آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و ششم بهمن 1391 توسط شكوفه
امام حسین

 


در فرهنگ پر افتخار شیعه، دو قیام و نهضت، جایگاه ویژه و برجسته‌ای دارند: یکی، «حماسه جاودانة حسینی» است که در گذشته روی داده و دیگری «انقلاب جهانی مهدوی» است که در آینده تحقق خواهد یافت. رهبر هر دو قیام، امام معصوم و از خاندان مطهّر پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) است.


«واقعه عاشورا» سر آغاز حیات، پویایی و بالندگی شیعه و «ظهور موعود»، نقطه اوج رشد، کمال و سعادت شیعه (و همه یکتاپرستان و صالحان) است. بین این دو نهضت، پیوند و ارتباطی وثیق و ناگسستنی وجود دارد و هر دو در امتداد هم و تکمیل‌کننده یکد‌یگرند. مهم ترین جلوه هر دو قیام، بروز و ظهور کامل «حق» و تشکیل جبهه «حق» در برابر گروه «باطل» است.

از نظر شیعه، مصاف نهایی حق (ایمان و نور و خیر) در برابر باطل (کفر و ظلمت و شرّ) در عصر ظهور و هنگام قیام جهانی امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف)، روی خواهد داد. این نهضت - که فراگیر، جهانی، گسترده و کوبنده خواهد بود- را بسیاری از ملت‌ها و شریعت‌ها، انتظار می‌کشند. وعده این مصاف نهایی-که منجر به نجات و رستگاری انسان‌ها می‌شود- در همه کتاب های آسمانی و آموزه‌های برخی ادیان دیگر بیان شده است.

با این حال، این قیام جهانی، متأثر از نهضت عاشورا و تکمیل کننده آن است. برای تبیین این موضوع و فهم چگونگی تأثیرگذاری و نقش حماسه حسینی بر قیام مهدوی و نیز مصاف نهایی حق و باطل، چند ره‌یافت و تحلیل ارائه می‌شود:

1. ره‌یافت فلسفی- تاریخی: بررسی پیوند هر دو قیام بر اساس فلسفه نظری تاریخ و بررسی نزاع و ستیز حق و باطل در طول تاریخ.

2. ره‌یافت نظامی: بررسی و ارائه روایاتی که نهضت مهدوی را در جهت انتقام‌گیری و خون‌خواهی از دشمنان خدا و قاتلین امام حسین (علیه‌السلام) معرفی می‌کند.

3. ره‌یافت سیاسی- دینی: بررسی آموزه‌ها، پیام‌ها، اهداف، انگیزه‌ها و برنامه‌های مشترک و همسان هر دو قیام، و تبیین نقش و تأثیر آموزه های عاشورا بر قیام مهدوی.

بر اساس این چند ره‌یافت، درصدد پاسخ‌گویی به این سۆال هستیم که: «آیا نهضت عاشورا، نقشی در مصاف نهایی حق و باطل دارد؟»

واقعه عاشورا، نمادی از یک خط سیر تاریخی است که در آن، حسینیان و یزیدیان، همواره با هم در نبرد هستند. عاشورا و قیام خونین حسین (علیه‌السلام)، آینده نگری مثبت پیامبران الهی را تحقق بخشید و باعث ایجاد انگیزه، جهت حفظ دین و امید به آیندة روشن اسلام در پرتو قیام جهانی امام زمان (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) گردید.

بی‌تردید آینده بشریت، مرهون خون عاشورا‌ئیان است؛ چرا که عاشورا، حلقة اتصال آغاز ظهور پیامبران آسمانی، با پایان راه تکاملی ادیان و استقرار عدل جهانی است. اگر راه پیامبران تداوم یافت و سیرة آنان در مقابلة با اشرار و گروه باطل، حفظ شد و اگر دین اسلام، پاینده و استوار ماند، به برکت خون های ریخته شده در عاشورا است.

 

حق و باطل

دو انگارة «حق» و «باطل»، از واژه های مهم و کلیدی در فرهنگ نامه دین جاودانه اسلام و دارای مفاهیم و معانی گسترده و گوناگون هستند، به گونه‌ای که در هر برهه‌ای از زمان، تجلیّات و نمودهای مختلفی داشته‌اند. مهم ترین نمودهای معنایی حق و باطل که در طول تاریخ، بروز و ظهور یافته‌اند را می‌توان در وجود دو گروه و جبهه مخالف هم، شناسایی کرد؛ گروه اول در جبهه خیر، ایمان و حق پرستی و گروه دیگر در جبهة شرّ، کفر، طغیان و فساد‌گری. در یک جبهه، پیامبران، اولیای الهی، یکتا پرستان، حق پویان، عدالت‌گرایان و مۆمنان قرار داشته و دارند و در جبهه مقابل، جبّاران، فراعنه، حاکمان ظلم و جور، مُترفان، ثروت‌اندوزان، کافران و حق ستیزان بوده و هستند.

