آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 توسط شكوفه

نکته اخلاقی که از نظر شیخ رجبعلی خیاط مهم است.

 


شیخ رجبعلی
نکات اخلاقی از زبان شیخ رجبعلی خیاط

1. زنده باش و زندگی کن و بدان که حیات در حرکت و ممات در سکون است.

2. می‌دانید شما و دنیای شما از مجموع ذراتی خلق شده‌اند و خالق برای هر ذره جهان به این عظمت وظیفه خاصی قرار داده تا این نظم و شکوه را بیان کند و انسان از آن و گاهی در اثر غرور جزیی از آن است.

3. هستی به سرعت غیر قابل باوری در حرکت است و همین حرکت در اندام شما وجود دارد و کل عالم با این شتاب به سوی خدا روانند، در نتیجه چنان بیاندیشید و حرکت کنید که از میدان وسیع این مغناطیس خارج نشوید که خالق را بشناسید و به عظمت خود پی ببرید و این خلقت حیرت انگیز نامش انسان است، را از دست ندهید.

4. انسان الهی در وجود خویش خوی حیوانی را در بند می‌کند تا نیروی وجودی او پاک و سالم به کمال برسد، از نظر جهان‌بینی شیخ خشم و غضب و تندی و سرکشی انسان‌ها را غافلگیر می‌کند، از تغییر این راه که ره سنان بیشماری در آن خفته‌اند، آن است که نیکی و محبت را در وجود خود بیدار نگهدارید که اساس خوشبختی در همین عمل و اجرای آن است.

5. نیکی و احسان سخت‌ترین دشمن را دوست و دوستان را به سوی خداوند رهبری می‌کند.

6.ندای غیبی در درون دل مشتاق؛ مسیر الهی می‌افکند و به آرامش ابدی می‌رساند، لذا لطف و احسان به دیگر بندگان خدا در درجه اول به خود عامل باز می‌گردد که انسان بنده احسان است.

7. از خداوند جز کرامت و احسان و خیر و رحمت و محبت و بنده‌پروری و امور سازنده عملی صادر نمی‌شود.

8.خداوند خدای خیر و رحمت است، آن که شر می‌سازد، شیطان است.

9. انسان به توفیق خالق و خیر خداوند معنی زنده بودن و رحمانیت و ترحم و هر نوعی از دشمنی را درک و با آن مقابله می‌کند.

می‌داند شما و دنیای شما از مجموع ذراتی خلق شده‌اند و خالق برای هر ذره جهان به این عظمت وظیفه خاصی قرار داده تا این نظم و شکوه را بیان کند و انسان از آن و گاهی در اثر غرور جزیی از آن است

 

10. راهیان راه الهی با عشق و محبتی که در اعماق وجود دارد، می‌دانند که هر چه غیر خدا بخواهند موجب شکست و ناکامی آنان می‌شود.

11. شما خیال نکنید خالق کائنات را باید بیرون از دلتان پیدا کنید، بلکه او در وجود شما جلوه و مکان دارد، لذا خدا را در اعماق وجود خویش بیابید، از یکی از سالکان اهل عرفان و سیر و سلوک را پرسیدند: «خدا را در کجا بیابیم؟»، آن عارف بدو پاسخ داد: «در کجا گشتی که او را نیافتی؟!»

12.شیخ می‌گفت: «بر می‌خیزید و خود را برای نماز آماده می‌کنید، حمد و سوره را درست می‌خوانید، بدون اینکه متوجه مفاهیم و معانی کلمات شوید، پس معلوم است این نماز، نماز وظیفه‌ای است و فقط کلمات را ادا می‌کنید».

13. فراموش نکنید که به قول سعدی هر نفسی که فرو می‌رود، ممد حیات است و چون باز می‌گردد مفرح ذات! در واقع سعدی مفهوم رحمت خداوند و راه رسم شکرگزاری را برای ما گفته است، ولی ما خوانده و نخوانده به راحتی از این جمله معرفتی و سلوکی گذشته‌ایم و کسی آن را برای‌مان معنی و تفسیر نکرده است.

