آفتاب پنهاني"جانم فدای محمد رسول الله و اهل بیت پاکش"
 
طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني* ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

جستجو

دوستان من

امام صادق

بنا به حکم «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ ؛ تنها خدا می داند كه مقام رسالت را در كجا قرار دهد» (1) رسالت یک منصب الهی است ؛ یعنی تنها خدا می داند چه کسی شایستگی رسالت دارد و بر اساس همین علم پیامبر را انتخاب کرده و به رسالت بر می گزیند.


شیعه معتقد است که این گزینش و انتصاب در رسالت خلاصه نشده و با غدیر و آیات آن ثابت می کند که امامت نیز چنین سازوکاری دارد؛ یعنی امام کسی نیست که بتوان با نشست سقیفه و مانند آن او را تعیین کرد؛ بلکه امام کسی است که به نص الهی تعیین و در غدیر و دیگر روایات معرفی می شود.

مسلم در صحیح خود از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کند: «لا یزالُ الدِّینُ قائِماً حَتّی تَقوُمَ السّاعَةُ وَ یكُونَ عَلَیهِمْ اِثنا عَشَرَ خَلِیفَةً كُلُّهُم مِنْ قُرَیشٍ ؛ دین همیشه بر پا است تا قیام قیامت و بر ایشان دوازده خلیفه كه همگی از قریشند ، فرمانروا باشند.» (2)

بی تردید اخبار و روایاتی از این دست که در مصادر شیعه و سنی کم نیست (3) جز بر مذهب شیعه دوازده امامی تطبیق نمی‌شود.

فراتر از بیان تعداد در روایاتی نام فرد فرد آنها نیز ذکر شده است. ابن عباس نقل می‌كند كه مردی یهودی به نام «نعثل» چند سوال درباره توحید از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله پرسید ؛ حضرت پاسخ دادند. نعثل قانع شد و اسلام آورد. بعد عرض كرد یا رسول الله هر پیغمبری وصیی داشته ؛ وصی شما كیست؟ حضرت فرمود: «وصی من علی بن ابی طالب است و بعد از او دو نوه ام حسن و حسین و پس از حسین، نُه امام دیگر که از نسل حسین هستند» ، نعثل عرض كرد: یا محمد! اسامی آنها را برای من بیان فرما. که در اینجا حضرت از امام حسین علیه السلام نام هر یک از امامان را برده و معرفی می کند. سپس نعثل طرز به شهادت رسیدن هر یك را سئوال كرد و حضرت جواب داد.

آنگاه نعثل گفت : «اشهد ان لا اله الا الله و انك رسول الله و اشهد انهم الأوصیاء بعدك». بعد نعثل گفت: آنچه فرمودی در كتب انبیاء پیشین نیز دیده‌ام و در وصیتنامه حضرت موسی كاملاً ثبت است. آنگاه رسول اكرم صلی الله علیه وآله فرمود :«طوبی لِمَن اَحبَّهُم وَ اَتبَعَهُم و ویلٌ لِمَن اَبغَضهُم وَ خالَفَهُم ؛ خوشا به حال كسی كه آنها را دوست بدارد و متابعت نماید و وای به حال كسی كه آنها را دشمن بدارد و مخالفت كند». (4)

این تاکید بر نص و تعیین امام و جانشین رسول خدا از جانب خدا (و نه به دست مردم) از عقاید و اصول بسیار مهمی است که همواره پیشوایان دین و هادیان واقعی امت اسلامی بر آن تاکید می کردند تا مبادا مردم آدرس را به اشتباه روند و سر از وادی ضلالت و گمراهی درآورند.

عمرو بن اشعث می‌گوید : شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود :

«اَتَرون الموصی مِنّا یوصی اِلی مَن یریدُ ؟ لا وَ الله وَلكن عَهدٌ مِنَ اللهِ وَ رَسولِهِ صل الله علیه و آلیه و سلم لِرجُلٍ فَرَجلٍ حَتّی ینتَهِی الامرُ اِلی صاحبهِ ؛ شما گمان می کنید که ما به هر کس که دلمان بخواهد می توانیم امامت را واگذار کنیم؟! به خدا سوگند این چنین نیست ؛  بلكه امر امامت عهد و فرمانی است از جانب خدا و رسولش برای افرادی مشخص که یکی پس از دیگری این امر را بر عهده می گیرند تا رسد به صاحبش (یعنی امام دوازدهم) (5)