عاشورا

در طول تاریخ، همواره، بین این دو گروه، نزاع، درگیری و چالش های فراوان وجود داشته است و در آینده نیز وجود خواهد داشت.

مبارزه و نزاع حق و باطل، در تاریخ بشری و مکاتب الهی، پیشینه‌ای دراز و طولانی دارد. باطل، در زمینه افکار و عقاید- چه در بُعد رفتار و اخلاق، چه در محور اجتماعی و حکومتی، و چه در زمینه فرهنگ و سیاست- به گونه‌ای بوده است که همه پیامبران، اوصیا و امامان با آن، مبارزه کرده‌اند. در این میان، سنت الهی نیز بر آن بوده که با نیروی حق، باطل را نابود سازد.

در همین راستا، بشر، شاهد دو قیام حق‌طلبانه و نهضت باطل ‌ستیزانه تأثیر‌گذار و شکوه‌مند بوده و خواهد بود:

1. نهضت عاشورایی امام حسین(علیه‌السلام)، در دهم محرم سال 61 هجری قمری.

2. قیام حق‌پویانه امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) در آخرالزمان.

پیوند‌ها و ارتباطات گسترده و مستقیم این دو قیام و نهضت، به گونه‌ای زیاد است که می‌توان گفت این‌ دو، در حقیقت، تکمیل‌کننده، تداوم‌بخش و در امتداد یک‌دیگر قرار گرفته‌اند. هر دو قیام، در جبهة «حق» تعریف می‌شوند و در برابر آن‌ها، گروه «باطل» (مفسدان، ستمگران، دین-ستیزان) قرار می‌گیرند.

هدف هر دو، اصلاح جامعة فاسد و رو به تباهی است و مهم‌ترین برنامه آن‌ها، احیای آموزه‌های والای دینی- انسانی و ریشه‌کنی ناهنجاری‌ها و موانع رشد و کمال انسان‌هاست.

پیام سیاسی- دینی این دو قیام، مبارزه با حکومت‌های جور و فساد، و عدم سازش با جباران و طاغوت‌ها است و هدف اصلی آن‌ها، رساندن جامعه بشری به تعالی و کمال نهایی – یعنی عبودیت و قرب خدای متعال- و ایجاد انقلاب و دگرگونی در اخلاق و رفتار ناپسند مردم است. یکی، آغازگر جهادی خونین و حماسه‌ای بی نظیر علیه ظلم و فساد و بی‌دینی است و دیگری، پایان‌بخش طومار عمر باطل و هدایت‌گر مبارزه نهایی علیه شرّ و کفر.

پیام سیاسی- دینی این دو قیام، مبارزه با حکومت‌های جور و فساد، و عدم سازش با جباران و طاغوت‌ها است و هدف اصلی آن‌ها، رساندن جامعة بشری به تعالی و کمال نهایی – یعنی عبودیت و قرب خدای متعال- و ایجاد انقلاب و دگرگونی در اخلاق و رفتار ناپسند مردم است. یکی، آغازگر جهادی خونین و حماسه‌ای بی نظیر علیه ظلم و فساد و بی‌دینی است و دیگری، پایان‌بخش طومار عمر باطل و هدایت‌گر مبارزة نهایی علیه شرّ و کفر

هر دو قیام در تداوم نهضت‌ها و انقلاب هایی است که در طول تاریخ، توسط پیامبران و صالحان، شکل گرفته‌اند و خود نیز منشأ و سرچشمه بسیاری از قیام‌های حق طلبانه و ظلم ستیزانه بوده ‌ و خواهند بود.

در این جا به بررسی پیوند‌ها و ارتباط‌های دو قیام حق‌طلبانه و نقش و تأثیرگذاری آن‌ها بر هم‌دیگر می‌پردازیم.

 

تحلیل فلسفی ـ تاریخی هر دو قیام

توضیح، تفسیر و تحلیل تاریخ بشری و ارتباط مستمر گذشته با حال و آینده، بر عهدة «فلسفه نظری تاریخ» است. بر اساس تعریفی جامع و کامل که نگارنده ارائه داده، فلسفه نظری تاریخ، کشف الگو و قوانین حاکم بر تاریخ و شناسایی اهداف، مسیرها و عوامل حرکت‌آفرین آن، جهت پیش‌ بینی آینده و معنا‌بخشی به حرکت تاریخ است.

قیام امام حسین(علیه‌السلام) و مهدی موعود (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف)، حلقه‌ای از حلقات مبارزة اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق، منتهی می‌شود. سر منزل و مقصد نهایی این مبارزه نیز حاکمیت اهل حق بر جهان، گسترش فضیلت های اخلاقی، ریشه‌کنی شرارت و رذالت و تحقق کمال اخلاقی و عقلانی است.