14. به نظر می‌رسد از این پس غیر از شما شاگردان شخص دیگری با این مباحث معرفت شناسی و خداجویی به این نحو آشنا نشود، شما از رحمت و لطفی که در حقتان شده از جان و دل شاکر باشید، سعادت را به این آسانی به کسی نمی‌دهند، ایمان، خلوص، عاشقی و دنیای محبت لازم است تا خود را سالک این راه ببینید و ارزش خود را بدانید، بنگرید که مبدا خلقت چه عظمت‌هایی در وجود شما نهاده و شما از آن بی‌خبرید.

15. ایشان مطالبشان را یک بار می‌گفتند، آنها که اهل دل بودند، به خوبی درک می‌کردند و در پایان گفتند: برای شما نگفته و ندیده‌ای باقی نگذاشتم، ان شاء‌الله خدا یاری و راهنماییتان کند، مطمئن باشید هر چه از واجب‌الوجود طلب کنید، به شما با شرایط فوق خواهد رسید.

 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: افکار نیوز


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم مهر 1392 توسط شكوفه

زندگی پراست از فراز و فرودهایی که آدمی را هر لحظه در مواجهه با خداوندگارش قرار می دهد و آرامش نهایی از آن کسی خواهد بود که در این پستی بلندی های زندگی، دل به رضای خدا سپرده و در مقابل آن چون  و چرا نیاورد.


قضا
چرا باید به فعل خداوند راضی بود

اگر آدمی به خداوند اعتماد داشته و نسبت به او شناخت و معرفت داشته باشد، آنچه برایش روی می دهد را جز خیر و صلاح نمی داند و دهان به چون و چرا کردن نمی گشاید چنانچه امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: داناترین مردم بخدا، راضى‏ترین آنها است از خداى عز و جل. خداى عز و جل فرماید: بنده مۆمنم را به هر سو بگردانم، برایش خیر است، پس باید به قضاء من راضى باشد و بر بلاى من صبر كند و نعمتهایم را سپاس گزارد تا او را- اى محمد- در زمره صدیقین نزد خود ثبت كنم.(أصول الكافی/ ترجمه مصطفوى، ج‏3) امامیه، اشاعره و همه گروههاى مسلمان همرأیند كه باید به قضا و قدر الهى رضایت داشت.

اشعریان رأیى را برگزیده‏اند كه لازمه آن مخالفت با اجماع مسلمین و گفتارهاى صریح مذهبى در وجوب رضایت به قضاى الهى است. اندیشه ایشان این است كه خداوند فاعل و بجاى آورنده همه زشتی هاست و هیچ كس جز او تأثیرى در وجود (آفرینش) ندارد. بر این اساس طاعات و قبایح به قضا و قدر اوست.

به اجماع مسلمین، رضایت به قبیح حرام است پس نباید از آن راضى بود گرچه به قضاى الهى باشند بدین گونه باید یكى از این دو مقدمه را ابطال كرد، واجب نبودن رضا به قضاى الهى یا وجوب خرسندى و رضایت به زشتى و این هر دو، مخالف اجماع است.

نظر امامیه این است كه خداوند پیراسته از زشتیها و قبایح است و جز حكمت، دادگرى و عمل صحیح، كارى انجام نمى‏دهد. با این اندیشه، بر اساس قواعد امامیه و معتزله رضایت به قضا و قدر خداوند واجب است و از آن، در هم شكستن و نقض اجماع لازم نمى‏آید، ترك اجماعى كه از رضایت نداشتن به قضاى الهى یا رضایت به قبح لازم مى‏آید.(نهج الحق و كشف الصدق/ترجمه كهنسال)    