در حدیث دیگری، ابو‌‌‌بصیر می‌گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم كه نام اوصیاء را بردند و من هم نام اسماعیل(6) را بردم. حضرت فرمود: «لا وَالله یا ابا مُحمَّد ما ذاكَ اِلَینا وَ ما هُو الا الی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ‌ ینزِلُ واحِداً بَعدَ واحِدٍ ؛ به خدا سوگند این چنین نیست؛ تعیین امام به اختیار ما نیست؛ این كار تنها به دست خداست كه درباره هر یك پس از دیگری فرو می‌فرستد.» (7)

از امام صادق علیه السلام روایات بسیار روشن بخشی به ما رسیده است که با آن می توان حقیقت امامت و نیز وظیفه امام و امت را به خوبی ترسیم کرد.

آن حضرت فرمودند: «الإمامةُ عَهدٌ مِنَ اللهِ ؛ امامت میثاقی است بین خدا و انسان» (8) و شناسائی امام بر هر مؤمنی واجب است و هر كس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد همچون كافر مرده است؛ «مَن ماتَ وَ لَیسَ لَهُ امامٌ ماتَ مَیتةَ الجاهِلیةَ » (9)

آن حضرت فرمود: نَحْنُ الَّذِینَ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَنَا ؛ ما کسانی هستیم که خدا اطاعتشان را بر مردم واجب کرده است ؛ لَا یَسَعُ النَّاسَ إِلَّا مَعْرِفَتُنَا وَ لَا یُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِنَا ؛ مردم راهی جز شناخت ما ندارند و عذری هم برای نشناختن ما پذیرفته نیست؛ مَنْ عَرَفَنَا كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْكَرَنَا كَانَ كَافِراً ؛ کسی که ما را شناخت مومن است و کسی که ما را انکار کرد کافر است ؛ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنَا وَ لَمْ یُنْكِرْنَا كَانَ ضَالًّا حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى الْهُدَى الَّذِی افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنْ طَاعَتِنَا الْوَاجِبَةِ ؛ کسی که ما را نشناخت و انکار هم نکرد در گمراهی است تا اینکه برگردد به مسیر هدایتی که با پیروی از ما محقق می شود ؛ فَإِنْ یَمُتْ عَلَى ضَلَالَتِهِ یَفْعَلِ اللَّهُ بِهِ مَا یَشَاءُ ؛ چنین کسی اگر با همان حال (در مسیر گمراهی) از دنیا رود ؛ خدا خود می داند که با او چه می کند. (10)

ابوالعلاء می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: ممکن است زمین بدون امام بماند؟ حضرت فرمودند: نه.(11) در روایت هایی دلیل این وجود و حضور همیشگی بیان شده است که یکی از آنها را نقل می کنیم:

إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو إِلَّا وَ فِیهَا إِمَامٌ كَیْمَا إِنْ زَادَ الْمُؤْمِنُونَ شَیْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَیْئاً أَتَمَّهُ لَهُم‏ ؛ همانا زمین در هیچ حال از امام خالى نمی ماند؛ براى آنكه اگر مؤمنین چیزى (در اصول یا فروع دین) به دین افزودند آنها را کنار زند و اگر چیزى كم كردند آن را برگرداند. (12)

 

پی نوشت:

1. آیه 124 سوره انعام

2. صحیح مسلم، ج 6 ، ص 4

3. ر.ک به کتاب «طرق حدیث الائمة الاثنا عشر» ، الشیخ کاظم آل نوح

4. ینابیع المودة ، ص44-242

5. اصول كافی، ج1 ، ص 278

6. اسماعیل فرزند ارشد امام صادق ع است كه در حال حیات امام ع وفات یافت. با وجود این، فرقه اسماعیلیه او را امام می‌ دانند.