بر این اساس، نهضت امام حسین (علیه‌السلام)، در امتداد قیام های پیامبران و صالحان و یکی از حساس ترین و مهم ترین این مبارزات بوده است.

مهم ترین شاخصه و ویژگی آن- مانند سایر قیام های انبیا و اولیا- حق‌محوری و تلاش برای احیای حق و خیر و ایمان بوده است؛ همان گونه که مهم ترین شاخصه و ویژگی قیام مهدوی نیز، حق‌طلبی و تلاش برای حاکمیت خیر و ایمان و حق خواهد بود.

در کربلا و حماسه عاشورا، دو جمعیت و گروه، در مقابل یک‌دیگر قرار گرفتند: یک گروه، نماینده حق و حقیقت، ایمان و حق باوری، درستی و صداقت، شرف و کرامت، عبادت و طاعت و در یک کلمه، گروه «حق» بودند و گروه دیگر، نماینده شرّ و فساد، ظلم و تباهی، نفاق و بی ایمانی، پستی و رذالت و در یک کلمه، گروه «باطل».

فرآوری: ز هرا اجلال

بخش مهدویت تبیان

 


منابع:

سایت راسخون

پایگاه اطلاع رسانی حوزه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 توسط شكوفه
عهد

دعای عهد دعایی است كه رابطه‌ی بین ما و حضرت مهدی است.

امام رضا(علیه السلام) در قنوت نماز جمعه این دعا را می‌خواند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِه‏» خدایا مرا از انصار حضرت مهدی قرار بده. پدربزرگش است، هنوز امام زمان به دنیا نیامده. این خیلی مهم است.  

 

امام زمان(علیه‌السلام)، مهربان‌تر از پدر و مادر

«وَ شَبِیهِی وَ شَبِیهُ مُوسَى بْنِ عِمْرَان‏» (بحارالانوار/ج51/ص152)، «أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم‏» (بحارالانوار/ج25/ص116) به قدری حضرت مهدی مردم را دوست دارد، از پدر و مادر بیشتر مردم را دوست دارد.

این سیمایی كه از امام زمان گفته می‌شود، كه امام زمان می‌آید همه را گردن می‌زند و بكش، بكش و نهر خون است، درست نیست.

امام رضا می‌فرماید: «أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم » مهربان‌تر است بر مردم ،«یَكُونُ أَوْلَى بِالنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِم‏» (بحارالانوار/ج25/ص116)

 

علاقه باید جمعی باشد

در دعای عهد داریم كه: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا الْإِمَامَ الْمَهْدِیَّ الْقَائِمَ بِأَمْرِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ الطَّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»، «بلغ» به امام زمان ابلاغ كن، چه؟ «عَنْ جَمِیعِ» از طرف همه‌ی مۆمنین و مۆمنات «عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»

 

 كارهای خیر با نگاه جهانی، نه شخصی و محلّی

زیارت می‌رویم بگوییم كه این زیارت به نیابت از همه‌ی مۆمنین و مۆمنات. صدقه می‌دهیم بگوییم: دفع بلا از همه‌ی مۆمنین و مۆمنات. نگوییم: خدایا، مۆمنینی كه در این مسجد نماز خواندند بیامرز.

مگر ما منتظر امام بین المللی نیستیم؟ امام جهان باید مریدش هم جهانی فكر كند. كسی كه منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فكر كند. خودم و بچه‌ام و هیأت‌ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نكند. «عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»

دعای عهد می‌گوید: می‌خواهی با امام زمان صحبت كنی، بگو: «اللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلَانَا صاحب الزمان» خدایا مولای ما صاحب الزمان را به او برسان، چه؟ «عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِنَات‏»

علاقه و عمل در خط سیر، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏» یعنی مهدی جان من را از شیعیان قرار بده، منتها طبق آن چیزی كه تو گفتی

حذف مرز و شرط در دعاها

علاقه‌ بدون مرز

علاقه بدون مرز كجای دعا درمی‌آید؟ می‌گوید: «فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» در مشرق‌ها و مغرب‌ها، «وَ سَهْلِهَا وَ جَبَلِهَا» زمین‌های هموار كوهستانی، «وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا» دریا و خشكی، این دعا چقدر سازنده است.

چه اصراری داریم كه بگوییم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دریا و خشكی. سطحی و كوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خیلی قشنگ است.

علاقه بدون شرط

می‌فرماید: «حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم‏» خیلی قشنگ است. به شرط حیات هم نیست. «حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم»!

بعضی‌ها را می بینیم دعا می‌كنند خدایا تمام كسانی كه آرزومند هستند قسمت كن. می‌گویم یك عده هم آرزو ندارند. آنهایی هم كه آرزو ندارند آدم هستند.

