آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

چگونه مى شود اثبات كردكه مهدى واقعاً در تاریخ وجود داشته است شايد شرايط خاص روحى- روانى اين باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد اين اصل كه مهدى رهبر موعود و منجى عالم بشریت است به صورت عام در احاديث نبوى، و به صورت خاص در روايات ائمه اهل بيت (ع)آمده است. در اين روايات مسأله به گونه ای مورد تاکید قرارگرفته كه جاى هيچ گونه شكى باقى نمی گذارد وچهارصد حديث فقط از طريق اهل سنت شمارش شده كه به ضميمه روايات شيعه به بيش از شش هزار روايت مى رسد و چنين آمارى بسيار بالاست. در مورد خيلى از مسائل بديهى اسلام كه مسلمانان به آن معتقدند، اين همه روايت وارد نشده است.
اما تجسم اين انديشه در وجود امام دوازدهم (ع)هم دلايل كافى دارد كه كاملاًا قناع كننده است. اين دلايل را مى توان در دو دليل نقلى و علمى، خلاصه كرد: دليل نقلى، وجود امام موعود را اثبات می کند ودليل علمى، ثابت می کندكه مهدى (ع)یک اسطوره ویک فرضيه نيست، بلكه حقيقتى است كه وجود او در تاریخ لمس شده است.
اما دلیل نقلی صدها روايت و حديث از پیامبر اكرم (ص)و ائمه اهل بيت (ع)رسيده است كه می گوید مهدى موعود داراى اين خصوصيات است: از اهل بيت است، از فرزندان فاطمه است، از نسل حسين ونهمين فرزند آن حضرت است. ورواياتى كه می گوید جانشينان پيامبر(ص)دوازده نفر مى باشند.
اين روايات، مهدى موعود را در شخص امام دوازدهم، منحصر و متعين می کند وبا اينكه ائمه (ع)براى حفظ آن حضرت از ترور وقتل سعى داشتند مسأله در سطح عمومى مطرح نشود، در عين حال روايات زیادى در اين زمينه وارد شده است. البته زيادى روايت به تنهايى نمى تواند مقبوليت آن را برساند، بلكه در اين جا قرینه وگواه خاصى وجود دارد كه دليل بر صحت اين روايات است. در حديث شریف نبوى، سخن از امامان، جانشينان، اميران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احاديث مختلف است در بعضى دوازده امام و در بعضى دوازده خليفه ودر بعضى دیگر دوازده امير، ذكر شده است. بعضى از مؤلفان، اين احاديث را بيش از دویست وهفتاد شمارش كرده اندكه همگى ازکتابهای معتبر شيعه وسنى از قبيل صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ترمذى، سنن ابوداود، مسند احمد و مستدرک حاكم نقل شده است.
اما دلیل علمی : دليل علمى تجربه است، تجربه اى كه مدت زمان هفتاد سال گروهى از مردم با آن زندگى كردند يعنى "غیبت صغرى ". غیبت صغرى برگزارشد تا مردم به تدريج با غیبت خو بگيرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از ديده ها پنهان بود ولى از طریق وكيلان وياران مورد وثوق )نواب اربعه( با مردم ارتباط داشت. در اين مدت، چهار تن از پاکترین و باتقواترين مؤمنان، نيابت وجانشينى آن حضرت را بر عهده داشتند ودر مدت هفتاد سال واسطه ميان او ومردم بوده اند وهيچ كسى در هيچ زمينه اى خطايى از آنان نديده و نشنيده است.
آیا تصور می كنيد امكان داشته باشد يک دروغ، هفتاد سال دوام بياورد وچهار نفر با هماهنگى كامل ويکصدا، يک نقش را بازى كنندآنان با رفتار صميمانه خود چنان در مردم ايجاد اطمينان كرده بودندكه همه به گفتار وكردار آنان ايمان داشتند. آیا مى شود اين چهار تن به گونه ای نقش بازى كنندكه هيچ كس به حقيقت پى نبرد در حالى كه اين افراد هيچ رابطه خاصى با هم نداشته اند تا بگوييم در اين قضيه تبانى كرده بودند. از قديم گفته اند: طناب دروغ، كوتاه است. امكان ندارد يک دروغ بتواند بدين شكل دوام بياورد ودر تمام اين مدت وبا همه بده و بستان ها وروابط مختلف موضوع كشف نگردد وهمه به درستى آن ايمان داشته باشند. بدينسان در مى يابيم كه پديده غیبت صغرى مى تواند به عنوان يک آزموده علمى، دليل بر واقعيت خارجى يک موضوع باشد و آن وجود، زندگى و سپس غیبت حضرت مهدى (ع)است. آن حضرت پس از غیبت صغرى، خود اعلان كرده است كه در پرده غیبت كبرى خواهد رفت واز نظرها پنهان خواهدگشت وهيچ كسى او را نخواهد ديد. (1) 