7. اصول كافی، ج1 ،ص277

8. همان ص 378

9. همان ص 279

10. همان ص 187

11. همان ص 178

12.  همان

امید پیشگر/سایت تبیان


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیستم بهمن 1390 توسط شكوفه

کسرا ز اقتدار قدومت فرو نشست

حضرت محمد

 

گاهی غزل بخوانم و گاهی غزل شوم

گاهی به تکه پاره ای دل بدل شوم

گاهی که صحبت از لب لعل تو می کنم

انگار که تعارف جامی عسل شوم

جانم غزال تیر نگاه نجیب توست

بی تو چگونه کشته ی تیر اجل شوم

بی مهر تو محلی از اعراب نیستم

وقتی نگاه می کنی اهل محل می شوم

گفتی ز طول سجده مقرب شوی به حشر

بگذار تا حدیث تو را فی المثل شوم

در لحظه ی خطیر حماسه مرا بخوان

ورنه به مکر زهد و ریا معتزل شوم

قالوا بلای ما به تو تنها الست نیست

روزی هزار بار چو روز ازل شوم

گفتند بی بها که بهشتی نمی شوم

من هم دعا کنید که اهل عمل شوم

حالا که مست باده ی ناب پیمبرم

 باید موحدانه کنم وصف دلبرم

ای اشهدت گواه خدا،لاشریک له

چون تو ترانه ی دل ما لا شریک له

تو آمدی و بندگی آغاز شد چه خوب

با تو شروع شد همه جا لا شریک له

عالم خبر ز خلقت یکدانه ی تو شد

تا بشنود ندای تو را لاشریک له

ابلیس از فریب شما ناامید ماند

وقتی که گفت ارض و سما لاشریک له

کسرا ز اقتدار قدومت فرو نشست

وز چارده ستون ولا، لا شریک له

بت ها صدای پای تو را تا شناختند

عابد شدند پیش تو با لا شریک له

ای بت شکن به قصر دل ما سری بزن

کسرا بریز و خیمه ی پیغمبری بزن

ای برگزیده در دو سرا مصطفی تویی

 قبل از قدیم هم شجر مرتضی تویی

ای پرتو ائمة الاطیاب ،نور تو

روح مطهر همه ی اولیا تویی

عالم به خاطر تو فقط آفریده شد

تاج سر اباالحسن مجتبی تویی

نور نبوت تو امامت به بار داد

یعنی که علت و سبب هل اتا تویی

تبریک هر رسول الوالعزم با تو گفت:

بعد سلام: سید ما انبیاء تویی

بر شان تو خلیل خدا غبطه می خورد

در ملک حق یگانه حبیب خدا تویی

ای قسط و عدل، موهبت دین حضرتت

سرمایه ی محبت آل عبا تویی

هرگز بلند مرتبه تر از تو کس نشد

السابقون تر از همه ی ازکیا تویی

امر تو شد مطاع جمیع فرشتگان

دارنده ی شرافت ترض و سما تویی

وقتی برای کرب و بلا گریه می کنی

انگار از ازل به غم کربلا تویی

ما را ظهور تو ز جهالت نجات داد

 آری صدای گرم تو ما را حیات داد

ای شیوه ی خدایی تو فوق کارها

وی سیره ی الهی تو تا دیارها

چون تو کسی حدیث ولایت نخوانده است

 حرف تو بهترین سخن روزگارها

هرگز حجاب مانع تو با خدا نبود

موسی کجا،تکلم لیل و نهارها

عالم حیات یافت ز تو چشمه ی بقا

وز اشک تست گریه ی شب زنده دارها

میلاد تو که پرده ی ظلمت کنار زد

شد کعبه پرده دار شما پرده دارها

پاکیزه تر ز گوهر نابت نیامده

ای معتبر ز تو همه ی اعتبارها

پاییز از تبری تو خشک می شود

سبز از تولی تو شود نوبهارها

بنت الوهب که واسطه ی اهل بیت توست

جان داد از صلابتتان شهریارها

دنیا شبانه روز مدار اذان تست

نام تو پنج نوبه رسد از منارها

احکام دین معطل اگر ماند بعد تو

از بس رسید آل تو را ناگوارها

در هر بلا به راه ولا امتحان شدی

لعنت به قاتل تو و هیزم بیارها

باید بساط نافله ای دست و پا کنیم

 باید امیر قافله ای را صدا کنیم

ای سینه ی تو حافظ گنجینه ی علی

تنها تویی مباشر دیرینه ی علی

قرآن فقط به سینه ی تو می کند نزول

گنج ولایت است فقط سینه ی علی

تنها نه با علی که دلش با تو هم نبود

هر کس که داشت در دل خود کینه ی علی

تو با نمک تری اگر از یوسف نبی

روی جمال تست به آیینه ی علی

کوثر عطیه ایست به خلق عظیم تو

بلکه هدیه ای به طمانینه ی علی

معراج تست لیلة الاسرای فاطمه

وان شب نشینی است به دوشینه ی علی

شایسته ی حکومت ناب محمدیست

آل علی و دولت و کابینه ی علی

روز ظهور مهدی موعود نسل تو

یوم الحسین باشد و ادینه ی علی

می میزنم ز باده ی دلبر شبانه روز

دم می زنم ز احمد و حیدر شبانه روز

محمود ژولیده

سایت تبیان



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیستم بهمن 1390 توسط شكوفه

رایج شدن صلوات با «عجل فرجهم» در مجامع عمومی برآوردن خواسته امام عصر(عج) از شیعیان و لبیك به دعوت آن حضرت است كه در توقیع شریف فرمود:

« برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید كه این فرج خود شماست»(بحارالانوار, جلد 53, ص183)

 


صلوات
در اهمیت گفتن «عجل فرجهم» بعد از صلوات

یكی از عوامل صالحی كه شایسته یك شخص منتظر می باشد گفتن «عجل فرجهم» پس از صلوات است و در عین سادگی و سرعت از بلندترین گام ها در جهت سرعت بخشیدن به ظهور آن حضرت است و از كاری ترین ضربات بر پشت شیطان لعین بوده و او را خرد خواهد نمود و خود موجب:

ایجاد یكپارچگی در جهت وفای به عهد با امام عصر(عج)

موجب دوری شیطان از شیعیان

موجب صف آرایی شیعیان به عنوان لشگر حق در برابر شیاطین

پرداخت اجر رسول مكرم اسلام حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله)

اظهار محبت به مغز و نور آل محمد(صلی الله علیه وآله) یعنی حضرت ولیعصر (عج) مداومت به گفتن «عجل فرجهم» چه فردی و چه اجتماعی باعث توجه امام عصر(عج) به انسان خواهد بود زیرا اظهار محبت موجب اظهار محبت متقابل آن حضرت خواهد شد، البته فرستادن صلوات با «عجل فرجهم» باید همانند نماز با توجه كامل باشد تا مورد رضایت و قبول حضرت حق قرار گیرد.

صلوات با «عجل فرجهم» باید با صدای بلند و رسا گفته شود تا پشت شیطان و شیطان صفتان بلرزد و در روایت است كه موجب خروج نفاق از دل انسان می شود.

مطمئناً رایج شدن صلوات با «عجل فرجهم» در مجامع عمومی برآوردن خواسته امام عصر(عج) از شیعیان و لبیك به دعوت آن حضرت است كه در توقیع شریف فرمود:

« برای تعجیل فرج بسیار دعا كنید كه این فرج خود شماست» (بحارالانوار, جلد 53, ص183)

كسی كه می خواهد برای فرج امام عصر(عج) دعا كنداگرتوجه به حقیقت داشته باشد خواهد دانست كه صلوات فرستادن در حقیقت دعا كردن برای فرج آن حضرت است.

صلوات چنانكه در روایات ذكر شده به معنی نزول رحمت پروردگار بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) است و رحمت پروردگار بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) در عالم دنیا با ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه آشكار شده و روشنایی می دهد و با ظهور آن حضرت است كه بر جهانیان فضیلت محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) یعنی خدایا آن رحمت مخصوص خود بر محمد و آل محمد (یعنی حكومت جهانی آن را ) برسان ما وقتی صلوات می فرستیم از خدای تعالی می خواهیم بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) رحمتی را نازل فرماید كه ظهور آن را به همراه داشته باشد و به واسطه این رحمت كره خاكی ما را از تاریكی, جهل و دوری از معنویت و انسانیت بدر آمده و به عظمت و فضیلت محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) پی برده و به وسیله آنان به زندگی دست یابد چرا كه اكنون در مردگی بسر می برد.