بگوییم: خدایا آرزومندان را قسمت كن. آنهایی هم كه آرزو ندارند یك بصیرت و معرفتشان بده كه آنها هم آرزومند شوند. یك میلیارد كافر در چین است. اینها هیچ آرزوی زیارت امام رضا را ندارند. خوب بالاخره انسان هستند. خدایا تمام منحرفین را آنگونه هدایت كن كه آن لذتی كه ما از گفتگوی با حضرت مهدی می‌بریم آنها هم آن لذت را ببرند. نگو آرزومندان، آرزومندان و غیر آرزومندان را. این دعا آدم را باز می‌كند، می‌گوید: از خودت بیرون بیا.

دعای عهد می‌‌گوید: بزرگ شو.روحت را عظیم کن.در جزییات گیر نکن سلام می‌دهی،«عَنْ جَمِیعِ الْمُۆْمِنِینَ». بدون مرز «فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا» شرط ابدا«حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم»!

 

شریك كردن والدین در دعا و زیارت

بدون تاریخ، «وَ عَنْ وَالِدَیَّ وَ وُلْدِی وَ عَنِّی‏‏» ای امام زمان سلام می‌كنم از طرف خودم، و از طرف «والِدَیَّ» و «وُلدی» یعنی هم نسل گذشته، هم نسل آینده.

بدون حساب، سلام كه می‌كند نمی‌گوید: چه مقدار. می‌گوید كه: «وَ زِنَةَ عَرْشِ اللَّه‏» به وزن عرش خدا، «وَ مِدَادَ كَلِمَاتِه‏» به مقدار كلمات الهی، به مقدار وزن عرش خدا، «وَ مُنْتَهَى رِضَاه‏» آخرین درجه‌ی رضایت او، «وَ عَدَدَ مَا أَحْصَاهُ كِتَابُهُ» ‏به عدد آنچه كتاب شمارش كرده، «وَ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُه» به عدد علمت.

مهدی جان! ای امام زمان، سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هرچه كه نوشته شده، به عدد هرچه خدا بر آن علم دارد.

خیلی مهم است. ما وقتی شكر می‌كنیم می‌گوییم: خدایا، صد هزار مرتبه شكر! صد هزار مرتبه چیزی نیست. صد هزار تا یك مشت شكر است.

امام زمان

دختر كوچك امام حسین كه دیده كربلا پدرش را شهید كردند، اسیرش كردند، در كاخ ابن زیاد و یزید آمده وقتی می‌گویند: وضع چطور است؟ نمی‌گوید: الحمدلله صد هزار تا! می‌گوید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى‏» به عدد دانه‌های شن الحمدلله! دختر سه ساله می‌گوید: به اندازه‌ی دانه‌های شن، ولی ما چه می‌گوییم؟ صد هزار مرتبه! خیلی فكر ما كوچك است.

علاقه تازه به تازه، آخر یك كسی می‌گوید: دوست دارم، می‌رود كه می‌رود كه می‌رود. یك كسی هرروز زنگ می‌زند كه آقا دوستت دارم. می‌گوید: «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی كُلِّ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اُجَدِّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می‌كنم.

علاقه‌ی جمعی، علاقه‌ی بدون مرز، علاقه‌ی بدون شرط، علاقه‌ی بی حساب، به عدد وزن عرش خدا، علاقه‌ی بدون تاریخ، تاریخ گذشته «والدیَّ» تاریخ آینده «وُلدی». علاقه‌ی تازه به تازه، تازه به تازه، «اللَّهُمَّ أُجَدِّدُ لَهُ فِی هَذَا الْیَوْمِ وَ فِی كُلِّ یَوم»، «اُجَدِّدُ» یعنی هی تجدید می‌كنم، یعنی تازه به تازه.

 

عهد و عقد و بیعت با امام زمان(علیه‌السلام)

می‌گوید: «عَهْداً» بعد از عهداً می‌گوید «وَ عَقْداً» بعد از عقداً می‌گوید «وَ بَیْعَةً» مهندسی‌اش را می‌بینید.

عهد یعنی تعهد، در دعای عهد می‌گوییم: ای امام زمان سلام و صلوات بر تو، این سلام من عهد است. یعنی با تو تعهد می‌كنم. تعهد می‌كنم یعنی قرار می‌گذارم بین خودم و خدا، بعد می‌گوید: عهد كم است. پررنگش كن، «عقد»

عقد یعنی گره، دو نفر ممكن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» یعنی گره. می‌گویند: عروس را عقد كردند. پسر عقد كرد یعنی گره خورد. ممكن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسلیم نباشد. می‌گوید: «وَ بَیْعَةً»، تسلیم تسلیم است. یعنی هی پررنگش می‌كند.

«عهداً» تعهد با حضرت مهدی، «عقداً» عقد با امام زمان، «وَ بَیْعَةً» بیعت كنید با او و تسلیم شوید.