1. نشريه موعود شماره 14 ص 80 (مقاله شهيد سيد محمد باقر صدر).

http://www.montazar.net


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 توسط شكوفه

در منابع زرتشتيان تصريحات بسيارى به ظهور حضرت مهدى (ع) شده است كه قسمتى از آن ها را در اين جا مى آوريم: دركتاب زند كه ازكتب مقدسه زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید:لشكر اهريمنان با ايزدان، دايم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهريمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ايزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ايزدان كه فرزندان اويند يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پيروزى بزرگ از طرف ايزدان مى شود و اهريمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلى خود رسيده، بنى آدم بر تخت نيكبختى خواهند نشست .(1)
در بخش گات ها كه يكى از بخش هاى چهارگانه اوستا ست، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسيطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى اين گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پايان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاريم از آنانى باشيم كه زندگى تازه كنند. كى اى مزدا بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد، با آموزش هاى فزايش بخش پر خرد رهانندگان، كيانند آنانى كه بهمن به يارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اى اهورا بهمن را نماينده توانايى و منش نيك وراستى وپارسايى دادار اهور مزدا، تفسير كرده اند (2)
جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گويد: پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه هاى مكه پيدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چيز خورد، وبه روش بندگان نشيند، واو را سايه نباشد وازپشت سر، مثل پيش رو ببيند. دين او اشرف اديان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را . واز فرزندان دختر آن پيغمبركه خورشيد جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد در ميان دنياكه مکه باشد ودولت اوتا به قيامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنيا تمام شود... همه جهان را يك دين كند ودين گبرى وزرتشتى نماند، وپيغمبران خدا وحكيمان وپرى زادان وديوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفيدرويان در خدمت او باشند... (3)
در زند و هومن یسن از ظهور شخصيت فوق العاده اى بنام سوشيانس نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنين مى گويد. نشانه هاى شگفت انگيزى در آسمان پديد آيدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنيا پيام مى فرستند. سوشيانس دين را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند.(4)لازم به ياد آورى است كه اعتقاد يه ظهور سوسیانس در ميان ملت ايران باستان به اندازه اى رايج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشيب هاى زندگى با يادآورى ظهور چنين نجات دهنده مقتدرى، خود را از يأس ونا اميدى نجات مى دادند. (5)

1- بشارت عهدین ص237
2- بشارات عهدين استدراكات، پس از مقدمه چاپ دوم ص 10 و 11.
3- لمعات النور، ج 1 ص 23- 25.
4- او خواهد آمد على اكبر مهدى پور، ص 08 1 و 121 و 122.
5- ظهور حضرت مهدى (ع) از دیدگاه اسلام ، مذاهب و ملل جهان، هاشمى شهيدى ص 355.