پس كسى كه در برابر مقدرات الهى تسلیم باشد و اعتراض و چون و چرا نكند محبوب خداست و كسى كه تسلیم مقدرات الهى نباشد و به قضا و قدر الهى اعتراض و چون و چرا كند مبغوض خداست. و خداوند متعال فرمود: من خدایى هستم كه جز من خدایى نیست. كسى كه بر بلاى من صبر نكند و به قضا و قدر من راضى نشود پس باید خدایى غیر از من اتخاذ كند

برابر با عبادت شبانه و روزه‌داری در روز

در اسرائیلیات روایت شده است كه: عابدى سال‏هاى طولانى خدا را عبادت مى‏كرد، شبى در خواب دید كه فلان زن كه در دنیا خیلى اهل عبادت نبود در بهشت رفیق و همنشین او است شب‏ها مشغول عبادت بود و روزها روزه داشت و آن زن شبها تا صبح مى‏خوابید و روزه نمى‏گرفت. لذا عابد تعجب كرد و او را به مهمانى خود دعوت كرد تا از او سۆال كند كه چه عملى در دنیا داشت كه در اینجا رفیق و همنشین او است. وقتى با اصرار مهمانى عابد را پذیرفت عابد از او سۆال كرد كه چه عملى دارى آیا غیر از آن چه من دیدم عملى دیگر هم داشتى؟ زن گفت: نه به خدا سوگند غیر از آنچه‏ دیدى من عملى نداشتم. عابد اصرار كرد كه فكر كن شاید یادت آید زن گفت: من یک خصلت داشتم و آن این كه هر گاه در شدت و سختى قرار مى‏گرفتم تمنا و آرزوى آسایش را نمى‏كردم و هر گاه در آفتاب قرار مى‏گرفتم آرزوى سایه را نمى‏كردم و هر گاه مریض مى‏شدم آرزوى سلامت را نمى‏كردم. عابد دستهایش را به سرش گذاشت و گفت: به خدا سوگند كه این یك خصلت، خصلت عظیمى است كه بسیارى از بندگان خدا از به دست آوردن آن عاجز هستند.(آرام بخش دل داغدیدگان( ترجمه مسكن الفۆاد) )  

دعا
نتیجه رضایت به قضای الهی

فرّاء از امام صادق(علیه السلام) نقل مى‏كند كه فرمود: هر كس به قضا (و قدر الهى) راضى باشد، همواره قضا بر او مى‏گذرد در حالى كه او پاداش داده مى‏شود، و كسى كه بر قضا خشم بگیرد، همواره قضا بر او جارى مى‏شود در حالى كه خداوند پاداش او را تباه مى‏سازد.(الخصال/ ترجمه جعفرىج‏1 ) 

على بن الحسین علیهماالسّلام فرمود: صبر و راضى بودن از خدا، سر اطاعت خداست، و هركه صبر كند و از خدا راضى باشد نسبت بآنچه در باره او حكم فرماید، چه دوست داشته و یا ناخوش داشته باشد، خداى عز و جل در آنچه دوست یا ناخوش دارد، براى او حكم نكند، جز آنچه خیر او باشد.(أصول الكافی/ترجمه مصطفوى/ج‏3) 

از پیغمبر ما صلّى اللَّه علیه و آله نیز روایت شده است كه حضرت فرمود: كسى كه دوست دارد بداند مقام و رتبه‏اش نزد خدا چگونه است باید نظر كند كه عظمت خدا در نزد او چگونه است؟ آیا از افعال خدا راضى هست یا این كه موقع پیش آمدهاى سخت از كارهاى خدا نگران است؟ زیرا هر طورى كه خدا در نزد بنده مقام و منزلت داشته باشد خداوند نیز همان طور به او مقام و منزلت مى‏دهد (آرام بخش دل داغدیدگان (ترجمه مسكن الفۆاد)  