علاقه‌ی حتمی، می‌گوید: «فِی رَقَبَتِی» یعنی به گردن من، «رَقَبَ» یعنی گردن. «فِی رَقَبَتِی» علاقه‌ی حتمی، «فِی رَقَبَتِی» ممكن است كسی علاقه داشته باشد ولی افتخار نكند. می‌گوید: نه، علاقه‌ی افتخار آمیز.

آخر گاهی یك كسی نجار است، اما به شغلش افتخار نمی‌كند. می‌گوید: دیگر از خرجی زن و بچه‌ام آمدم نجار شدم. كارمند دولت است، می‌گوید: برای خرجی زن و بچه بود. ولی یك كسی افتخار می‌كند.

«وَ خَصَصْتَنِی بِهَذِهِ النِّعْمَةِ»، «شَرَّفْتَنِی، فَضَّلْتَنِی، خَصَصْتَنِی» یعنی خدایا افتخار می‌كنم كه مرا پذیرفتی كه مهر امام زمان در دل من است. معرفت امام زمان در دل من است.

 

یاری امام زمان(علیه‌السلام) تا سر حدّ شهادت

علاقه همراه با همه‌ی مراحل، می‌گوید: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَشْیَاعِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم.

آخر گاهی وقت‌ها انسان یك كسی را دوست دارد در حدی كه مثلاً یك میلیون به او وام بدهد. ولی می‌گوید: همسفر باشم، می‌گوید: نه، همسفر نه، بابا این پول را بگیر و خودت برو. عقب ما نیا.

گاهی یك كسی می‌گوید: عقب من بیا، پولت نمی‌دهم اما می‌خواهی بیایی در ماشین سوار شو تو را ببریم. یعنی از یك جهت یك جایی پررنگ است، یك جایی كمرنگ است.

می‌گوید: خدایا قرار بده مرا «أَنْصَارِهِ»، «وَ أَشْیَاعِهِ» شیعه،شیعه یعنی دنباله رو، «انصار» نصرت در جایی كه نیاز به كمك هست. شیعه یعنی من دنبال تو هستم. «وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ» از تو دفاع می‌كنم. كسی بگوید بالای چشمت ابرو است، برخورد می‌كنم. اینطور نیست كه من بگذارم هركسی هر چرندی بخواهد بگوید، بگوید. اگر كسی به اهل بیت حرف زشتی بزند، فتوا را ببینید حتی می‌شود او را كشت بدون اجازه‌ی حاكم شهر! قاضی هم نمی‌خواهد، دادگاه هم نمی‌خواهد. یك كسی از زبانش در رفت، نفهمید چه می‌گوید، نفهمید حسابش جداست. اما اگر یك كسی با علم و آگاهی، به زهرا جسارت كند، به امام زمان جسارت كند، امام (ره) فرمود: هركس سلمان رشدی را بكشد، جهاد كرده و اگر كسی در این راه كشته شود شهید است.

«وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ» ما اجازه نمی‌دهیم كه كسی جسارت كند. غیرت دینی داریم. تعصب داریم و افتخار هم می‌كنیم. اینكه می‌گویند: تعصب بد است. آدم متعصبی است، تعصب در كار شخصی بد است. مثلاً من روی لباسم تعصب دارم.

استقامتی ارزش دارد كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» باشد. یعنی استقامت در خط خدا، استقامت به امر خدا، می‌گوید: مهدی جان مرا جذب خودت كن، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏»

تعصب روی لهجه، فارس از فارس، ترك از ترك، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، این تعصب‌ها بد است. یعنی به خاطر لهجه كمكش می‌كنم. به خاطر همشهری گری تعصب می‌كنم. در انتخابات می‌گویم چون این همشهری من است. فامیل من است. همسایه‌ی من است. این تعصب‌ها بد است. اما اگر یك چیزی را فهمیدی این حق است، باقی‌ها باطل، آنجا كه حق است باید تعصب داشته باشی. انحصار طلبی در حق خوب است.

اول انحصار طلب خود خداست. چون می‌گوید: «لا اله» هیچكس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقی‌ها را دور بریز. انحصار طلبی است. بگوییم: نه ببین انحصار طلب نباش. یك جایی كه حق و باطل است، آدم باید هم این را داشته باشد، هم آن را. این فكر غلط است. آدم باید حق را داشته باشد، باطل را هم رها كند. اطاعت و استقامت در راه حق

علاقه‌ی عاشقانه، می‌گوید: «طَائِعاً غَیْرَ مُكْرَهٍ» مهدی جان، من این سلام‌هایی كه كردم روی عشق بود.

آخر ما نماز را می‌خوانیم اما نمازمان با عشق نیست. به همین خاطر می‌گویند: نماز خواندیم راحت شدیم. یعنی گیر افتاده بودیم. به بچه می‌گوییم: بلند شو نمازت را بخوان راحت شوی! یعنی گیر كرده است. نه، «طَائِعاً غَیْرَ مُكْرَهٍ» یعنی مهدی جان، من كه در دعای عهد با تو سلام می‌كنم، روی عشق زیارت می‌كنم نه روی اكراه!