http://mahdinet.net/


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 توسط شكوفه

 دركتاب هاى مذهبى مقدسى كه در ميان هنديان به عنوان كتاب هاى آسمانی شناخته شده و آورندگان اين كتاب ها به عنوان پيامبر شناخته مى شوند، تصريحات بسيارى به وجود مقدس مهدى موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتى از آن ها را مى آوريم: دركتاب اوپانيشاد كه يكى ازكتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مى رود، بشارت ظهور مهدى موعود(ع) چنين آمده است: "اين مظهر ويشنو مظهر دهم در انقضاى كلى يا عصرآهن، سوار بر اسب سفيدى، در حالى كه شمشير برهنه درخشانى به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مى شود و شريران را هلاک مى سازد .
دركتاب باسك كه ازكتب مقدسه آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولى عصر(ع) چنين آمده است دور دنيا تمام مى شود . پادشاه عادلى در آخرالزمان، كه پيشواى ملائكه و پريان و آدميان باشد و حق و راستى با او باشد و آن چه در دریا و زمين ها وكوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان ها و زمين و آن چه باشد خبر مى دهد و از او بزرگ تر كسى به دنيا نيايد.
دركتاب پاتيكل نيزكه ازكتب مقدسه هندويان است، بشارت ظهور حضرت چنين آمده است: چون مدت روز تمام شود، دنياى كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پيدا شود؟ از فرزندان دو پيشواى بزرگ جهان كه يكى ناموس آخرالزمان و ديگرى صديق اكبر يعنى وصی بزرگتر وى كه پشن نام دارد و نام آن صاحب ملك تازه راهنما است. به حق پادشاه شود و خليفه رام باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد....در اين بشارت، مقصود ازناموس آخرالزمان پيامبر اسلا(ص) است. پشن نام هندى حضرت على (ع) است صاحب ملك تازه ، حضرت ولى عصر(ع) است و راهنما نام مبارك حضرت مهدى (ع) است وكله رام به لغت سانسكريتى، نام اقدس حضرت احدیت است .
دركتاب وشن جوك نيز بشارت به ظهور حضرت آمد ه است: آخر دنيا به كسى برمى گردد كه خدا را دوست مى دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او خجسته و فرخنده باشد. دركتاب دید كه ازكتب مقدسه هنديان است آمده كه: پس از خرابى دنيا، پادشاهى در آخرالزمان پيدا شودكه پيشواى خلايق باشد و نام منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به دين خود درآورد... دركتاب دادتگ نيزآمده است: بعد از آن كه مسلمانى به هم رسد، در آخرالزمان، و اسلام در ميان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و برطرف شود و دنيا مملو از ظلم و ستم شود. دست حق به در آيد و جانشين آخر ممتاطا(1)ظهوركند و شرق و مغرب عالم را بگيرد .
و دركتاب ريگ و دا آمده است كه: ويشنو در ميان مردم ظاهر مى گردد... او از همه كس قوى تر است... در يك دست ويشنو نجات دهنده شمشيرى به مانند ستاره دنباله دار و در دست ديگرش انگشترى درخشنده دارد، هنگام ظهور وى، خورشيد و ماه تاريك مى شوند و زمين خواهد لرزيد
دركتاب شاكمونى نيزكه ازكتب مقدسه هنديان است آمده: پادشاهى و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان گشن بزرگوار تمام شود، و اوكسى باشدكه بركوه هاى مشرق و مغرب دنيا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود و فرشتگان، كاركنان او باشند دين خدا يك دين شود و زنده گردد و نام او ايستاده باشد و خداشناس باشد. گشن در لغت هندى نام پيامبر(ص) است و حضرت مهدى (ع) به نام ايستاده و خداشناس مى خوانند(2)

 1- در زبان هندى به معنى محمد، است.
2- اديان و مهدويت محمد بهشتى ص 16 ظهور حضرت مهدى (ع) ازديدگاه اسلام مذهب و ملل جهان، هاشمی شهيدى ص302.

http://mahdinet.net/


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 توسط شكوفه

ايده ظهور منجى بزرگ که با خروج خود، عدل و قسط، گشايش و آسايش را در مقطع پايانى تاريخ حيات انسان، به ارمغان خواهد آورد و به ستم و تجاوز ظالمان در پهنه كره خاكى پايان خواهد بخشيد و دولت كریمه عدل پرور و دادگسترى را بنيان خواهد نهاد، عقيده اى است كه پيروان اديان سه گانه ابراهيمى و بخش چشم گيرى از ساير ملل بدان ايمان داشته و دارند . يهوديان مانند مسيحيان كه به بازگشت عيسى (ع) معتقدند به ظهور يك منجى مى انديشند و همان گونه كه زرتشتيان در انتظار رجعت بهرام شاه اند، نصرانيان حبشى نيز چشم به راه ظهور پادشاه خودتئودور موعود هستند و هندوها نيز به خروج ويشنو دل بسته اند و مجوسى ها به زنده بودن هوشيدر اعتقاد راسخ دارند و بودايى ها منتظر باز آمدن بودا و اسپانيايى ها مترقب بزرگ خود رودريك اند و اقوام مغول هم رهبر خود چنگيز را منجى بزرگ مى شمارند. هم چنين ايده ظهور منجى در مصر باستان هم رواج داشته است، همان گونه كه در متون كهن چينى نيز ديده شده است. (1) دركنار اين حقايق تكان دهنده، تصريحات قابل توجهى ازنوابغ مغرب زمين و انديشمندان آن ديار مى يابيم، مبنى بر اين كه جهان در انتظار مصلح كبيرى است كه سر رشته امور را به دست خواهدگرفت و جامعه بشرى را زير يك پرچم و به دنبال يك هدف، گرد هم خواهد آورد. مانند فيلسوف شهير انگليسى برتراند راسل كه مى گويد: دنيا چشم به راه مصلحى است كه همگان را در سايه يك پرچم و يك شعار متحد سا زد.
متفكر ديگر، پروفسور آلبرت انيشتاين، اين گونه اظهار مى كند: فرا رسيدن آن روزى كه در جاى جاى جهان، صلح و صفا حكومت كند همه اعضاى جامعه بشرى با يكديگر دوست و برادر باشند، ديرى نخواهد پاييد. در اين ميان، سخن فيلسوف نامدار انگليسى برناردشار شايان توجه است. وى دركتاب خودبشر و ابرمرد به ظهور يك مصلح بشارت مى دهد. در اين زمينه، استاد بزرگ عباس محمود العقاد مى نویسد : به نظرِ ما ابرمرد مورد نظرِ شار، صرفاً يك فرضيه و امرى ناشدنى نيست و فراخوانى بشر به سوى چنين مصلحى توسط شار از حقيقتى ثابت و واقعيتى اصيل ريشه گرفته است. على رغم وجود مذاهب مختلف اسلامى و تفاوت هاى مهدى در روايات 717 عقيدتى ناشى از آن، همه مسلمانان طبق بشارت رسول اكرم (ص) به ظهور امام مهدى (ع)در آخر الزمان اعتقاد راسخ دارند. بسيارى از علماى اهل سنت، از قرن سوم هجرى تا امروز بدين معنا تصریح كرده اند.
اساساً ميان مسلمانان ديگر پیروان اديان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور يك منجى در آخر الزمان هيچ گونه اختلافى نيست، هر چند در مصداق آن ميان مسلمانان و ديگران اختلافاتى وجود دارد، ليكن تمامى امت اسلامى بر اين باورند كه اسم مبارك وى محمد و لقب او مهدى است.(2)