امام صادق علیه السّلام فرمود: امام حسن مجتبى علیه السّلام با عبداللَّه بن جعفر ملاقات كرد و گفت: اى عبداللَّه مۆمن چگونه مى‏تواند مۆمن باشد، در صورتى كه از زندگى خود ناراضى است، و خداوند این زندگى را براى او مقدر كرده است اگر مۆمن از وضعش راضى باشد من ضمانت مى‏كنم كه دعاى وى مستجاب شود.و نیز فرمود: آسایش تن و جان در رضایت است و اندوه و شک و تردید در عدم رضایت مى‏باشد.(مشكاة الأنوار/ترجمه عطاردى) 

فرّاء از امام صادق (علیه السلام) نقل مى‏كند كه فرمود: هر كس به قضا (و قدر الهى) راضى باشد، همواره قضا بر او مى‏گذرد در حالى كه او پاداش داده مى‏شود، و كسى كه بر قضا خشم بگیرد، همواره قضا بر او جارى مى‏شود در حالى كه خداوند پاداش او را تباه مى‏سازد

محبوب خدا کیست؟

«حضرت موسى علیه السّلام در مناجاتش به پروردگار عرض مى‏كند: پروردگارا! كدام مخلوق نزد تو محبوب‏تر است؟ خداوند تبارک و تعالى فرمود: آن مخلوقى كه وقتى محبوبش را از او بگیرم به من اعتراض نكند و تسلیم من باشد. سپس حضرت موسى علیه السّلام عرض كرد كدام مخلوق است كه تو او را دوست نمى‏دارى؟ خداوند متعال فرمود: آن كسى كه در كارهایش مرا برمى‏گزیند یعنى كارهایش را به من واگذار مى‏كند و قضاى مرا بر نظر خودش ترجیح مى‏دهد اما وقتى كه قضا و مقدرات من بر خلاف میل و خواسته خودش جارى مى‏شود ناراحت مى‏شود.»

پس كسى كه در برابر مقدرات الهى تسلیم باشد و اعتراض و چون و چرا نكند محبوب خداست و كسى كه تسلیم مقدرات الهى نباشد و به قضا و قدر الهى اعتراض و چون و چرا كند مبغوض خداست. و خداوند متعال فرمود: من خدایى هستم كه جز من خدایى نیست. كسى كه بر بلاى من صبر نكند و به قضا و قدر من راضى نشود پس باید خدایى غیر از من اتخاذ كند.(آرام بخش دل داغدیدگان (ترجمه مسكن الفۆاد))

مزن به چوم و چرا دم که بنده مقبول     قبول کرد به دل هر آنچه پیر مغان گفت

 

مریم پناهنده                 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع:

1.آرام بخش دل داغدیدگان (ترجمه مسكن الفۆاد)/ شهید ثانی

2. مشكاة الأنوار/ترجمه عطاردى/طبرسی

3.أصول الكافی/ترجمه مصطفوى/ ج‏3

4. الخصال / ترجمه جعفرى/ ج‏1/ ابن بابویه

5. نهج الحق و كشف الصدق/ ترجمه كهنسال/ علّامه حلی 


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1392 توسط شكوفه

 


امام، وجه الله است یعنی ارتباط با خداوند، جز از این باب میسر نیست. حتی فیض خداوند، هستی ما و موهبت‌هایی که خداوند به ما عطا می‌کند، جز از راه وجه او نمی‌تواند به ما برسد.


امام زمان

در کتب لغت، کلمه‌ی وجه به معنای چهره و صورت معنا شده و معانی دیگری مانند میل و جهت و سو نیز برای آن بیان شده است. اگر قدری در این معانی عمیق تر شویم متوجه می‌شویم که این معانی به نحوی با یکدیگر ارتباط دارند. چهره و صورت که در زبان عربی همان وجه است، بخشی از ماست که به وسیله‌ی آن با دیگران مواجه می‌شویم و چیزی است که جهت و سوی ما را مشخص می‌کند.