علاقه و عمل در خط سیر، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏» یعنی مهدی جان من را از شیعیان قرار بده، منتها طبق آن چیزی كه تو گفتی. استقامت مهم نیست. خیلی‌ها مثلاً توده‌ای داشتیم سی سال زندان بود. بله ایشان مقاوم است. استقامتی مهم است كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» (فصلت/30) این استقامت مهم است. استقامت براساس الله. این مهم است. یا مثلاً «فَاسْتَقِمْ» استقامت كن. خوب توده‌ا‌ی‌ها هم استقامت می‌كنند. می‌گوید: نه، «كَما أُمِرْت‏» (هود/112) یعنی همانطور كه مأمور هستی. یعنی طبق امر ما استقامت كن نه طبق یك دندگی و لجبازی و سلیقه. اگر كسی یك سلیقه‌ای دارد روی سلیقه‌اش استقامت می‌كند، این استقامت نیست، یك دندگی است.

استقامتی ارزش دارد «كَما أُمِرْت‏»، كه طبق مأموریت باشد.

استقامتی ارزش دارد كه «قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ» باشد. یعنی استقامت در خط خدا، استقامت به امر خدا، می‌گوید: مهدی جان مرا جذب خودت كن، «عَلَى طَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِك‏»

اللهم عجل لولیک الفرج

فرآوری : زهرا اجلال

بخش مهدویت تبیان


منبع :

بیانات حجت الاسلام قرائتی

سایت حوزه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 توسط شكوفه

امام زمان
نیابت عام

پس از مرگ چهارمین نایب خاص امام در سال 329 قمری، غیبت کبرا آغاز شد. شیعیان که تا کنون درباره مسائل خود به امامان مراجعه می کردند، حالا با غیبت امام و دسترسی نداشتن به ایشان، باید درباره مسائل خود به کسی مراجعه می کردند. در این زمان بود که هدایت شیعیان با عنوان نیابت عام از سوی حضرت شکل گرفت. امام برای انتخاب این برگزیدگان، شرایط و ویژگی های کلی ای ذکر کرد تا در هر عصر، فرد یا افراد شاخصی که این ویژگی ها را داشتند، به عنوان نایب امام شناخته شوند و به نیابت از ایشان، سرپرستی و هدایت مردم را درباره مسائل دینی و دنیایی آنان به عهده بگیرند.

اسحاق بن یعقوب، یکی از یاران و وکیلان امام، دربار تکلیف شیعیان در غیبت کبرا از امام پرسید و امام در توقیعی چنین پاسخ داد: «... در پیش آمدهایی که [برای شما] رخ می دهد، باید به راویان اخبار ما (دانشمندان علوم دینی) رجوع کنید. ایشان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنانم».(1)

این موضوع در زمان امامان پیشین هم پیش بینی شده بود. امام حسن عسکری (علیه السلام) از قول پدر بزرگوارش امام هادی (علیه السلام)) فرمود: اگر نبود دانشمندانی که پس از غیبت قائم شما، به سوی او دعوت می کنند و به سوی او رهنمون می شوند و با دلایل الهی از دین او دفاع می کنند و بندگان ناتوان خدا را از دامهای شیطان و مریدهای شیطانی و از دام های دشمنان ائمه نجات می دهند، احدی نمی ماند، جز این که از دین خدا مرتد می شد؛ ولی این دانشمندان، زمام دل ضعیفان شیعه را به دست می گیرند؛ همان گونه که ناخدا، زمام کشتی را به دست می گیرد (وسرنشین های کشتی را از خطر مرگ حفظ می کند.) اینها نزد خدای تبارک و تعالی برترین هستند».(2)

هم چنین امام حسن عسکری (علیه السلام)) درباره فقیهان راستین، ویژگی های آنها و مسئولیت جامعه در برابر آنها فرموده است»: «هر یک از فقیهان که بر نفس خود مسلط باشند و دین خود را حفظ کنند و با هوای نفس خود مخالفت ورزند و امر خدا را اطاعت کنند، بر همگان واجب است از او تقلید کنند».(3)

از امام صادق (علیه السلام)) هم در این باره نقل کرده اند: «هر کدام از شما که حدیث ما را روایت کند و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و احکام ما را بداند، باید به حکم بودن او رضایت دهند که من او را بر شما حاکم قرار دادم».(4)



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 توسط شكوفه

 


امروزه بحث پیرامون مهدویت و مسائل حاشیه ای در مورد آن فراوان است.یکی از این مسائل ، فوائد و فلسفه رفتن به مسجد جمکران و ادای نماز و دعا در این مکان می باشد. در این زمینه باید گفت که رفتن به جمکران و نماز و عبادت در آن جا سفارش شده و بزرگان و مۆمنان همواره به انجام دادن آن همت داشته‌اند.

