آنان می باشد و نیز وارد گردید كه نوزده سال بعد از قیام صاحب الامر رجعت ائمه با رجعت امام حسین ـ علیه السلام ـ شروع می شود و سپس حضرت علی ـ علیه السلام ـ می آیند آنگاه پیامبر اكرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ .

بنابراین همانگونه كه مرحوم مجلسی فرموده اند احتیاط این است كه تفصیل رجعت و حكومت ائمه را به علم خودشان واگذار نمائیم و فقط اجمالاً معتقد باشیم كه آن بزرگواران رجعت خواهند كرد

اما آیا همه معصومین در عصر امام زمان می آیند یا به ترتیب یكی یكی می آیند و از دنیا می روند قطعی نیست و درباره كیفیت حكومت ایشان نیز تفصیلاً بیان نشده است فقط از روایات می شود استفاده نمود كه ادامه همان حكومت امام عصر است فقط در یك روایات به كلیاتی از حكومت حضرت علی آمده است، در اینجا ابتداء نمونه هایی از این روایات را ذكر می كنیم آنگاه به جمع بندی آنها و نیز به نظر علامه مجلسی در این زمینه می پردازیم.

1- از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه: بعد از گذشت نوزده سال از قیام امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ امام حسین ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد و به خونخواهی و انتقام خون خود و اصحابش می پردازد و دشمنانش را می كشد و اسیر می كند تا اینكه حضرت امیر مۆمنان ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد.

2- اولین كسی كه رجعت می نماید امام حسین است.

3- در حدیثی كه معروف به حدیث مفضل می باشد بعد از بیان اموری كه امام عصر در تثبیت حكومتش انجام می دهند می فرماید: پس حضرت امام حسین با یارانش و دوازده هزار صدیق ظاهر می شوند و رجعتی از این خوشتر نباشد، آنگاه صدیق اكبر امیر المۆمنین بیرون می آید سپس بیرون می آید سید اكبر محمد رسول اللَّه ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ با هر كه به ادیان آورده از مهاج رو انصار و هر كه در جنگهای ایشان به شهادت رسیده اند و....

4- درباره حكومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ در روایتی چنین آمده است كه همه انبیاء و مۆمنین در حكومت او رجعت می كنند و پیامبر اكرم ـ صلی اله علیه و آله و سلم ـ پرچم حكومت را به دست حضرت علی ـ علیه السلام ـ می دهد و همه انبیاء و مۆمنین و خلایق تحت امر او در می آیند و او امیر همه می شود.

از امام محمد باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه: بعد از گذشت نوزده سال از قیام امام عصر ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ امام حسین ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد و به خونخواهی و انتقام خون خود و اصحابش می پردازد و دشمنانش را می كشد و اسیر می كند تا اینكه حضرت امیر مۆمنان ـ علیه السلام ـ بیرون خواهد آمد

ملاحظه می فرمایید كه در این روایات فقط اشاره شده كه در عصر حكومت امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت ائمه شروع می شود بنابراین می شود استفاده كرد كه حكومت آنها ادامه حكومت جهانی امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ است. فقط در حكومت حضرت علی ـ علیه السلام ـ همه انبیاء و مۆمنان رجعت می كنند و تحت امر او قرار می گیرند.

شایسته می دانیم در اینجا نظر مرحوم علامه مجلسی را در این زمینه ذكر نماییم:

"خصوصیت این رجعت ها معلوم نیست كه آیا با ظهور امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ رجعت آنان در یك زمان خواهد بود یا بعد خواهد بود و از بعضی احادیث ظاهر می شود كه به ترتیب زمان امامت رجعت خواهند كرد و شیخ حسن بن سلیمان قائل شده است به آنكه هر امامی زمان امامتی دارد و هر امامی زمان مهدی بودن دارد و حضرت صاحب الامر اول كه ظاهر می شود زمان امامت اوست و بعد از آباء و اجداد كرام خود باز آن حضرت رجعت خواهد كرد و به این وجه تأویل كرده است آن حدیثی را كه گفته: از ما دوازده امام دوازده مهدی است، و این قول اگرچه بعید از صواب نیست اما مجمل اقرار كردن و تفاصیلش را به علم ایشان رد كردن احوط است"