 

وجه الله در تفسیر و کلام

علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان، در مورد آیه‌ی 115 سوره‌ی بقره که در آن کلمه‌ی وجه الله آمده است، توضیح می‌دهد که خداى تعالى در جهت معینى قرار ندارد، و برای توجه به او نیازی نیست که به جهت خاصی رو کنیم و توجه بتمام جهات، توجه به سوى خداست و خدا هم بدان آگاه است. از این بیان مشخص می‌شود که خداوند که مبرای از مکان و جهت است، وجه و جهتی از جنس آنچه ما آن را وجه و جهت می‌دانیم ندارد و پاک و منزه از این اوصاف مادی است.

چنین توصیفی، نه تنها در تفاسیر مفسرین قرآن بلکه در روایات اهل بیت(علیهم السلام) و همچنین متون متفکرین و فیلسوفان شیعه نیز به وفور یافت می‌شود. در روایات اهل بیت، موارد زیادی وجود دارد که وجه و جهت و مکان را از خداوند سلب کرده و او را والاتر و برتر از این اوصاف می‌داند. در تفسیر برهان حدیثی نقل شده که در آن در پاسخ به این بیان که معنای آیه "کل شیء هالک الا وجهه" این است که همه نابود می‌شوند جز وجه (به معنای صورت) خداوند، فرموده‌اند: خداوند منزه است، اینان سخن سختی گفته اند، بلکه مقصود از آیه آن است که هر چیزی در معرض فنا و نیستی است مگر آن وجه و طریقی که باید از آن طریق به سعادت فائز شوند و مائیم آن وجهی که امر شده که باید بدان توجه نمایند. همچنین در کتب معتبر فلسفی و کلامی بخش های قابل توجهی به توضیح این مطلب که خداوند مبرای و منزه از ماده و جهت و مکان است اختصاص داده شده است و ازجمله مطالبی است که تمام حکما و متکلمین مهم شیعه در مورد آن اتفاق نظر دارند.

بنابر این روشن است که خداوند به داشتن صورت و چهره توصیف نمی‌شود و همچنین به جهت دار بودن نیز متصف نیست تا بتوانیم بگوییم منظور از وجه او جهتی از جهات است. پس منظور از اینکه در دعای ندبه می‌خوانیم که کجاست آن وجه خداوند که دوستان خدا به جانب او روی می آورند، چه می‌تواند باشد و سرّّ و عمق این مطلب کجاست؟

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند به وسیله‌ی ما خداوند پرستیده شد و به وسیله‌ی ما خداوند شناخته شد و به وسیله‌ی ما خداوند یگانه دانسته شد و محمد پرده دار خداوند تبارک و تعالی است

معنای عام وجه

همانطور که گفته شد اگر در معنای لغوی وجه بیشتر عمیق شویم یک معنای کلی از آن بدست می‌آید و آن این است که وجه همان چیزی است که ما بوسیله‌ی آن با دیگران مواجه می‌شویم.

به عنوان مثال وجه انسان، همان چهره‌ی اوست که دیگران به واسطه‌ی آن با ما مواجهه می شوند. حتی لغت مواجه شدن هم به نوعی به همین معنا اشاره می‌کند. بنابراین اگر بخواهیم معنای وجه الله را به این شکل بیان کنیم، به این معنا می‌شود که وجه خداوند، چیزی است که مواجهه‌ی غیر خداوند با او از طریق آن امکان پذیر است.

از طرف دیگر، تمام دارایی‌های باطنی ما از طریق وجه ما نمایان می‌شود. احساسات و عواطف، وقار و متانت، قدرت و حلم و علم و … همه به نحوی در چهره‌ی ما نمایان می‌شود و یا از طریق آن به دیگران ارائه شده و کشف می‌شود. پس وجه و صورت انسان، نماینده و مظهر انسان است و دیگران از این راه است که پی به باطن و حقیقت ما می‌برند و جز از این طریق نمی‌توانند به درون ما راه یابند.

