آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 توسط شكوفه

حضرت معصومه

عمه سادات سلام علیك                           روح مناجات سلام علیك

كوثر نوری به كویر قمی                               آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو كیستی                            فاطمه یا زینب ثانیستی

از سفر كرب وبلا آمدی                                 یا كه به دنبال رضا آمدی (1)

 

سفر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام از مدینه منوره به ایران نقطه عطفی در تاریخ ایران و بلكه جهان محسوب می شود كه تأثیر آن در افق تاریخ كاملا مشهود است و همانطور كه حضرت معصومه علیهاالسلام تالی تلو معصوم است و از مقامی نزدیك به معصومین برخوردار است، سفر مبارك آن حضرت نیز از لحاظ خیر و بركت نزدیك به سفر امام رضا علیه‌السلام می باشد. چه كسی می تواند نقش قمیین را در گسترش تشیع در ایران از همان سده های اول انكار كند. امروز قم به قطب جهان تشیع تبدیل شده كه اهل بیت علیهم السلام از آن پیش از هزار سال پیش خبر داده اند .

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام چه مقام ویژه ای نزد خدا داشته است كه مزار او «عُشّ آل محمد» و حرم اهل بیت علیهم السلام شده است؟! و دارای چه كرامتی است این كریمه اهل بیت علیهم السلام كه عالمان شیعی در طول اعصار و قرون از شهر او سر برافراشته اند و به اوج عزت رسیده اند و خاك درگاه او را سرمه چشم خود می كنند و با تمام فضائل و مقامات، خود را در برابر او خوار و ذلیل می بینند؟!

هر خیر و هر بركتی كه در قم موجود است و از این به بعد نیز تا قیام قیامت خواهد بود را می توان مدیون فاطمه معصومه علیهاالسلام دانست

دارای چه شخصیتی بوده است كه با حضورش در قم، این شهر به سه درب از دربهای بهشت تبدیل می شود و شیطان هنگام معراج پیامبر صلی الله علیه وآله از آنجا رانده می شود و این شهر لیاقت این را پیدا می كند كه در آخرالزمان در مقدمه ظهور، مردی از آن قیام كند كه پشت طواغیت زمان را بلرزاند و مأمن و مأوای شیعه شود و علوم آل محمد علیهم‌السلام از آن به سراسر دنیا منتشر شود و به نجف اشرف فخر بفروشد و در نهایت محل پرورش سربازان ظهور حضرت حجت(عج) شود؟! (2)

در مجموع حدود 50 روایت در فضیلت شهر قم وارد شده است كه همه این موارد را می توان از آثار و بركات این سفر مبارك دانست. بلكه گسترش موج اسلام خواهی در عصر حاضر كه معلول انقلاب اسلامی مردم ایران است و بلكه خود انقلاب اسلامی و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی را می توان از بركات فاطمه معصومه علیهاالسلام و سفر آن حضرت دانست، چرا كه رهبر بزرگ این انقلاب امام خمینی رضوان الله علیه كه اهل بیت علیهم السلام از قیام او در این شهر طبق روایتِ (3) پدر حضرت معصومه علیهاالسلام، موسی بن جعفر علیهماالسلام، خبر داده اند، در دامان این بانو پرورش یافته و در شهر او نشو و نما نموده است و خود او در وصف فاطمه معصومه و مادرش فاطمه زهرا علیهماالسلام سروده است:

آن یك امواج علم را شده مبدأ                      وین یك افواج حلم را شده مصدر

آن یك بر فرق انبیا شده تارك                        وین یك اندر سَر ،اولیا را مِغفر

چادر آن یك ، حجاب عصمت ایزد                   معجر این یك ، نقاب عفت داور

آن یك خاك مدینه كرده مزین                        صفحه قم را نموده این یك انور

خاك قم این كرده از شرافت جنت                  آب مدینه نموده آن یك كوثر

عرصه قم غیرت بهشت برین است   بلكه بهشتش یساولی است برابر

زیبد اگر خاك قم به عرش كند فخر                 شاید اگر لوح را بیابد همسر

خاكی عجب خاك آبروی خلایق                    ملجأ بر مسلم و پناه به كافر(4)