امام زمان
دعا برای ظهور امام زمان (عج)

بهترین اوقات دعا كردن برای امام زمان(عج):

امام صادق(علیه السلام) فرمود در چهار زمان و ساعت بكوشید برای دعا كردن:

هنگام وزیدن بادها ، هنگام از بین رفتن سایه ها ، هنگام باریدن باران ، هنگامی كه اولین قطره از خون شهید بر زمین می افتد. بدانید كه در این وقت درهای آسمان گشوده می شود .«مكارم اخلاق»

امام صادق (علیه السلام): دعا در چهار وقت مستجاب می شود:

در نماز وتر(قنوت نماز وتر) ، بعد از دمیدن سپیده دم ، بعد از اذان ظهر ، بعد از مغرب .«مكارم اخلاق»

 

صلوات فرستادن

امام صادق(علیه السلام) فرمود: آنگاه بر محمد و آل محمد(صلی الله علیه وآله) صلوات بفرست و بعد از دعا برای فرج حوائج شخصی خود را بخواه كه چنین دعایی مورد اجابت قرار خواهد گرفت.

 

دیدار با امام عصر(عج)

دیدار با امام زمان(عج) مربوط به مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی كه یكی از اخیار و صالحین بوده و در زمان ما اتفاق افتاده است:

در مسجد جمكران قم اعمال را بجا آورده و با همسرم می آمدم دیدم آقایی نورانی داخل صحن شد و قصد دارند طرف مسجد بروند گفتم این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد پس از آنكه ظرف آب را پس داد گفتم آقا شما دعا كنیدو فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهید. فرمود:

شیعیان ما به اندازه آب خوردنی مارا نمی خواهند اگر بخواهند دعا می كنند و فرج می رسد.(شیفتگان حضرت مهدی(عج) جلد اول)

بعضی از فوائد دعا برای فرج حضرت ولی عصر(عج)

دعا برای فرج موحب فرج خواهد شد

موجب زیاد شدن نعمتهای پروردگار می گردد.

سبب ناراحتی و اضطراب شدید شیطان می شود.

موجب نجات از فتنه های آخرالزمان می گردد.

دعا برای آن حضرت موجب دعا كردن متقابل امام عصر(عج) برای دعا كننده است.

دعا برای فرج موجب استجابت دعاهای شخص دعا كننده برای خودش است.

دعا برای فرج اداء اجر رسالت پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) است.

موجب آمرزیده شدن گناهان می شود.

دعا برای فرج انشا الله تعالی موجب تشرف به محضر مقدس حضرت بقیه الله (عج) در خواب یا بیداری می شود.

دعا كننده اگر قبل از ظهور آن حضرت از دنیا برود می تواند برای یاری آن حضرت در وقت ظهور به دنیا باز گردد.

دعا برای فرج وفا نمودن به عهد و پیمان با پروردگار و ائمه هدی(علیه السلام) است.

دعا كننده برای فرج به ثوابهای احسان به والدین حقیقی می رسد.

دعا كننده برای فرج به ارزشهایی كه برای رعایت كننده امانت مقرر شده است خواهد رسید.

موجب كامل شدن ایمان می شود.

موجب خوشحالی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) میگردد.

دعا برای فرج موجب طول عمر انسان می گردد.

دعا كننده برای فرج را ائمه هدی(علیه السلام) به خوبی و رستگاری خواهند شناخت.

خداوند متعال او را در عبادت یاری می نماید.

شفاعت او را در حق هفتاد هزار گنهكار خواهند پذیرفت.

دعا برای فرج موجب درخشش بیشتر نور معرفت امام زمان(عج) در قلب انسان می شود.

 

آنچه مهم است اینكه:

نسل حاضر خصوصا شیعیان به واسطه فراموش نمودن امام زمان(عج) به بلای عظیم محرومیت از آن حضرت مبتلا شده اند، مانند سرزمینی كه در گذشته از بی آبی خشك شده و تبدیل به شوره زار گردیده است اگر نسل های قبل از این زمین را بی آب رها كردند، نسل حاضر نیز همان برنامه را ادامه داده و اقدامی برای آبیاری دلهای خشكیده و تشنه كه از دوری آب حیات یعنی امام زمان(عج) شكاف برداشته ننموده است پس اگر نسل حاضر از پیر و جوان, زن و مرد خصوصاً جوانهای تشنه لب ما كه شیفته معنویات هستند ولی كسی نیست به آنها آب زلال محبت امام زمان ارواحنا فداه را بچشاند بپا نخیزند و یاد امام زمان(عج) را  در این دوران زنده و با آن حضرت خود را آشنا نكنند در این بلای عظیم همچنان باقی خواهند ماند.