 

تطبیق معنای عام وجه بر ائمه معصومین(علیهم السلام)

حال اگر بخواهیم معنای وجه الله بودن امام عصر(عج) را بر این مفهوم منطبق کنیم، به این شکل می‌شود که امام، وجه الله است یعنی مواجهه با خداوند و ارتباط با او جز از این باب و از این طریق میسر نیست. حتی فیض خداوند و هستی ما و موهبت‌هایی که خداوند به ما عطا می‌کند، جز از راه وجه او نمی‌تواند به ما برسد. به همین علت است که در فراز دیگری از دعای ندبه داریم که امام زمان، سبب متصل بین زمین و آسمان است و در معارف دینی خود با این نکته که امام عصر واسطه‌ی فیض است به مراتب برخورد داشته‌ایم.

از طرف دیگر امام زمان(عج) انسان کامل است و بزرگترین آینه‌ی خدانما در عالم هستی است. لذا آنچه که ما می‌توانیم از کمالات الهی بفهمیم، همان چیزی است که در وجود انسان کامل تجلی می‌کند. پس امام وجه الله است و تجلی کمالات الهی، محبت خداوند، بخشش خداوند، علم و قدرت و سایر صفات او در این وجه قابل مشاهده است و بوسیله‌ی این وجه است که ما می‌توانیم خداوند را بشناسیم.

امام زمان(عج) انسان کامل است و بزرگترین آینه‌ی خدانما در عالم هستی است. لذا آنچه که ما می‌توانیم از کمالات الهی بفهمیم، همان چیزی است که در وجود انسان کامل تجلی می‌کند. پس امام وجه الله است و تجلی کمالات الهی، محبت خداوند، بخشش خداوند، علم و قدرت و سایر صفات او در این وجه قابل مشاهده است و بوسیله‌ی این وجه است که ما می‌توانیم خداوند را بشناسیم

حال قابل فهم تر است که چرا در زیارت جامعه‌ی کبیره می‌خوانیم که هر کس قصد قرب به خدا کرد، به وسیله توجه به شما نائل می شود. یعنی قصد به سوی خدا جز با رو به وجه خداوند کردن، ممکن نمی‌باشد.

 

شواهد روایی

در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) که در کتاب اصول کافی ذکر شده است از ایشان نقل شده که فرموده‌اند: ما همان وجه خداوند هستیم که در میان شما می‌گردیم.

در حدیث دیگری فرموده‌اند: به راستی خداوند ما را آفرید و خوش آفرید و صورت گری کرد و خوش صورت گری کرد و ما را در میان بندگان، دیده و دیده بان خود ساخت و زبان گویای خویش نمود و دست رحمتی قرار داد که بر سر بندگان گشود و ما را وجه خود معرفی کرد که ازسوی آن به وی می‌گرایند و باب خود ساخت که بر او رهنما باشیم و …

از روایت دوم به خوبی روشن است که امام معصوم به وجه الله بودن و چشم و زبان خداوند بودن وصف شده است.

امام باقر(علیه السلام) می‌فرمایند به وسیله‌ی ما خداوند پرستیده شد و به وسیله‌ی ما خداوند شناخته شد و به وسیله‌ی ما خداوند یگانه دانسته شد و محمد پرده دار خداوند تبارک و تعالی است.

آری، امام عصر، باب الله و وجه الله است و بدون رو به سوی او کردن نمی‌توانیم رو به سوی خدا کنیم بلکه رو به سوی حضرت کردن عین رو به سوی خداوند کردن است و بدون شناخت او نمی‌توانیم خداوند را بشناسیم. راه شناخت خداوند و راه پرستش خداوند همان وجه خداوند است و او کسی نیست جز امام غائب از نظر ما. باشد که بتوانیم زمینه ساز ظهورش باشیم.

بخش مهدویت تبیان


منبع: خبرگزاری شبستان


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1392 توسط شكوفه

 


آنچه از مجموع آیات و روایات یاد شده استفاده می شود این است که بر اساس حکمت و لطف خداوند در طول تاریخ بشر همواره رهبرانی آسمانی مردم را انذار و تبشیر نموده اند و خداوند برکت وجود آنها را در زمین همیشگی کرده است. حضرت مهدی (عج) در این زمان، مقام رهبری و امامت جهانیان را به دست دارند و روزی ظهور می فرمایند.