دارای چه كرامتی‌ است این كریمه كه عالمان شیعی در طول تاریخ از بارگاهش سربرافراشته‌اند و به اوج رسیده‌اند و خاك حرمیش را سرمه چشم خود می‌كنند و با تمام مقامات، خود را در برابر او خوار و ذلیل می‌بینند…

 

بی مناسبت نیست كه توجه كنیم مرحوم امام از سادات موسوی بودند یعنی از نوادگان حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام و در واقع حضرت معصومه علیهاالسلام عمه اعلی حضرت امام می باشند !

و همچنین بسیاری از امام زادگان مدفون در ایران از نوادگان موسی بن جعفر علیهماالسلام هستند كه با حضورشان در این كشور فضای معنوی آن را معطر نموده اند. سفر حضرت معصومه علیهاالسلام به ایران تأثیر بسزایی در حضور این امام زادگان به ایران داشته است .

حوزه علمیه قم امروز مركزی ترین حوزه علمیه تشیع است و نسبت به همه حوزه های علمیه كشور و بلكه جهان، مركزیت و محوریت دارد، بی شك فیوضات این بانو را در این رابطه نمی توان نادیده گرفت بلكه هر خیر و هر بركتی كه در قم موجود است و از این به بعد نیز تا قیام قیامت خواهد بود را می توان مدیون فاطمه معصومه علیهاالسلام دانست .

در آخر بد نیست كه مسئولین امر را به نكاتی در رابطه با شهر قم توجه دهیم ، شهری با این عظمت در خور توجه ویژه مادی و مهمتر از آن معنوی می باشد. نباید نگاه به شهری كه خاستگاه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بوده مثل نگاه به سائر شهرها باشد. منظور نگارنده بیشتر مسائل معنوی و فرهنگ دینی این شهر است كه دژ مستحكم این نظام محسوب می شود نه مسائل مادی و رفاهی، چرا كه فرهنگ دینی مردم این شهر در اثر سهل انگاری و هجمه و شبیخون فرهنگی دشمن، در معرض آسیب می باشد. بی شك بقا و دوام انقلاب اسلامی بی ربط به اهتمام به این شهر عظیم و بلده طیبه نخواهد بود چرا كه قم به نوعی پایتخت معنوی ایران اسلامی محسوب می شود !

 

پی نوشت ها:

1- از اشعار مرحوم آغاسی .

2- بحارالانوار ج48 ص316 و317 وج 57 ص216 و212 تا219 و مستدرک سفینة البحار ج8 ص262 و علل الشرائع باب 373 ح1.

3- رجل من اهل قم یدعو الناس الی الحق یجتمع معه قوم كزبر الحدید لا تزلهم الریاح العواصف ولا یملون من الحرب ... مردی از اهل قم كه مردم را به حق دعوت می نماید به همراه او كسانی جمع می شوند كه در استحكام مانند پاره های آهنند كه بادهای شدید حوادث آنها را نمی لغزاند و از جنگیدن در راه خدا خسته نمی شوند ... بحار الانوار ج57 ص260 .

4- دیوان امام ص255تا 257 .ابیات به طور پراكنده انتخاب شده است .

حمید حاج علی                 

مدرس حوزه علمیه              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور 1392 توسط شكوفه

حضرت معصومه

همانطور که شهدا که کشتگان در راه خدایند زنده اند و نزد خداوند روزی می خورند؛ اهل بیت علیهم السلام نیز زنده اند. منظور از زنده بودن شهدا با اهل بیت علیهم السلام چیست؟ مسلم است که ایشان از این دنیا منتقل به دنیای دیگر شده اند. بنابراین حیاتی که آنها دارند و روزی آنها با حیات و روزی دنیایی متفاوت خواهد بود. اگر منظور از زنده بودن زندگی در عالم برزخ باشد با توجه به روایات همه انسانها دارای چنین حیات برزخی هستند. و این مخصوص شهدا و اهل بیت علیهم السلام نیست. پس این حیات و زندگی حیات ویژه ای است که به دیگران عطا نمی شود.