 


جمکران
محل‌های منسوب به امام زمان

حضرت مهدی(عج) دستور خواندن دو رکعت نماز تحیت و دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) را به این ترتیب داده‌اند:

1- دو رکعت تحیت مسجد که در هر رکعت یک بار حمد و هفت بار توحید و ذکر رکوع و سجود را هفت بار بخواند.

2- دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) هنگام خواندن سوره حمد، آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را صد بار بگوید و بعد از آن حمد را تا آخر بخواند و رکعت دوم نیز همین‌طوری بخواند و ذکر رکوع و سجود را نیز هفت بار بگوید و چون نماز تمام شد، یک بار لااله‌الا‌الله و سپس تسبیح حضرت زهرا(س) را بخواند و بعد از آن سر به سجده بگذارد و صد مرتبه صلوات بفرستد.

محل‌های منتسب به امام زمان(عج) در کجا هستند؟

براساس روایات، برخی از مکان‌های مقدس برای دعا به امام زمان(عج) سفارش خاص شده است؛ از جمله:

1-  مسجدالحرام و صحرای عرفات در شهر مکه

2- حرم عسکریین و سرداب مقدس در شهر سامرا

3- محل‌های منسوب به حضرت در شهر کوفه از قبیل مسجد کوفه، مسجد سهله، مسجد صعصعه

4- حرم هر یک از امامان، مخصوصاً حرم امام حسین(علیه السلام) و حرم امام رضا(علیه السلام)

5-  مسجد مقدس جمکران در شهر قم

 

تاریخچه مسجد مقدس جمکران چیست؟

در کتاب «نجم‌الثاقب» محدث نوری، به طور مفصل تاریخچه مسجد مقدس جمکران آمده است، اما در این جا به صورت مختصر بیان می‌کنیم:

شیخ حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: من شب سه شنبه، هفدهم ماه مبارک رمضان سال 273 هجری در خانه خود خوابیده بودم که ناگهان عده‌ای از مردم به در خانه من آمدند و در حالی که نیمی از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و خواسته امام مهدی(عج) را اجابت کن که تو را می‌خواند»، حسن بن مثله جمکرانی می‌گوید: ‌برخاستم و به در خانه آمدم، جماعتی از بزرگان را دیدم؛ سلام کردم، جواب دادند و آن‌گاه مرا آوردند تا جایگاهی که اکنون مسجد است. دیدم تختی گذاشته‌اند و فرشی بر آن پهن کرده‌اند و ...؛ جوانی سی‌ ساله بر آن بالش‌ها تکیه کرده و شخصی پیر در مقابل او نشسته و کتابی در دست گرفته و می‌خواند، آن پیرمرد حضرت خضر(علیه السلام) بود.

آن پیرمرد مرا نشاند و امام(عج) به من فرمود: «برو و به حسن بن مسلم بگو که تو چند سال است که در این زمین می‌کاری و ما خراب می‌کنیم و پنج سال است که زراعت می‌کنی و امسال دوباره زراعت کردی، دیگر اجازه نداری که در این زمین زراعت کنی و باید هر نفعی که از این زمین برده‌ای، برگردانی تا در این مکان مسجد بنا کنند، به او بگو: حق تعالی این زمین را از میان زمین‌های دیگر برگزیده است و تو آن را همراه زمین خود گرفتی و حال آن که خداوند به سبب این عمل تو، دو پسر جوانت را از تو گرفت و تو بیدار نشدی»!.

حسن بن مثله گفت: ای مولای من، باید لیل و نشانی بر گفته شما داشته باشم تا مردم حرف مرا تصدیق کنند.

حضرت(عج) فرمود: «ما در این جا علامت‌گذاری می‌کنیم، تا تو را تصدیق کنند، تو نزد سید ابوالحسن برو و بگو تا حسن بن مسلم را حاضر کند و در‌آمد چند ساله این زمین را از او بگیرد و خرج بنای مسجد کند و مابقی مخارج مسجد را از «رهق» (یکی از روستاهای کاشان) بیاورد و مسجد را تمام کند».

 

کیفیت نماز مسجد جمکران چگونه است؟

حضرت(عج) دستور خواندن دو رکعت نماز تحیت و دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) را به این ترتیب داده‌اند:

1- دو رکعت تحیت مسجد که در هر رکعت یک بار حمد و هفت بار توحید و ذکر رکوع و سجود را هفت بار بخواند.

2- دو رکعت نماز صاحب‌الزمان(عج) هنگام خواندن سوره حمد، آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را صد بار بگوید و بعد از آن حمد را تا آخر بخواند و رکعت دوم نیز همین‌طوری بخواند و ذکر رکوع و سجود را نیز هفت بار بگوید و چون نماز تمام شد، یک بار لااله‌الا‌الله و سپس تسبیح حضرت زهرا(س) را بخواند و بعد از آن سر به سجده بگذارد و صد مرتبه صلوات بفرستد.