در این مقاله به دو سوال در مورد حضرت مهدی علیه السلام پاسخ خواهیم گفت:

ولادت امام زمان (عج)

سوال اول: نقش حضرت عیسی (علیه السلام) در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) چیست؟

طبق روایات وارده پس از ظهور حضرت حجت (عج) حضرت عیسی (علیه السلام) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم (عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. (مقدس شافعی، عقدالدرر، ص292) چنان که در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد". (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 163)

از آن جا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (علیه السلام) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را به عنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی (عج) علاقه مند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.

سوال دوم: چطور می توان به وسیله قرآن وجود حضرت ولیعصر (عج) و ظهور او را اثبات کرد؟

ظهور منجی و کسی که روزی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود، از اموری است که مورد اتفاق همه ادیان و فرق موجود دنیا است، منتها در تعیین مصداق و بعضی از خصوصیات آن با هم اختلاف دارند.

اما شیعه معتقد است که منجی و مصلح جهانی حضرت مهدی (عج )است.

در آیه دیگری خداوند حکومت و جانشینی مۆمنان و صالحان را به عنوان "وعده الاهی" بر بندگان با ایمان خود بیان می کند و امنیت و آرامش را مژده می دهد: "خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین جانشین (خود) قرار دهد و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به امنیت مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند

از آن جا که قرآن بر اساس مطالب مستحکم فطری و عقلی است، بهترین سند برای هر مطلب علمی و دینی است.

این نکته را در آغاز باید دانست که قرآن نوعا به صورت کلی سخن می گوید و برای تشریح و تفسیر آن باید به سراغ خبره و متخصص علوم قرآنی؛ یعنی ائمه معصومین (علیهم السلام) رفت. به عبارت دیگر، وظیفه و مسئولیت روشنگری و بیان مقصود آیات قرآن به حجت های الاهی واگذار شده است. (حدیث ثقلین، مستدرک حاکم، ج 3، ص 148)

در پاسخ این سۆال تنها به بیان گلچینی از آیات مربوط به بحث می پردازیم و بعضاً از روایات معصومین (علیهم السلام) برای درک هر چه بیشتر آیات بهره خواهیم گرفت.

در هر صورت از دو دسته آیات قرآن، می توان برای وجود حضرت ولیعصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود:

1. آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در میان مردم بیان می کنند.

2. آیاتی که بشارت به حکومت صالحان و مستضعفان و مۆمنان بر کره زمین می دهد.

1. آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در زمین بیان می کنند:

از نظر قرآن کریم، در طول تاریخ زندگی بشر، هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نبوده و خداوند برای هر امتی فردی مناسب را برگزیده تا انسان ها را در راه رسیدن به کمال مطلوب رهنمون باشند. چنان که خداوند سبحان فرمود: "إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هاد". (به درستی که تو بیم دهنده ای و برای هر جامعه راهنمایی است. رعد، 7)

پس همواره یک بیم دهنده و هدایتگر در جوامع انسانی حضور دارد که از جانب خدا برگزیده شده است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه یاد شده فرمودند: "در هر زمانی امامی از خاندان ما وجود دارد که مردم را به آنچه رسول الله آورده (دین اسلام) هدایت می کند". (بحارالانوار، ج 23، ص 5)

از مجموع این آیه و روایت ضرورت وجود حجت الهی به عنوان هدایتگر در هر عصر، به خوبی فهمیده می شود.