 در عالم برزخ برخی بخاطر اعمال ناشایستی که در دنیا مرتکب شده اند گرفتارند. از این رو روحشان در حال عذاب برزخی است و اسیر اعمال ناپسند خویش است.

اما عده ای که از جمله آنان شهدا و اهل بیت علیهم السلام هستند روحی آزاد دارند. و چون عالم برزخ محیط و وسیع تر از این عالم مادی دنیایی است و مسلط بر آن است. ایشان می توانند در این دنیا نیز سیر و سفر داشته باشند و اثرگذار باشند. از این رو مۆمنان با توسل به شهدا و اهل بیت علیهم السلام از خدا حاجات خود را طلب می کنند.

چون اهل بیت علیهم السلام روحشان آزاد است از این رو هر جا اراده کنند می توانند حاضر باشند. از جمله مکانهایی که ایشان حاضرند زیارتگاه خودشان است. یکی دیگر از جاهایی که ایشان حضور دارند قم و حرم حضرت معصومه علیهاالسلام می باشد.

اگر کسی بپرسد به چه دلیلی چنین ادعای بزرگی می کنید؟ در جواب باید گفت: دلیل آن روایتی است که از امام صادق علیه السلام رسیده است که قم حرم ما اهل بیت است. به ضمیمه روایت دیگری که در باب  زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام و منقول از امام رضا علیه السلام می باشد.

 

حضور اهل بیت در حرم خود

 رُوِیَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَهْلِ الرَّیِ‏ أَنَّهُمْ دَخَلُوا عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّیِّ فَقَالَ مَرْحَباً بِإِخْوَانِنَا مِنْ أَهْلِ قُمَّ فَقَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّیِّ فَأَعَادَ الْكَلَامَ قَالُوا ذَلِكَ مِرَاراً وَ أَجَابَهُمْ بِمِثْلِ مَا أَجَابَ بِهِ أَوَّلًا فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ‏ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُۆْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَ‏ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ الرَّاوِی وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ یُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَیْهِ السَّلَامُ. (1)

حرم حضرت معصومه علیهاالسّلام که در مرکز قم نیز واقع شده است جزئی از حرم اهل بیت علیهم السلام می باشد. حال که اهل بیت علیهم السلام به فرموده خودشان در قم حرم دارند معقول نیست که در حرم خویش حاضر نباشند و عنایت ویژه به آن نداشته باشند

مروى است كه جماعتى از مردم رى خدمت حضرت صادق علیه السّلام رسیدند و گفتند: ما از مردم رى هستیم.

حضرت فرمود: مرحبا به برادران ما از اهل قم.

ایشان عرض كردند كه: ما از مردم رى هستیم، دیگر مرتبه حضرت همان جواب را فرمود، آن جماعت چند بار این سخن را گفتند و همین جواب را شنیدند، آنگاه حضرت فرمود: همانا از براى حقّ تعالى حرمى است و آن مكّه است، و براى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم حرمى است و آن مدینه است. و براى امیرالمۆمنین علیه السّلام حرمى است و آن كوفه است، و از براى ما اهل بیت حرمى است و آن بلده قم است، و بعد از این دفن شود در آنجا زنى از اولاد من كه نامیده شود به فاطمه، هر كس او را زیارت كند بهشت از براى او واجب شود.