پس بیاد امام زمان(عج) محبوب دل شیعیان و امید دل مستضعفان و حامی ستمدیدگان در هر زمان با صلوات بر محمد و آل محمد و گفتن جمله عجل فرجهم تعجیل فرج ذخیره الهی را از درگاه ایزد منان خواهیم خواست.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

 


منبع :

اسلام پدیا ؛ مقاله علی محمدصیادی

گروه دین تبیان


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 توسط شكوفه

ارتباط قلبي يکايک مردم مؤمن با مقام ولايت عظمي و وليّ الله اعظم، يکي از برکاتي است که از مشخص بودن مهدي موعود(عج) در عقيده ي مردم ما ناشي مي شود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدي و اين که کسي خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پُرخواهد کرد، شخص مهدي را هم مي شناسيم و نام و کنيه و پدرو مادر و تاريخ ولادت و کيفيات غيبت و اصحاب نزديک و حتّي بعضي از کيفيات هنگام ظهور او را نيز مي دانيم. اگرچه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگي خود نمي بينيم و او را تطبيق نمي کنيم، امّا معرفت به حال او داريم.
رابطه ي بين شيعياني که اين اعتقاد را دارند، با مقام ولايت و مهدي موعود، يک رابطه ي دايمي است و چه قدر خوب و بلکه لازم است که يکايک ما، قلباً هم اين رابطه را با توجّه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ کنيم. طبق همين زياراتي که وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زياد به خود معصوم عليه السلام مستند مي باشد، اين رابطه ي قلبي و معنوي بين آحاد مردم و امام زمان (عج) يک امر مستحسن، بلکه لازم و داراي آثاري است، زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مي دارد.

اعتماد و اميدواري به آينده، يکي از ابعاد انتظار
 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم بهمن 1390 توسط شكوفه

 

امام حسن عسگری

امام حسن عسکرى علیه السلام می دانست كه اراده الهى براى ایجاد دولت ‏«الله‏» بر روى زمین، بر این تعلق گرفته است كه فرزندش مهدى علیه السلام غیبت كند و هموار كردن راه غیبت بر عهده اوست. محیط امام علیه السلام كه محیطى فاسد و منحرف بود و سطح فکری و روحى آن پائین‏ آمده بود، نمى‏توانست تا ژرفاى این ایمان، بالائى گیرد و به بلنداى این تفكر دست ‏یابد. بخصوص كه غیبت امام رویدادى بود كه در تاریخ امت، مانندى نداشت.

اگرچه بشارت پیشینیان، به آمدن مهدى علیه السلام و روایات متواتر و صحیح از حضرت نبى‏اكرم صلی الله علیه و آله که مؤلفان کتب صحاح همچون بخارى و مسلم نیز آن را روایت كرده‏اند، اثرى عمیق در رسوخ فكر «انتظار مهدى علیه السلام» در نفوس مسلمانان داشت اما آن تصریحات، نمی توانست دشواری این مسئولیت سنگین امام عسكرى علیه السلام را کاملا برطرف سازد که ایشان بعنوان پدر مهدى علیه السلام، مردم را قانع سازد كه زمان ‏غیبت فرا رسیده است و تنفیذ آن امر در شخص فرزندش امام مهدى علیه السلام صورت‏ گرفته است. این معنى بالنسبة به فردى عادى ،امرى دشوار بود، چه،امكان‏داشت آن فرد، ناگهان ایمانش متزلزل گردد.

درباره غیبت، در منطق ایمان فرد عادى تفاوت زیادى‏ وجود دارد. فرد نمى‏تواند اثر آن را در زندگانى و بین ایمان به غیبت و اعتقاد به تنفیذ آن در زمان معاصر، حس كند. بررسى و ملاحظه آن معنى در فرضیه ‏توضیحى زیر وجود دارد.

اگر شخصى كه در صدق گفتارش تردید نداریم به ما خبر دهد كه به زودى ‏رستاخیز بر پا میشود، یا به زودى اجل ما فرا مى‏رسد، چنین خبرى به ایمان مابه او صدمه مى‏زند و در آن خدشه وارد میكند. زیرا ایمان به قبول وقوع‏ چنین امرى به نیروى مضاعف ایمان و اراده نیاز دارد و باید همه قدرت ایمانى و روحى خود را بسیج كنیم تا بدینوسیله به این امر غیبى مؤمن شویم.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 توسط شكوفه