دلیل دیگر بر ضرورت وجود امام معصوم در جامعه این است که قرآن مبین و مفسر لازم دارد و به جز امام معصوم کسی به تمام معانی و خصوصیات آیات قرآن از محکمات و متشابهات آگاه نیست. پس به حکم عقل قطعی پس از رسول، امام معصوم لازم است. (سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 3، ص 39، توضیح آیه 44 ، نحل)

حضرت عیسی

امام رضا (علیه السلام) در بیان لزوم وجود امام معصوم می فرمایند: "اگر زمین برای یک چشم به هم زدن از حجت خالی شود، اهلش را در خود فرو خواهد برد". (بحارالانوار، ج 23، ص 29)

امامان معصوم (علیهم السلام) مایه آرامش و امنیت هستی و واسطه فیض الهی اند و نعمات و برکات خداوند متعال به واسطه آنها و به یمن حضورشان به انسان ها داده می شود، که اگر لحظه ای برکت وجودشان نباشد، زمین اهلش را فرو می برد. (بحارالانوار، ج 23، ص 56)

اما این که مصداق این امام معصوم، کیست و چه هویتی دارد، روایات فراوانی وارد شده که بیان می دارند این فرد همان فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) است و... .

2. دسته دوم آیاتی که بشارت به حکومت صالحان و مۆمنان بر روی زمین می دهد:

بر اساس ده ها آیه از قرآن کریم موضوع ظهور حضرت مهدی (عج) قابل استناد است، تمرکز غالب این آیات بر بشارت به بندگان صالح و مستضعف برای بازستاندن حق خود و رسیدن به قدرت و ایجاد یک حکومت واحد جهانی مبتنی بر حق و عدل و غلبه اسلام بر تمامی مکاتب و ادیان است. قرآن کریم از یک سو بیان می کند این بشارت در بعض کتب آسمانی دیگر هم آمده است: "و همانا در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد". (" و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون"، انبیاء، 150)

از سوی دیگر این بشارت را به اراده خداوند استناد می دهد: "و خواستیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان گردانیم". (قصص، 5) این آیات بشارت در ظهورند که در تفسیر آن روایات زیادی وجود دارد که این ادعا ی ما را اثبات می کنند.

امامان معصوم (علیهم السلام) مایه آرامش و امنیت هستی و واسطه فیض الهی اند و نعمات و برکات خداوند متعال به واسطه آنها و به یمن حضورشان به انسان ها داده می شود، که اگر لحظه ای برکت وجودشان نباشد، زمین اهلش را فرو می برد

در آیه دیگری خداوند حکومت و جانشینی مۆمنان و صالحان را به عنوان "وعده الاهی" بر بندگان با ایمان خود بیان می کند و امنیت و آرامش را مژده می دهد: "خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتماً آنان را در این زمین جانشین (خود) قرار دهد و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به امنیت مبدل گرداند تا مرا عبادت کنند و ...". (نور، 55)

روایات معصومین (علیهم السلام) این آیه را بر حضرت حجت ولیعصر (عج) و اصحاب او منطبق نموده اند.

انتظار فرج نیز که خود بحثی مبسوط و مفصل است و دلالت به "وجود" و "ظهور" حضرت ولیعصر (عج) می کند، در قرآن و روایات ائمه اطهار (ع) مورد اشاره قرار گرفته است. "و ارتقبوا انی معکم رقیب". ("منتظر باشید که من هم مثل شما منتظرم" هود، 93)

در حدیثی امام رضا (علیه السلام) در تفسیر آیه یاد شده انتظار فرج را موجب گشایش و آرامش دانسته اند. (المیزان، ص 393 – 394)

جمع بندی:

آنچه از مجموع آیات و روایات یاد شده استفاده می شود این است که بر اساس حکمت و لطف خداوند در طول تاریخ بشر همواره رهبرانی آسمانی مردم را انذار و تبشیر نموده اند و خداوند برکت وجود آنها را در زمین همیشگی کرده است. حضرت مهدی (عج) در این زمان، مقام رهبری و امامت جهانیان را به دست دارند و روزی ظهور می فرمایند.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

بخش مهدویت تبیان    


منابع:

سایت اسلام کوئیست

مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 3

بحارالانوار، ج 23 


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مهر 1392 توسط شكوفه