راوى گفت: وقتى كه آن حضرت این فرمایش نمود هنوز متولّد نشده بود امام کاظم علیه السّلام.(2)

در حدیث بالا تمام منطقه قم حرم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام معرفی شده است. پس از این روایت می توان برداشت کرد که حرم حضرت معصومه علیهاالسّلام که در مرکز قم نیز واقع شده است جزئی از حرم اهل بیت علیهم‌السلام می باشد. حال که اهل بیت علیهم السلام به فرموده خودشان در قم حرم دارند معقول نیست که در حرم خویش حاضر نباشند و عنایت ویژه به آن نداشته باشند.

 

زیارت از نزدیک اهل بیت در قم

اگر گفته شود اینکه قم و حرم حضرت معصومه علیهاالسلام حرم اهل بیت علیهم السلام هست بر اساس این روایت قبول داریم اما چه دلیلی است و چه لزوم دارد که ایشان در حرم خود حضور داشته باشند بلکه به زائران این دیار و حرم عنایت ویژه دارند هر چند خود حضور نداشته باشند.

 برای جواب این سۆال به فرازی از زیارتنامه حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام اشاره می شود در آن فرازهایی که خطاب به اهل بیت علیهم السلام خطابی رو در روست و  نشان می دهد که زیارت اهل بیت علیهم السلام در این مکان زیارت از دور نیست بلکه نزدیک است.

چون اهل بیت علیهم السلام روحشان آزاد است از این رو هر جا اراده کنند می توانند حاضر باشند. از جمله مکانهایی که ایشان حاضرند زیارتگاه خودشان است. یکی دیگر از جاهایی که ایشان حضور دارند قم و حرم حضرت معصومه علیهاالسلام می باشد

طبق روایت وارده، بعد از خواندن تسبیحات می خوانیم:

«السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى مُوسَى كَلِیمِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللَّهِ.» (3)

بعد از این بلافاصله چهارده معصوم علیهم السلام را اینگونه سلام می دهیم:

 «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا صَفِیَّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَمِیرَ الْمُۆْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكِ یَا فَاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلَامُ عَلَیْكُمَا یَا سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة...»(4)

 همانطور که ملاحظه می شود زیارت با سلام دادن به انبیاء اولو العزم شروع می شود اما با عبارت «السلام علی» سلام به شخص غایب است نه شخصی که حاضر باشد؛  اما در سلام به پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان علیهم السلام خطاب عوض می شود و  با عبارت «السلام علیک» یعنی سلام بر تو، سلام ما به شخص حاضر است نه غایب.

این سلام بصورت مفرد مخاطب به تعبیر ادبی آن تا معصوم یازدهم همین گونه است الاّ در سلام دادن به امام عصر عجل الله تعالی فرجه که به ایشان بصورت غایب سلام می دهیم و سرّ آن را بزرگان در این دانستند که حضرت امام رضا علیه السلام با تعبیر غایب نسبت به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه می خواستند مردم کم کم برای عصر غیبت آمادگی پیدا کنند.

بنابراین قم و حرم حضرت معصومه علیهاالسلام حرم همه اهل بیت علیهم السلام هست حتی امام زمان صلوات الله علیه و علی آبائه.

 

پی نوشت:

1) مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق. ؛ ج‏57 ؛ ص216 -217

2) منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، ج‏3، ص  1583

3) مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زاد المعاد - مفتاح الجنان، موسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، چاپ: اول، 1423 ق،ص547

4) بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏99 ؛ ص265    

سید روح الله علوی              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور 1392 توسط شكوفه

حضرت معصومه علیهاالسلام

در سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به کمک یکی از نقلهای تاریخی، اشاره‌ ای به علم سرشار ایشان می ‌کنیم و در این نوشته به یمن میلاد ایشان که خنده‌ای بر چهره علم هستند، قدری درباره حقیقت علم سخن می‌ گوییم.

در ابتدا به حکایتی درباره مقام علمی فاطمه معصومه علیهاالسلام اشاره می‌کنیم.