1- المهدیه فی الاسلام سعد محمد حسن ص 43.
2- درانتظار ققنوس، مهدى عليزاده، ص 47.

http://www.montazar.ne



نوشته شده در تاريخ شنبه دهم اردیبهشت 1390 توسط شكوفه
نظام سلطه جهانى وجبهه استكبار براى استمرار بخشيدن به نفوذ وتسلط وحفظ منافع نامشروع خود، با دقت فراوان، امكانات ونقاط قوت جهان اسلام را زير نظر دارد تا آن ها را به دقت شناسايى كرده و نابود سازد . يكى از اين نقاط قوت، انديشه رهايى بخشِ "مهدى باورى " است كه درخط مشى مبارزاتى امت مسلمان از جايگاه استراتژيكى برخوردار است. از اين رو استكبار جهانى، سناريوهاى متعددى را جهت تضعيف ونابودى اين انديشه مقدس طراحى كرده و متناوباً به اجراگذارده است كه به برخى از آن ها اشاره مي كنيم: 1. دخالت مستقيم و حمايت از پروسه شخصيت پردازى و مهدى تراشى: حمايت خائنانه استعمارگران وجبهه استكبار از مدعيان مهدولت مانند مهدى الصومال در آفريقا، سيد على محمد باب، حسينعلى بهاء وسيد محمد نوربخش در ايران، ميرزا غلام احمد قاديانى در پاكستان، سيد محمد جونپورى در هند ومحمد بن عبدالله القحطانى در حجاز، به خوبى روشنگر اهداف شوم وپليد آنان است 2. تخريب پايه هاى فكرى مهدى باورى از طريق ژست هاى علمي وبه ظاهر شرق شناسى: نظام سلطه زير نقاب شرق شناسى، سربازان صليبى خود مانند فان فلوتن، گلدزيهر يهودى ، ولهوسن پروكيلمن ودونالد سن را با نام مستشرق، راهى كشورهاى اسلامي كرد تا شايد از طريق شبهه سازى وترديد افكنى، اذهان افراد غير متخصص وغير آشنا با مبانى دقيق اسلامي را مشوب سازند كه متأسفانه در اين باب به توفيقاتى هم نايل شدند واسلام گرايانى چون )احمد امين ( و محمد رشيد رضا را به اين دام كشيدند. 3. پرورش و حمايت از خودباختگان سرسپرده داخلى: كوته فكرانى چون احمد كسروى، شريعت سنگلجي، سلمان رشدى و احمد الكاتب طعمه هاى خوبى بودند كه استكبار جهانى آنان را به راحتى يا اعطاى مدال هاى نويسنده آزاد انديشه، متفكر منصف وپژوهنده روشنفكر به دام خود بكشند وبه آنان گوشزد كنند كه هر لقب وعنوان در برابر يك ضربه به اصول وباورها يا دهن كجى به مفاخر وارزش ها، نصيب شان خواهد شد 4. انتشار تبليغات مسموم رسانه اى: مانند ساخت سريالى به نام نوسترا داموس كه به مدت سه ماه متوالى از شبكه تلويريونى آمريكا پخش شد و هدف از آن به تصويركشيدن چهره اى خشن وگرفتارِ جنون قدرت از مهدى موعود )نستجير بالله ( وتحريك عواطف ملل غربى عليه اسلام و منجى موعود آن بود. تحريف انديشه ناب مهدويت از طريق ارايه مقالات به ظاهر تحقيقى دركتب معتبر(1) 1. درانتظار ققنوس ص 309. http://www.montazar.net
نوشته شده در تاريخ شنبه دهم اردیبهشت 1390 توسط شكوفه