بنابراین همانگونه كه مرحوم مجلسی فرموده اند احتیاط این است كه تفصیل رجعت و حكومت ائمه را به علم خودشان واگذار نمائیم و فقط اجمالاً معتقد باشیم كه آن بزرگواران رجعت خواهند كرد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان    

 


منابع:

سایت اندیشه قم

بحار الانوار ج 53

ویکی پدیا

 

مطالب مرتبط:

منکران رجعت، شیعه نیستند!

چه کسانی از قبر برانگیخته می شوند؟  

طول عمر رجعت کنندگان  

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه

ذکر نام بلند مهدی و احیای فرهنگ انتظار، میراث و آیین محمدی را به نسل جوان منتقل می سازد. این انتقال، قلب های جوانان را ذاکر می کند و همت آنان را به مصافی بزرگ می کشاند و ذهن آنان را با یاد مهدی درگیر می سازد. در نتیجه، سربازان بسیاری زیر پرچم امام عدل(عج) گرد هم می آیند.


فرهنگ انتظار و انتظار منجی عالم بشریت، منتظران را به سوی رفتار پسندیده می کشاند. ازاین روست که هر صبح و در آغاز کار روزانه، تجدید پیمان می کنند و با نشاط می گویند: «پروردگارا! در صبح همین روز و تمامی روزهایی که در آن زندگی می کنم، بیعت با منجی موعود را که بر گردن من است، تجدید می کنم و تا ابد بر آن ثابت قدم خواهم ماند».

جوانانی که در انتظار و آمادگی منجی به سر می برند و در حقیقت در کلاس «اطاعت» نشسته اند، آنجا که گردبادی از شیاطین حلقه را بر آنها تنگ می کند، به یاد حق می افتند و به خود می آیند و به «بصیرت» می رسند.

حقیقت انتظار آن است که شخص منتظر، به حتمی بودن ظهور منجی ایمان داشته باشد و در حالت آمادگی همیشگی به سر برد و مراقب سلوک و رفتارش باشد و زمینه های اجتماعی و فردی را برای ظهور منجی فراهم آورد.

جوان و فرهنگ انتظار؛ یعنی ایستادگی در برابر شیطان نفس و شیطان بیرونی؛ یعنی قصه شوریدگی جوان عاشق حضرت دوست؛ یعنی پاسداشت و کرامت ولایت؛ یعنی شعار عدالت خواهی و آزادگی جوان؛ یعنی باز شدن دریچه قلب جوان به ملکوت؛ یعنی آراستگی جوان به عدالت و تقوا.

جوانی و سنت گریزی

جوان «سنت گریز» است و این خصلت را خداوند در وجود جوان گذاشته است تا بتواند از گذشته فاصله بگیرد و فرصت انتخاب پیدا کند. و الاّ اگر آنچه خانواده و جامعه ی او دیکته می کردند، او بدون تأمل همه را می پذیرفت، استقلال روحی و فرصتی برای انتخاب پدید نمی آمد. البته این سنت گریزی مانند هر خصلت طبیعی دیگری باید جهت پیدا کرده و از فریب و پاسخ نابجا مصون بماند تا جوان را دچار ناهنجاری و بی بندو باری در ارضاء این خصلت فطری ننماید.