امام موسی الکاظم علیه السلام عالمترین و عابدترین مرد زمان خود بود و کسانی که به گوهر امامت در درون او ایمان داشتند و او را فرزند حقیقی پیامبر صلی الله علیه وآله و جانشین او در زمان خود می‌دانستند شیفته او بودند. عده‌ای از شیعیان از مسیری دور برای یافتن پاسخ سوالاتشان به منزل موسی بن جعفر علیهماالسلام آمده بودند امام را نیافتند. چون ایشان در مسافرت تشریف داشتند اما دختر آن حضرت سوالهایشان را گرفت و پاسخی برای هر سوال نوشت...

از حکایت بالا که شرح کاملتر آن در اینجا آمده است، در می‌ یابیم که حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام دارای چنان مرتبه علمی بود که پاسخهای ایشان به سوالات مردم کاملاً مورد تأیید امام عصر خود قرار گرفته است.

در حقیقت آنچه باعث شد از نقل کامل حکایت خودداری کنیم، آن بود که تاکنون منبع اصلی برای این حکایت را نیافته‌ایم؛ اما از طرف دیگر می‌ دانیم که در میان فرزندان امام موسی الکاظم علیه السلام بجز حضرت رضا علیه السلام که فرزند حقیقی جسم و جان پیامبر صلی الله علیه وآله و امام معصوم بود، موقعیت فاطمه معصومه علیهاالسلام موقعیتی بسیار ممتاز و نمونه دارد.

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام جزو معدود امامزادگانی است که توصیه خاص به زیارت ایشان شده و از ناحیه امام معصوم علیه السلام زیارتنامه‌ای مخصوص برایشان آمده است و نیز ایشان به تنهایی یکی از عوامل اساسی نزول برکات برای شهر قم بوده‌ و هست. از اینجاست که حتی اگر ثابت شود که حکایت بالا واقع نشده باشد، باز هم به مضمون آن،‌ که همانا ثبوت علم سرشار خاندان نبوت برای آن بانو معتقد و ملتزم می‌شویم و از سالروز میلاد ایشان را ذهن‌آویزی برای جستجوی علم حقیقی قرار می‌دهیم.

آن علمی که اهل بیت علیهم السلام ما را به آن توصیه کرده‌اند نوعی روشن بینی در سایه ایمان است و آنچه از راه مطالعه زیاد و بحث و جدل به دست بیاید، حقیقتاً علم نیست؛ بلکه نمایی از علم دارد و بی‌ایمانان هم می‌توانند به آن دست یابند

به این مناسبت در اینجا می‌خواهیم قدری به چیستی علم بپردازیم و برای آنکه سخن به گزاف نگفته باشیم، نظریات نظریه پردازان را رها می‌ کنیم و به دنبال حقیقت از سرچشمه آن یعنی قرآن و کلمات معصومان علیهم السلام می ‌گردیم.

سرنخی از آنچه به دنبالش هستیم را در آیه 282 سوره بقره می‌جوییم: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُكُمُ اللَّه‏»

این عبارت کوتاه در ضمن آیه‌ای آمده که مربوط به ثبت اسناد مالی است ولی به شکلی اشاره‌وار و به یاد ماندنی، مطلبی بسیار مهم را مطرح کرده است که معنایش این است: هر چقدر در مسیر تقوا باشید به همان اندازه خدا به شما علم می‌دهد.

از اینجا معلوم می‌شود که علم را باید امری خدایی بدانیم و آن را از خدا بخواهیم تا به ما بدهد و نیز آنکه کسب علم یک راه مشخص دارد و آن هم رعایت تقواست.

نکته دیگر که از قرآن می‌آموزیم آن است که علم باعث می‌شود که انسان نسبت به خدا حالت خشیت پیدا کند. به گونه‌ای که در آیه 28 سوره فاطر می‌فرماید که فقط عالمان هستند که از خدا خشیت دارند: «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء».