 

چرا مردم شب‌های چهارشنبه بیشتر به مسجد مقدس جمکران می‌روند؟

چون در حکایت حسن بن مثله جمکرانی و سفارش حضرت مهدی(عج) به وی برای تأسیس مسجد مقدس جمکران آمده است که امام زمان(عج) فرمودند:‌ «فردا شب (شب چهارشنبه) آن گوسفند را همین جا (مکان مسجد جمکران) بیاور و ذبح کن و روز چهارشنبه که هجدهم ماه رمضان است، گوشت آن را به بیماران انفاق کن که خداوند متعال، آن‌ها را شفا عنایت می‌کند».

جمکران

بنابراین این سخن و دستور امام(عج) به حسن بن مثله سبب شده تا مردم برای شب چهارشنبه ارزش خاصی قائل شوند و در این شب از شهرها دور و نزدیک به مسجد مقدس جمکران مشرف شوند.

 

چهل بار رفتن به مسجد مقدس جمکران چه حسنی دارد؟

عدد چهل و چله‌گیری، ریشه مذهب دارد و تکرار چهل بار در بعضی از اعمال مستحب، وارد شده است. بعضی از علما و مۆمنان نیز در بعضی اماکن نظیر مسجد سهله و ... برای برآوردن حاجات خود چهل شب بیتوته می‌کنند؛ چنان که در امت‌های گذشته نیز حضرت موسی(علیه السلام) چهل شب در کوه طور به عبادت خداوند مشغول بوده است. البته دلیل روایی خاصی مبنی بر چهل بار رفتن به جمکران وجود ندارد، ‌ولی در مجموع رفتن به جمکران و نماز و عبادت در آن جا سفارش شده و بزرگان و مۆمنان همواره به انجام دادن آن همت داشته‌اند.

 

درباره چاه عریضه در مسجد جمکران توضیح دهید.

عریضه‌نویسی و به عبارتی عرض توسل و تقاضای حاجت از خداوند، از روایاتی سرچشمه گرفته که در این باره نقل شده است.

در برخی کتاب‌ها، درباره عریضه به محضر مقدس ولی عصر(عج) متن عریضه و شیوه طرح آن، نکاتی آمده است. مرحوم محدث‌قمی می‌نویسد: «هر کس در ضریح ائمه(علیهم السلام) عریضه و کاغذی را ببندد و مهر کند و آن را در نهر یا چاه آب و یا برکه‌ای بیندازد و به نیت حضرت صاحب‌الزمان(عج) حاجت خود را ذکر کند، آن بزرگوار عهده‌دار برآوردن شدن حاجات وی می‌شود».

بر همین اساس، چاهی در مسجد مقدس جمکران وجود دارد. اما این چاه خصوصیتی ندارد و انسان می‌تواند برای توسل و عرض حاجت به محضر حضرت، در آن چاه یا چاه و نهر دیگری، عریضه خود را بیندازد، پس نباید تصور کرد که این چاه جزیی از مسجد جمکران به شمار می‌آید و به دستور حضرت حفر و به این منظور لحاظ شده است، حضرت(عج) نامه‌هایی را که در آن انداخته می‌شود، حتما می‌خواند، بلکه رفته رفته برای آسان شدن عریضه‌نویسی، چاهی در مسجد جمکران حفر شد.

 

چه کراماتی از مسجد جمکران دیده شده است؟

حضرت آیت‌الله فاضل فرمودند: «در دوران طلبگی، خیلی به مسجد جمکران می‌رفتم، شاید بیش‌تر از پانصد مرتبه باشد و کرامات زیادی در این مسجد مقدس دیده و شنیده‌ام».

برای نمونه شخصی در اثر عمل جراحی لال شده بود و دکترها جوابش کرده بودند، آقای علوی فرمود: «چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران برو، اگر شفایی هست در آن جاست»، او نیز تصمیم جدی می‌گیرد تا برای چهل هفته با هواپیما از مشهد مقدس به تهران رفته و شب چهارشنبه به مسجد جمکران بیاید، در هفته سی و هشتم در حال سجده، یک وقت می‌فهمد که همه جا نورانی شده است و آقایی وارد شد و مردم به دنبالش می‌گویند، حضرت حجت(عج) است، خیلی ناراحت می‌شود که نمی‌تواند سلام کند، لذا کنار رفته، ولی‌عصر(عج) نزدیک او می‌آید و می‌فرماید: «سلام کن»!

اشاره به زبان می‌کند که من لال هستم وگرنه بی‌ادب نیستم، حضرت(عج) بار دوم می‌فرماید: «سلام کن»! بلافاصله زبانش باز می‌شود و سلام می‌کند و به برکات مسجد جمکران، حضرت(عج) او را شفا می‌دهد.

فرآوری : زهرا اجلال 

بخش مهدویت تبیان 


منابع :

اندیشه قم

سایت حوزه

سایت مطهر


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 توسط شكوفه