آنقدر آمادگی پذیرش جوان نسبت به حق بالاست که هر آنچه شبیه حق باشد و یا بخشی از حق را به همراه داشته باشد، ممکن است جوان به سرعت آن را بپذیرند، ولی این چیزی از ارزش صفای باطن جوان و آمادگی او برای پذیرش حق کم نمی کند

اینکه مُدهای جدید لباس توسط جوان ها اجرا می شود، نمونه ی کوچکی از همین سنت گریزی است و اگر جوان را به خاطر سنت گریزی سرزنش کنی و اذیت شود، «سنت شکن» هم خواهد شد. بر اساس همین سنّت گریزی، جوان دوست دارد به وضع موجود اعتراض کند و انگیزه ی او برای اعتراض به هر خرابی در وضع موجود بالا است، که باید پاسخ این اعتراض خود را متناسب با دیگر صفات و گرایش های فطری خود بازیابد. حالا اگر این روحیه به آشنایی با عنصر اول انتظار، یعنی اعتراض به وضع موجود، با تکیه بر اعتقاد به جامعه ی مهدوی ختم شود، انرژی جوان در جهت یک آرمان بلند صرف خواهد شد.

 

جوانی و پاکی روح

روح پاک و ضمیر روشن جوان، اموری را «تصدیق» می کند که دیگران نمی توانند باور کنند. اگر این پاک طینتی مورد سوء استفاده ی منحرفین قرار بگیرد نتیجه اش معلوم است؛ و اگر این ضمیر پاک در معرض پیام های صادقانه ی حق قرار بگیرد سرعت به سوی خوبی ها و جزم در عقاید نورانی اسلام را به دنبال خواهد داشت.

در جریان انقلاب، بسیاری باور نمی کردند امام (ره) پیروز شود، ولی جوان ها سخنان و وعده های حضرت امام (ره) را باور کردند؛ و نتیجه هم گرفتند و موجب اعجاب اهل عالم شدند. فطرت جوان، راه را برای باور عالم غیب هموار کرده است و آنچه از وعده های الهی درباره ی امور به ظاهر نشدنی عالم باشد را خواهد پذیرفت. خیلی ها ممکن است با وعده های مربوط به ظهور و وقایع پس از آن مشکل داشته باشند و نتوانند آن را به سادگی باور کنند هر چند دلایل کافی برایشان بیاوری، اما جوان پذیراتر است. آنقدر آمادگی پذیرش جوان نسبت به حق بالاست که هر آنچه شبیه حق باشد و یا بخشی از حق را به همراه داشته باشد، ممکن است جوان به سرعت آن را بپذیرند، ولی این چیزی از ارزش صفای باطن جوان و آمادگی او برای پذیرش حق کم نمی کند.

انتظار
جوانی و آرزوهایش

تمنّا و آرزو کردن نیز بیش از هر گروه سنی با جوانان تناسب دارد. در سنین جوانی یکی از علما به بنده می فرمودند: « قدر جوانی خودتان را بدانید. من الان تمام همتم این است که خودم را سالم از قبل عبور دهم و به محضر خدا برسم. تقاضای گسترده، تمناهای بزرگ، جامعه نگری ها و آرمان گرایی ها همه اش مال دوران جوانی است؛ قدرش را بدان. البته فکر نکن این ها برای تو فضیلتی است. همه ی جوان ها این خصلت ها را دارند؛ نه دچار غرور بشوید و نه این خصلت ها را بی استفاده بگذارید.» آدم کمی پا به سن بگذارد، دیگر بسیاری از آرزوهای خوب هم در عمق جانش نفوذ نخواهد کرد و تنها به امور محدود به زمان خودش توجه می کند. تمناهای بلند مال دوران جوانی است.

این جوان است که می تواند برای آرزوهای دست نیافتنی اش ساعت ها گریه کند، شعر بسراید و با خدای خود درباره ی آنها نجوا کند. و هر کس در سنین بالاتر بخواهد این روحیه را داشته باشد، باید جوانی خود را حفظ کرده باشد. عرفا و خوبان همیشه جوان باقی مانده اند. و شاید رمز ارتباط سهل و عمیق آنان با جوانان هم در همین جوان باقی ماندن آنها باشد. تمنای ظهور، یک آرزوی بزرگ است که جوانان استعداد داشتن آن را دارند و هر چقدر آنان به سهولت می توانند به داشتن این آرزوی بزرگ دست یابند، غیر جوانان به سختی می توانند چنین آرزویی را در خود محقق کنند.