بنابراین علم مورد تأیید از نظر اهل بیت علیهم السلام، امری از سمت خدا است که به بندگانی که آن را طلب کنند اعطا می‌‌شود و بجای آنکه فقط ذهن را مشغول کند یا کاغذ را سیاه کند،‌ بر جان شخص عالم اثر می‌ گذارد و حالت خشیت به او می ‌دهد.

امام جعفر صادق(ع) کا خطبہ امامت کے بارے میں

این حقیقت به شکلی گویا از امام صادق علیه السلام خطاب به عنوان بصری نقل شده است. او پیرمردی بود که در طلب علم می‌کوشید تا آنکه اشتیاق سخن گفتن و بهره‌مندی از علم امام جعفر صادق علیه السلام در دل او شعله کشید. داستان دیدار او با امام  در اینجا  آمده است که بسیار خواندنی و درس‌آموز است. در آن روایت می‌ خوانیم:

«علم‌ به‌ آموختن‌ نیست‌. علم‌ فقط‌ نوری است‌ كه‌ در دل‌ كسی‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالی‌ اراده هدایت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ می‌شود. پس‌ اگر علم‌ می‌خواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی‌؛ و به واسطه‌ عمل‌ كردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشی‌؛ و از خداوند بخواهی که بفهماندت‌ تا خدا جوابت‌ دهد و به تو بفهماند.» (بحارالانوار، ج 1، ص224)

از اینجا می‌فهمیم که علم تنها به این نیست که معلومات مشخصی را در ذهن خود حاضر کنیم هرچند در نظر عرفی به آن علم بگویند.(منیة المرید، شهید ثانی، ص167) و نیز می‌فهمیم که برای زیاد شدن علم باید همان راه دعا و رعایت تقوا را ادامه دهیم و هرچه به دانسته‌های قبلی‌مان بیشتر عمل کنیم، خدا علم ما را در امور جدیدتر بیشتر می‌گشاید.

البته این سخن به معنای کنار گذاشتن کتاب و درس و مدرسه نیست. هر کس وظیفه‌ای دارد و وظیفه کسی که به دنبال دانش است آن است که با کتابهای سودمند مأنوس شود؛ اما هرگز نباید فراموشش شود که این امور وسایلی ابتدایی و مقدماتی برای علم هستند و در حقیقت، علم از سنخ نور خدایی است که یافتن آن به دعا و رعایت تقوا نیاز دارد.

به عبارت دیگر، آن علمی که اهل بیت علیهم السلام ما را به آن توصیه کرده‌اند نوعی روشن بینی در سایه ایمان است و آنچه از راه مطالعه زیاد و بحث و جدل به دست بیاید، حقیقتاً علم نیست؛ بلکه نمایی از علم دارد و بی‌ایمانان هم می‌توانند به آن دست یابند. این در حالی است که عالم‌ترین عالمان از نظر ما، شخص شخیص پیامبر صلی الله علیه وآله است یعنی نگاری که به مکتب نرفت و خط ننوشت.

علم حقیقی، امری از سمت خدا است که به بندگانی که آن را طلب کنند اعطا می‌‌شود و بجای آنکه فقط ذهن را مشغول کند یا کاغذ را سیاه،‌ بر جان عالم اثر می‌گذارد و حالت خشیت به او می‌دهد.

با توجه به مطالب بالا می‌توانیم نکات زیر را نتیجه بگیریم:

- علم حقیقی موهبتی الهی است که از راه دعا و رعایت تقوا به دست می‌آید.

- علم باعث تغییرات در جان شخص عالم می‌شود.(حالت خشیت)

- گناهان می‌توانند باعث خرابی و اشکال در علم حقیقی شوند.

- برای دریافت علم از خدا سن خاصی شرط نیست.

- برای دریافت علم از خدا بیشتر از آنکه به هوش ریاضی-منطقی محتاج باشیم به ایمان و عمل کردن به دانسته‌های قبلی محتاجیم.

- علم در درجه اول به کار خود عالم می‌آید و در درجه بعدی تنها در حد وظیفه، آن را به کسانی که صلاح باشد اظهار می‌کند.

- برای علم آموزی به زانو زدن نزد علماء و نیز مطالعه نیاز داریم اما اینطور نیست که هر کس مطالعه کند لزوماً به علم حقیقی دست یافته باشد.

- بسیاری از کسانی که از نظر عرفی به آنها دانشمند گفته می‌شود، در نظر معصومین علیهم السلام لایق این نام نیستند.

- علم حقیقی در سایه ایمان به دست می‌آید بنابراین جار و جنجالهای غیرمۆمنانه هرچند ظاهری علمی داشته باشد از حقیقت علم تهی است.

روح الله رستگارصفت           

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور 1392 توسط شكوفه

امام زمان

گر چه حفظ وجود مبارك آن بزرگوار به اراده و مشیت الهى بستگى دارد ولی دعا كردن براى سلامتى آن حضرت ضامن برقرارى و استحكام پیوند معنوى انسان با حجت خداست و مایه سلامتى خود فرد و دفع ناگوارى ها و شداید خواهد بود.

 


 

در این مقاله به چند وظیفه مهم شیعیان در مقابل امام زمان علیه السلام اشاره کرده و آنها را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

كسب رضایت امام عصر (عج)

رسالت اصلى شیعیان در عصر غیبت آن است كه تلاش كنند عملى را بر خلاف رضاى امام عصر (عج) انجام ندهند و پیوسته رفتار و سلوكى مورد تأیید و رضایت آن حضرت داشته باشند، زیرا خشنودى آن امام همام چیزى جز رضاى ذات اقدس الهى نیست و رضاى خداوند در عمل به فرمان ها و احكام نورانى اسلام است.

امام مهدى(عج) در این رابطه مى فرماید: «فَلیَعمَل لِكلِّ امرئ مِنْكُم ما یُقرَّبُ بهِ مِن مَحَبَّتِنا و لْیَجتَنِبْ عمَّا یُدنیه مِنْ كِراهَتِنا و سَخَطِنا»; هر یك از شما باید به آن چه كه به وسیله آن به دوستى ما نزدیك مى شود عمل كند و از آن چه كه موجب ناخشنودى و غضب ما مى شود پرهیز نماید.

 

‌ارجاع مردم به امام زمان (علیه السلام)

صِرف اینكه انسان به یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و متوسل به اوست و در هر صبح و شام او را زیارت می كند كافی نیست، بلكه تكلیف دیگری هست كه (البته این تكلیف عمدتاً متوجه روحانیت و رهبران دینی و متدینان صاحب نفوذ در جامعه است) باید سعی كرد تا جامعه را جامعه امام زمانی (علیه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام زمان كرد .

اگر می خواهیم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از یاران و دوستان او باشیم باید خود را از هر جهت بسازیم و یك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشیم و گرنه نه تنها نمی توانیم از یاوران و اصحاب امام زمان باشیم بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زیر پرچم مخالفان در آییم و از قهر امام در امان نمانیم

در ایام تبلیغ محرم و صفر و ماه رمضان و در هر فرصت متناسب از امام عصر (علیه السلام) سخن به میان آورد و بخشی از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص داد و مردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او گاه ساخت .

دستور توسل به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسبت به آن امام همام امیدوار كرد . همچنین شبهات را در مورد وجود آن حضرت برطرف نمود و در مورد طول عمر آن حضرت و غیبت و فواید وجودی او، در عین اینكه در پرده غیبت است، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود تا همه افراد شیعه نسبت به امام گاهی پیدا كرده و مبلغ او شوند .

در این راه یك بسیج عمومی لازم است كه همه اهل سخن و قلم یكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یكپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنكه تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران قرار گیرند.