 

جوانی و عمل

عمل برای تحقق وضع مطلوب یک شرط بزرگ لازم دارد و آن جرأت است. چرا که بسیاری از اوقات، تغییر دادن اوضاع عالم، شنا برخلاف جریان آب است. باید بتوانی از سرزنش ها نترسی و از خود گذشتگی داشته باشی. این لازمه ی جهاد است که از سرزنش دیگران متأثر نشوی: «یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ وَلا یَخافُونَ لَومَهَ لائِمِ؛ در راه خدا جهاد و کوشش فراوان می کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند.»

جوان «سنت گریز» است و این خصلت را خداوند در وجود جوان گذاشته است تا بتواند از گذشته فاصله بگیرد و فرصت انتخاب پیدا کند. و الاّ اگر آنچه خانواده و جامعه ی او دیکته می کردند، او بدون تأمل همه را می پذیرفت، استقلال روحی و فرصتی برای انتخاب پدید نمی آمد

جوان این جرأت را به سهولت می تواند داشته باشد. امام باقر(علیه السلام) به جابر می فرماید: اگر همه ی مردم شهرت جمع شوند و بگویند: « إنَّکَ رَجُلُ سَوءٍ؛ تو آدم بدی هستی» و تو از این حرف ناراحت شوی، یا اینکه بگویند: « إنَّک رَجُلُ صَالِحُ؛ تو آدمی خوبی هستی» و تو از این سخن خوشحال شوی، تو از دوستان ما نیستی. اینقدر انسان باید استقلال روحی داشته باشد!

کسی می تواند اهل عمل باشد که از قدرت روحی و حتی از قدرت بدنی کافی هم برخوردار باشد. قدرت بدنی هم اکثراً وابسته به شدت انگیزه است، که هم قدرت بدنی و هم انگیزه ی قوی تنها در جوان به سهولت یافت می شود.

در انتها میخواهم برای کاری که تغییر دهنده است و می تواند از قدرت روحی و اراده ی پولادین جوانان منتظر سرچشمه بگیرد، یک نمونه مثال بزنم: آیا از خواندن قرآن لذت می برید؟ آیا از مدح اهل بیت (علیهم السلام) و ذکر فضایلشان لذت می برید؟ اگر جوابتان مثبت است، و اگر مجلس عروسی جای لذت بردن و شاد بودن است، پس چرا عروسی هایتان را بدون قرآن و مدح اهل بیت (علیهم السلام) برگزار می کنید؟

اگر در عشق به قرآن و عترت صادق هستید، برنامه های مراسم عروسی تان را تغییر دهید و اگر کسی مخالفت کرد، با ادب و مهربانی محکم جلوی او بایستید و بگویید: « هر کس از چیزی لذت می برد، ما هم از قرآن و مدح اهل بیت(علیهم السلام) لذت می بریم و شاد می شویم، و می خواهیم عروسی خودمان را با اذکار معنوی برگزار کنیم و از این لذائذ و شادی ها در شب عروسی بی بهره نمانیم.» آن وقت یکی از کارت های دعوت چنین عروسی را خطاب به آقا امام زمان (عج) بنویسید و بگویید: « آقا، ما آدرسی نداشتیم که این کارت را برایتان ارسال کنیم، ولی دوست داریم شما هم تشریف بیاورید.» بعد هم کارت دعوت را به عنوان یادگاری پیش خودتان نگه دارید. مطمئن باشید این اظهار ارادت شما به ساحت مقدس ولی الله الاعظم بی جواب نخواهد ماند.

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش مهدویت تبیان      

 


منابع:

کتاب «انتظارعامیانه، انتظارعالمانه، انتظارعارفانه» نویسنده: حجةالاسلام علیرضا پناهیان                    

انتظار منجی، زهره احمدی

مجلات، عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی ؛ گلبرگ ، اسفند 1387 - شماره 107

سایت حوزه

 

مطالب مرتبط:

یک واژه و این همه فضیلت! 

انسان منتظر و زندگی او! 

ما غایبیم یا امام زمان؟!! 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 توسط شكوفه