یا یك روحانی و واعظ در میلاد آن حضرت به چند جمله یا داستان اكتفا نماید ، بلكه باید كاری كرد كه زن و مرد شیعه دائم به فكر امامشان بوده و مبلغ او باشند و درهر حادثه قبل از هر كسی به یاد امام زمان بیفتند و از او كمك بخواهند، نه آنكه پس از آنكه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در این راه تباه كردند و پاسخ منفی و مأیوس كننده شنیدند، تازه به یاد مسجد جمكران و امام زمان بیفتند. ما باید مردم را به گونه ای بسازیم كه در تمام زمینه ها نخست به یاد امام زمان افتاده، سپس با توسل به آن حضرت به طبیب مراجعه كنند و دارو مصرف نمایند، نه آنكه نخست به دارو پناه ببرند، نگاه به امام زمان (علیه السلام) مراجعه نمایند .

امام زمان

 

البته ما منكر اسباب و علل طبیعی نیستیم و نمی خواهیم بگوییم هر كه بیمار شد، و با اینكه مثلاُ نیاز به عمل جراحی دارد به دكتر مراجعه نكند، و فقط به امام زمان متوسل شود، بلكه می گوئیم نخست توسل برای اینكه امام عصر عنایتی بفرماید كه طبیب درست مرض را تشخیص دهد و داروی مناسب تحویز نماید و عمل جراحی موفقیت میز باشد.

به هر حال، دارو از طبیب، ولی شفا از خدا با وساطت امام عصر (علیه السلام) است .

 

احترام به منتسبین به امام زمان (علیه السلام)

از جمله وظایف ما منتظران در مقابل امام زمان علیه السلام این است كه كسانی را كه منتسب به امام عصر (علیه السلام) هستند محترم شمرده و نسبت به آنها بخاطر امام زمان احترام خاصی قائل باشیم ، حال آن شخص نسبت جسمانی به امام زمان داشته باشد ، مانند سادات و یا نسبت روحانی، مانند علما و فقها كه نماینده او هستند و طلاب علوم دینی كه سربازان آن حضرتند و مۆمنان كه در بین مردم معروف به امام زمانی بوده و واقعاً علاقه مند به آن حضرت اند . چرا كه احترام به آنان بخاطر آن حضرت ، احترام به امام زمان علیه السلام است .

در این راه یك بسیج عمومی لازم است كه همه اهل سخن و قلم یكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یكپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنكه تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران قرار گیرند

‌‌خودسازی

شیعه در طول غیبت كبری به انتظار نشسته كه كی یوسف گم گشته باز ید و غم هجران یعقوبی آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه امید شیعه این است كه روزی در زیر پرچم امام عصر به جهاد علیه دشمنان خدا و دین پرداخته و از جمله یاران امام و شهداء در ركاب حضرت باشد.

می دانیم كه این مقامات با آلودگی و پلیدی سازگار نیست و از سوی دیگر چون آمدن امام معلوم نیست و ممكن است ناگهان صدای دلربای او طنین انداز شود، پس شیعه منتظر باید در تمام ابعاد زندگی خودسازی كند، هم در بعد عقیده و هم در بعد نفسانیات و اخلاق و هم در بعد عمل، چرا كه نه شخص فاسد العقیده در حریم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان لوده به گناه .

بنابراین اگر می خواهیم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از یاران و دوستان او باشیم باید خود را از هر جهت بسازیم و یك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشیم و گرنه نه تنها نمی توانیم از یاوران و اصحاب امام زمان باشیم بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زیر پرچم مخالفان در آییم و از قهر امام در امان نمانیم.

چنانكه خیلی ها قبل از انقلاب دم از دوستی با امام خمینی (ره) را می‌زدند، ولی وقتی كه امام آمد نه تنها با امام خمینی همكاری نكردند، بلكه نتوانستند قوانین اسلامی او را تحمل كنند و در ردیف مخالفان قرار گرفتند.

فرآوری: آمنه اسفندیاری

  بخش مهدویت تبیان    


منابع:

سایت آوینی

سایت مذاهب


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 توسط شكوفه